آخرین خبرها

سپاه در کمین یک فرصت!

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
سپاه در کمین یک فرصت!

Gunaz.tv
خمینی در دوم اردیبهشت سال 1358 طی فرمانی به شورای انقلاب اسلامی رسما تاسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را اعلام کرد و شورای انقلاب اسلامی با تاسیس شورای فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، گام اساسی را در جهت سازماندهی این نهاد برداشت. سپاه نهادی نظامی و بازوی مسلح برای پاسداری و حفاظت از جمهوری اسلامی قرار داده شد.- سپاه دارای پنج نیروی نظامی مختلف است، اعم از نیروی زمینی، هوایی،دریایی، نیروی مقاومت بسیج و نیروی قدس-. سپاه،پس از تشکیل به عنوان یک نیروی نظامی خیلی سریع توانست درجات تکامل یک نیروی نظامی را طی کند و خود را مسلح کند. در طی دوران جنگ سپاه دارای تسحیلاتی شد که هیچگاه این تسحیلات و ابزار نظامی در اختیار ارتش ایران قرار داده نشد. کشتار و قتل عام سران ارتش در سالهای سیاه اعدام های دسته جمعی درجمهوری اسلامی اساسا باعث شده بود که ارتش از بنیه چندان قوی از لحاظ رهبری برخوردار نباشد و از طرفی مجهز شدن روز افزون سپاه به تجهیزات جنگی، عرصه را برای آنکه سپاه به آرامی جای ارتش را بگیرد مهیا کرد. پس از پایان جنگ، عملا دیگر سپاه، به نیروی نظامی درجه یک کشور مبدل شد و تمام امکانات نظامی در اختیار سپاه قرار می گرفت. بودجه های بسیار هنگفتی یکی پس از دیگری برای آزمایشات و مانورهای رزمی سپاه در اختیار آن قرار داده شد. سپاه، علاوه بر مجهز شدن به ابزار نظامی از طریق بخش مقاومت بسیج خود نیز توانست، نیروی انسانی خود را فزونی بخشد. با تکمیل شدن دو بخش تجیزات نظامی و نیروی انسانی، سپاه اولین فاز از پروژه خود را با موفقیت پشت سر نهاد و از آن پس، با وارد شدن در عرصه اقتصاد، فاز دوم پروژه خود را کلید زد! سپاه، فعالیت های اقتصادی خود را با اجرای پروژه های عمرانی کوچک آغاز کرد. اغلب این پروژه ها، مربوط به تعمیرات و بازسازی مناطق جنگ زده بود. اما پس از مدتی، سپاه وارد ساخت و سازهای بزرگتری شد و پروژه های بزرگی از قبیل جاده سازی، مخابراتی و... را به عهده گرفت و تا جایی پیش رفت که دیگر، پروژه بزرگی در کشور نبود که سپاه پیمانکار آن و یا دست کم یکی از دست اندرکاران آن نباشد. پس از این مرحله، سپاه حوزه فعالیت اقتصادی خود را گسترده کرد و با تاسیس شرکت های مختلف تجاری در همه بازارهای تجاری ایران وارد شد.- بر طبق شواهدی سپاه تا کنون بالغ بر 500 شرکت تجاری بزرگ را در اختیار دارد- و از طریق همین شرکت ها در تمام مناقصات پروژه های بزرگ و ملی شرکت کرد و یکی پس از دیگری آنها را قبضه کرد. سپاه از حمایت مستحکم رهبری برخوردار است و از طرف دیگر دستش برای برخوردهای امنیتی در دست یابی به مدارک محرمانه ی شرکت ها و مناقصات باز بوده است، وبه همین سبب توانست تمام رقیبان خود را در بخش خصوصی کنار بزند. قیمت های ارئه شده توسط سپاه هرگز واقعی نبوده و بخش خصوصی توان رقابت را پیدا نمی کند.بخش خصوصی به خاطر تغییر قیمت ها و دیرکرد کار جریمه می شود در حالیکه که سپاه در برابر چنین وقایعی از مصونیت برخوردار است. پروژه های اجرایی توسط سپاه در طی این سالها هرگز بازنگری مالی نشد و کمیسون های مالی مجلس، قوه قضاییه و نهاد های بازرسی هیچگاه توان به چالش کشیدن سپاه را نداشتند و اگر روزنامه و یا رسانه ای اقدام به چنین کاری می کرد به شدت مورد سرکوب قرار می گرفت. سپاه با وارد شدن به عرصه اقتصادی کشور و قوی شدن در آن، دومین اهرم قدرت خود را هم در کنار اهرم اول- تبدیل شدن به نیروی نظامی درجه یک کشور- قرار داد. عدم نظارت بر روند مالی و اقتصادی سپاه و کسب پول های نامشروع بسیار از این طریق، این راه را پیش روی سپاه نهاد تا با تکیه برمنابع مالی هنگفت وارد میدان سیاست بشود. وارد شدن سپاه به حوزه سیاسی کشور و دخالت مستقیم در آن، با حمایت سپاه از کاندیداتوری، محمود احمدی نژاد در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اشکار شد. حمایت ها و تبلیغات گسترده سپاه و حتی نفوذ و دخالت سپاه در نتایج رای گیری،در به قدرت رسیدن احمدی نژاد،بسیار موثر و کارآمد بود. پس از به قدرت رسیدن احمدی نژاد، او بسیاری از افراد سپاه و یا کسانی را که مورد تایید سپاه بودند در اطراف خود گرد آورد. پس از مدت کوتاهی، از روی کار آمدن دولت احمدی نژاد، عملا سپاه بسیاری از پست های کلیدی و حساس دولت را از آن خود کرد و تا آنجا که توانست از این فرصت استفاده کرد و جابجایی های بسیاری را در سطح مدیریتی کشور به نفع منافع خویش انجام داد و این روند را دنبال کرد- از این جابجایی های مهم می توان به حضور صادق محصولی در پست وزارت کشور اشاره کرد- با ورود سپاه به میدان سیاسی کشور، چهره نظام از حالت مذهبی وایدئولوژی در حال تغییر به چهره نظامی قرار گرفت. سپاه، اندک اندک با قوی شدن در عرصه سیاسی کشور، دارد به قدرتی تازه در نظام تبدیل می شود که هرسه اهرم، نظامی، اقتصادی و سیاسی را در چنته دارد و می کوشد تا با تکیه بر مثلثی قدرتی- نظامی، اقتصادی،سیاسی- که در اختیار دارد سرنوشت اصلی حاکمیت و کشور را در اختیار بگیرد. در واقع آنچه که در میدان نبرد حاکمیت این روزها به چشم می اید، نه نبرد اصلاح طلبان و اصول گراهاست که نبردیست که در پشت پرده میان قدرت تازه و نوینی در عرصه سیاست به نام سپاه و روحانیون حکومتی در جریان است. سپاه می کوشد تا با کنار زدن روحانیون حکومتی خود را بیش از پیش به رهبری حکومت نزدیک کند و در واقع ارتباط روحانیون حکومتی را با رهبری نظام کمرنگ تر کند. اگر چه در انتخابات پیش رو باز هم سپاه حامی، احمدی نژاد خواهد بود و تمام توان خود را به کار خواهد گرفت تا دوباره او را بر مسند ریاست جمهوری بنشاند اما با پیروزی دیگر نامزدها در انتخابات هم بدون شک سپاه از میدان بیرون نخواهد رفت و از راههای دیگری وارد خواهد شد. انچه امروز بیش از هر چیزی باید مورد توجه قرار گیرد این نکته است که بدون شک عملکرد سپاه در طی سالیان گذشته نشان دهنده این امر است که، سپاه در کمین فرصتی است تا حیطه خود را بر مملکت و حاکمیت گسترش دهد، و نظریه پردازان سیاسی و روشنفکران و فعالان سیاسی باید در پی ارائه راهکارهایی باشند که نفوذ سپاه را درعرصه سیاسی کشور بکاهد، زیرا اگر این نظام مذهبی استبدادی، به حاکمیتی، نظامی- استبدادی تبدیل شود، راه مردم ایران برای رسیدن به آزادی و دموکراسی بسیار سخت تر و هزینه آور تر خواهد شد. سپاه خطر بزرگیست برای پروژه نهادینه شدن دموکراسی در این کشور که نباید آن را دست کم گرفت. نگارنده: رهام بختیار

اخبار منتخب

Most Read