آخرین خبرها

اجرای اعدام سه متهم زیر 18 سال به تعویق افتاد

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
اجرای اعدام سه متهم زیر 18 سال به تعویق افتاد

Gunaz.tv
سرمایه، لیدا ایاز: با موافقت رئیس قوه قضائیه حکم اعدام محمدرضا حدادی که قرار بود ششم خرداد ماه در زندان عادل آباد شیراز اعدام شود برای بررسی بیشتر و نیز تعیین تکلیف نهایی در شورای نگهبان قانون جدید مجازات اسلامی به تعویق افتاد. محمد مصطفایی وکیل وی با ابراز خرسندی از اعلام این خبر گفت: «قرار است پرونده محمدرضا برای رسیدگی مجدد به دیوان عالی کشور ارسال شود. من از تمام کسانی که در جلوگیری از اجرای این حکم تلاش کردند به ویژه آقای جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه و جناب آقای شاهرودی رئیس این قوه صمیمانه سپاسگزارم.» وی همچنین از به تعویق افتادن حکم اعدام دو متهم به قتل دیگر که در 15 و 16 سالگی مرتکب قتل شده بودند خبر داد و اظهار داشت: «خوشبختانه احکام اعدام «صفر انگوتی» و «امیر خالقی» نیز که قرار بود بنا به رای دادگاه و اجرای احکام در اردیبهشت ماه گذشته اجرا شود تا زمان بررسی و تعیین تکلیف نهایی قانون مجازات اسلامی که در کمیسیون حقوقی مجلس شورای اسلامی تحت بررسی است، تعلیق خواهد شد.» شرح ماجرا: محمدرضا حدادی 20 مهر ماه سال 82 محمدرضا حدادی در 15 سالگی همراه چند تن از دوستانش در حالی که کنار جاده ایستاده بودند سوار ماشینی شده و تصمیم به دزدیدن ماشین می گیرند. زمانی که راننده خودرو به بهانه دستشویی رفتن یکی از آنها می ایستد آنها مرد را با ضربه ای به سرش بی هوش کرده و در صندوق عقب ماشین مخفی می کنند. آنها طی راه زمانی که از زنده بودن مرد آگاه می شوند، تصمیم می گیرند وی را با تسمه پروانه ماشین خفه کنند. سپس جنازه را در گودالی انداخته و آتش می زنند. محمدرضا حدادی که به اتفاق دیگر دوستانش دست به ارتکاب این قتل زده بود،شد پس از دستگیری به دلیل اینکه یکی از دوستانش به وی قول داده بود که پولی به مادرش بدهد ارتکاب قتل را گردن می گیرد اما وقتی متوجه می شود پولی در کار نیست گردن گرفتن قتل را تکذیب می کند و در نهایت پس از تایید حکم در دیوان عالی کشور به قصاص محکوم می شود. امیر خالقی امیر خالقی متولد سال 1369 و در حال حاضر 18 ساله است. او 26 دی ماه سال 85 پس از اینکه از داروخانه مقداری الکل سفید خریده و با آب پرتقال مخلوط کرده و می نوشد به خیابان می رود و تعدادی از دوستانش را می بیند که با دستفروشی صحبت می کنند. به سمت آنها می رود و به فروشنده، به شوخی می گوید به این بچه ها چیزی نفروشید. این حرف باعث ایجاد درگیری بین این چند نفر می شود. امیر در مراحل دادرسی اعلام می کند که قصد درگیری و ایراد ضربه به بدن مقتول را نداشته است و نمی داند چطور در آن لحظه از چاقو استفاده کرده و ضربه ای به سینه علی ملک پور یکی از دوستانش در محل حادثه زده و وی را به قتل می رساند. امیر پس از ارتکاب جرم ساعت ها در خیابان های تهران پرسه می زند و سپس به قم وجمکران رفته و در نهایت به دلیل عذاب وجدان خود را به مرجع انتظامی معرفی می کند.پرونده تشکیل شده علیه وی به شعبه 74 دادگاه کیفری استان رفته و قضات این شعبه او را به قصاص نفس محکوم و پس از آن نیز شعبه 27 دیوان عالی کشور حکم صادره را تایید می کند. صفر انگوتی صفر انگوتی در زمان ارتکاب جرم 17 ساله بود. او در تشریح حادثه می گوید: «ساعت حدود 7:30 تا 8 شب چهارم فروردین سال 86 بود که با دوستانم به نام های محمد، مصطفی، سیروس و اسماعیل درحال قدم زدن در خیابان طالقانی بودیم. چند دقیقه ای گشتیم. یکی از دوستانم گفت از خیابان نگارستان برویم به آخر کوچه که رسیدیم دو نفر ایستاده بودند؛ یکی مقتول بود که با فاطمه (دختر مورد علاقه من صحبت می کرد) و دیگری از دوستان مقتول به نام مجتبی بود. تا فاطمه من را دید مخفی شد و سپس محل را ترک کرد. مهدی به طرف من آمد و گفت چه می خواهی و من گفتم آمدم احوالپرسی کنم. به من گفت سوار موتور شو،می خواهیم جایی برویم. من هم سوار شدم. مسافت کوتاهی حرکت کردیم. مهدی موتور را نگه داشت. گویا مست بود، به من حرف های نامربوطی زد و ما با هم درگیر شدیم و دوستانم آمدند و ما را جدا کردند. خیلی ترسیده بودم. به منزل رفتم و برای اینکه برایم اتفاقی نیفتد یک چاقوی دست ساز که قبلاً داشتم را برداشتم و به کمرم بستم. آمدم بیرون از خانه به طرف منزل یکی از دوستانم رفتم. در راه بودم که از پشت صدای موتوری را شنیدم. برگشتم، دیدم مقتول به سرعت به طرف من می آید. از ترسم چاقو را در آوردم بدون آنکه قصد ضربه زدن داشته باشم به او گفتم بایست ولی او نایستاد و به طرف من آمد. من دستم را به طرفش بردم. اصلاً نفهمیدم چطور شد. اصلاً فکر نمی کردم چاقو به وی اصابت کرده باشد. چاقو به یقه پیراهنش خورده بود و مقتول تعادلش را از دست داده و به وانتی که در نزدیکی ما بود برخورد کرد. ته چاقو با برخورد به وانت به گردن مقتول فرو رفت. نمی دانستم باید چه کار کنم. صحنه را رها کردم و ناخواسته دویدم و به خرابه ای رسیدم. تا ساعت 12 شب آنجا بودم. به سمت منزل فاطمه رفتم و به پدر فاطمه گفتم من به خاطر دخترشما یک نفر را با چاقو زدم.او به من گفت فرار کن. من به سمت خیابان بانک صادرات رفتم و تعدادی از دوستانم را دیدم. از آنها مقداری پول گرفتم و به سمت حرم حضرت معصومه در قم رفتم. عذاب وجدان داشتم. بعد از راز و نیاز کردن تصمیم گرفتم خودم را معرفی کنم. به منزل آمدم و با پدرم به پاسگاه رفتم و خودم را معرفی کردم.» در نهایت شعبه 74 دادگاه کیفری استان حکم به قصاص وی صادر و دیوان عالی کشور نیز حکم صادره را تایید کرد.

اخبار منتخب

Most Read