آخرین خبرها

مشاهدات عینی یکی از شرکت کنندگان در مراسم دیروز موسوی در تبریز

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
مشاهدات عینی یکی از شرکت کنندگان در مراسم دیروز موسوی در تبریز

Gunaz.tv
امروز دوشنبه چهارم خرداد هشتاد و هشت بار دیگر نعره های حقانیت فرزندان دلیرآذربایجان آسمان تبریز را شکافت و فریاد رشادت و هویت طلبی خود را به گوش خفتگان زود باور این دیار رساند . آری امروزبار دیگر پایه های شوونیزم فارس به لرزه درآمد . امروز فریادهای پر خروش فرزندان آذربایجان صدای نژاد پرستان فارس و صدای حامیان آنها رادر گلو خفه کرد . آری امروز هم از آن آذربایجان بود . آذربایجان بیدار شده است . امروزمصادف با قرار سخنرانی موسوی که در استادیو تختی تبریز برگزارمیشد آذربایجانی هایی که برای احقاق حقوق ملی و فرهنگی شان و نیز در اعتراض به توهین ها و تحقیر های بی حد و انتهایی که در حقشان میشود و این بار هم کار را به آنجایی رسانیده اند که غیر از ملت های مظلوم غیر فارس به ائمه اطهار و اهل بیت مسلمین نیز در قالب لطیفه های تفریحی توهین بعمل میآید و آن هم از زبان بظاهر روحانی های رده اولی که تازه سادات شیعه نیز خوانده میشوند ، به استادیو تختی آمده بودند. از همان ابتدا فریاد های برحق " یاشاسین آذربایجان " و " تورک دیلینده مدرسه " فضای استادیو را پر کرده بود تا اندازه ای که عده زیادی از مردم به جمع آنان افزوده میشدند . تنها وقتی که آیات کلام الله مجید از بلندگو قرائت میشد به احترام قرآن همه سکوت کردیم . پلاکارت های زیادی نیز در دستانمان بود که درآنها اعتراض ها و خواسته های بر حق مان به چشم میخورد . در پلاکاردی که من در دست داشتم نوشته شده بود " اصل 15 " . خلاصه پس از ساعتی که دیگرتاب شنیدن شعارهای حق طلبی ما را نداشتند عوامل بیشرف و مامور شخصی با استفاده از گاز اشک آور و باتون و اسپری چشم به مردم هجوم آوردند و آنان را به طرز وحشیانه ای که تنها از بیماران " مازوخیسمی " انتظار میرود ، مردم را مورد ضزب و جرح قرار دادند . عده زیادی را دستگیر کردند . 1- در بین دستگیر شدگان فردی بنام " جهانبخش بختاور " نیز بود که من را نیز که به دستگیر کردن او اعتراض کردم ، با باتون کتک زدند . در این بین شنیدم که " عبدالعلی زاده " هم در راه استادیو است . خودم را به او رسانیدم . از او پرسیدم آیا من بعنوان یک ایرانی حق دارم حرف خودم را در آنجا بزنم ؟ او با لبخندی گفت البته که حق دارید . به او گفتم من فقط پلاکارد اصل 15 را در دست داشتم . و اجرای اصل 15 هم جزو همان شعار ها و وعده هایی است که موسوی گفته است حتما اجرا میکنم . پس چرا من را اینگونه کتک زده اند ؟ عبدالعلی زاده به من گفت اشتباه شده است . " حتما آنها فکر کرده اند که تو پان تورک هستی ." که تو را زده اند . 2 - تا ج الدینی هم آنجا بود و او در جواب دادن به خبرنگاری که همه سوالاتش را به زبان ترکی از تاج الدینی می پرسید ، فارسی جواب میداد تبلیغات کنندگان موسوی در دستانشان پرچم و کلاه مقوایی و غیره پخش میکردند . یکی از آنها به من نزدیک شد و گفت خانوم پرچم ایران بدم ؟ من هم به او جواب دادم که خوب نکاه کنید این پرچم ایران نیست این پرچم جمهوری اسلامی است . با تعجب از من دور شد و آنطرف تر دیدم که همه آن کاغذ ها را کنا ر خیابان به گوشه ای انداخت . کمی بعد آن یکی پسر ژیگولی که به سختی میشد پسر بودنش را تشخیص داد ، وتعدادی کلاه مقوایی توی بغلش داشت نزدیک آمد و گفت : خانوم کلاه میخواهین ؟ گفتم نه نمی خواهم . این کلاه ها را فقط سر شما میتوانند بزارند . آنطرف ترهم عده ای نوار پارچه های سبز رنگی را به گردن هم دیگر گره میزدند که آدم وقتی خوب دقت میکرد چیزی جز افسار چهار پایان نبود

اخبار منتخب

Most Read