آخرین خبرها

ملتی سرآمد ، و حکومتی رسوا !

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
ملتی سرآمد ، و حکومتی رسوا !

Gunaz.tv
محترم مومنی روحی به همه جای این دنیای پهناور نظری بیفکنید ، به دانشگاههای معتبر گیتی ، بهترین و زبده ترین اساتید آنها ، ایرانی هستند . اگر به اکثر مراکز علمی و تحقیقاتی جهان توجه بنمائید ؛ ملاحظه خواهید نمود ، که بیشتر دست اندر کاران آن پژوهشکده ها ، کسانی هستند که از ایران به آنجا مهاجرت نموده اند . خلاصه به هر سوی این جهان بزرگ که روی بنمائید ؛ خواهید دید که جایگاه وسیعی از همه پیشرفتهای علمی و دانشهای مورد نیاز ساکنین این کره خاکی ، متعلق به فرزندان کوروش ، و مخلوق اهورای پاک است . ولی اگر با همان دید اجمالی ، که به طبقه یاد شده در بالا نگریستید ؛ به بخشهای دیگری از این عالم بنگرید ؛ متأسفانه می بینید که بسیاری هم با وام گرفتن از نام ایران و ایرانی ، در صدد نابود ساختن حیثیت باستانی مردم ایران زمین می باشند . اینان کسانی اند ، که عرب تبارند و به وضوح از نام پارسیان ایرانی ، بیشترین بهره گیری را می نمایند . آیا غیر از تروریستهائی که نظام آدمکش جمهوری اسلامی ، به آنها مأموریتهای ویژه ، برای نابودی انسانهای دیگر داده است ؛ که به عملیات تروریستی بپردازند ؛ و با سوء استفاده از نام ایران و ایرانی ، به پلیدی هایشان ادامه بدهند ؛ تیرگی و شرمساری دیگری را بر قاموس کشورمان می بینید ؟ آری سیاهی یک شب ظلمانی ، که با نام حکومت اسلامی ، پرده ای ضخیم و نفوذ ناپذیر ، بر گرداگرد میهنمان کشیده است ؛ و در زیر تیرگی آن به انجام داد ن بدتیرین کنشهای غیر انسانی خودش مشغول است ، چه نامی می توان داد !؟ تصوراینکه ملت شریف ایران ، آریائیان پاک نهاد ، در چنین شرایط بحرانی به انتظار آن معجزه رؤیائی بنشینند ؛ که سرانجام دستی توانا از پس پرده غیب آشکار بشود و حجم کلفت و تیره این پرده ننگین را ، از همه افقهای مام میهنمان بزداید ؛ موی بر تن آدمی راست می کند ! چرا باید ایرانیان در این پندار غلط روزگار بگذرانند و خود مشغولی شان امید بستن به ابرقدرتهائی باشد ، که قبل از دلسوزی برای ایران و ایرانی ، به چگونگی انباشتن جیبهای گشا دشان از ثروت بی نهایت ایران می اند یشند ؟ آنانی که در انتظار اعجازی از سوی آمریکا ، و یا انگلیس ، به مالیخولیای فکری خودشان اجازه می دهند ، که بی وقفه با حیثیت قومی ، و ارزشهای نژادی و باستانی شان اهانت بشود ؛ کسانی اند که جوهر انسانی و آزادگی خویشتن را ، از دست داده اند . اینها در این مدت سی سال ناامید کننده ، از فرط یأس و حرمان ، به جائی رسیده اند ؛ که داستان زیر ، در موردشان مصداق می یابد ! رایج است که در زمانهای گذ شته ، وقتی حاکمی زورگو و خونخوار ، در مملکت ما حکومت ظالمانه ای داشته است ؛ به خاطر سودجوئی هایش ، تا می توانسته به مردم ظلم و ستم بی حدی را روا می داشته . او با دادن بخشی از قدرت زورمدارانه خودش، به نیروهائی که به آنها " گزمه " و " عسس " می گفتند ؛ و سرکرده شان را هم " داروغه " می نامیدند ؛ توان مرد م آن زمان را بریده بوده اند ؛ و همه خصوصیات انسانی آنها را ، تحت الشعاع فشارهائی که بر آن ستمدیدگان روا می داشتند قرار داده بودند . مردم بی نوای آن سامان ، ناگزیر بودند که طبق دستور حکومت وقت ، و جبر و فشاری که گزمه ها و داروغه بر آنها وارد می ساختند ؛ همه روزه صبح اول وقت از دروازه شهر به بیرون از آن بروند ؛ و به نوعی بیگاری سخت و توانفرسا بپردازند . هنگام غروب هم که بر می گشتند ؛ به تعداد عائله شان قرص نانی از آن جباران می گرفتند و به خانه هایشان می رفتند ؛ و در کنار خانواده مفلوک تر از خودشان سد جوع می نمودند . همه روزه ، هنگام خروج از درب دروازه ، و نیز گاه داخل شدن به درون شهر ، گزمه های بی انصاف ، یک " اردنگی " ( با پا بر پشت کسی نواختن و او را به چند متر دور تر پرتاب نمودن ) ، به آنها می زدند . تا سپس بعد از نوش جان نمودن آن اردنگی اجازه داخل و خارج شدن را به آنها بدهند . وصف اسارت و اوضاع اسفبار اهانتهائی که به آن مردم بدبخت روا می گشت ؛ حتی خود آنها را هم ، دچار حالتی کرده بود ، که صبح اول وقت هر کس می کوشید که زودتر از بقیه ، جلوی گزمه ای که اردنگی دردناک را به آنها می زده است قرار بگیرد و زودتر از دیگران ، اردنگی اش را نوش جان بکند و به بیرون از شهر برود !!! هنگام غروب آفتاب هم ، اوضاع به همین صورت بود . هر کدامشان در این تفکر بودند، که سریعتر از بقیه آن اهانت را دریافت کرده و به درون بروند . برای در یافت اهانت و تحقیرشان هم می کوشیدند ! ولی هرگز به این اند یشه فرو نمی رفتند ؛ که تعداد خو دشان خیلی بیشتر از گزمه های حکومتی حاضر در مقر خروج و ورود از شهر و به آن است ! اگر هر کدام یک گزمه را دست می بست و از حیطه قدرت خارج می نمود ؛ تمامی آن زورمداران ، توان ایستادگی در مقابل آن گروه را از دست می دادند و کار آن فرومایگی سالیان دراز خاتمه می یافت . " سالها دل طلب جام جم از ما می کرد وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد . " حال قضیه آن مر دم و فشارهائی که داروغه ها و گزمه هایشان بر آنها روا می داشتند ، شباهت زیادی به اوضاع و احو ال کنونی ملت ایران و گزمه های نیروی انتظامی حکومت ظالم و ستم پیشه نظام جمهوری اسلامی دارد . با این تفاوت که در آن زمانها ، خبری از رسانه های گروهی نبود ؛ و مردم نمی توانستند در جریان جدیدترین رویدادها قرار بگیرند ؛ و بیشتر آگاهی بیابند . و یا گزارشهای عملیات و کردارهای خو دشان را ، به همه نقاط دنیا مخابره بنمایند . عبثا ، که با اینهمه امکانات و پیشرفتهای روزافزون ، هنوز ملت شریفی چون ساکنین خاک پاک ایرانزمین ، اجازه بدهند که صبحگاهان و شبانگاهان ، آن " اردنگی " را بخورند ؛ و قرص نانی به نزد خانواده شان ببرند ! اندوه بها ندادن به خود ، و بی توجه بودن به ارزشهائی که همه مردم دنیا بر آن اذعان دارند ؛ ولی متأسفانه هموطنان خو دمان ، از میزان اهمیت آنها ، یا خبردار نیستند ؛ و یا خود را به بی خبری می زنند ؛ بار گرانی است به د وش غمخواران این مرز و بوم . حاصل این آرمانهای تهی از خیرخواهی که دیده امید به اجا نب دوخته بشود ؛ چیزی نخواهد بود ؛ به غیر از سرگردانی و سالها اسارت در زیر یوغ بیگانگان. بهار 1388 هلند محترم مومنی روحی

اخبار منتخب

Most Read