آخرین خبرها

نامه ای از یک متوهم به محضر استاد اعلمی

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
نامه ای از یک متوهم به محضر استاد اعلمی

Gunaz.tv
نامه ای از یک متوهم به محضر استاد اعلمی امیر م. سلام آقای اعلمی عزیز. باور کنید می دانم سرتان شلوغ است و اوقاتتان پر و قلمتان مشغول. که کاندیدای ریاست جمهوری اصولا زمانی برای خاراندن سر ندارد و شاید هم، سری برای خاراندن!. دقایقی بیش مصدع لحظاتتان نخواهم شد و تنها و تنها، از افق ذهن یک ترک آذربایجانی سوالاتی کوتاه را در محضرتان خواهم گستراند. باشد که شاید جوابی دهید و محکوم به اخراج از اتاقم ننمایید! 1) فرموده اید«آذربايجان تشكيلات من است و من سرسپرده آذربايجان هستم». واقعا اعتقادتان به جامعه مدنی و دموکراسی و تحزب در این شعار تجلی یافته است که آذربایجان، تشکیلات من است؟!. دکتر اعلمی عزیز ما که همگی می دانیم شما کوچکترین وجه قرابتی با آنچه پوپولیسم خوانده می شود ندارید و همیشه از آن دوری جسته اید.. می شود خواهش نمایم کمی مفصلتر بیان فرمایید منظورتان از این تشکیلات چیست؟. می دانم خنده دار است گفتنش، اما چه کنم که مدام به ذهنم فشار می آید نسخه ای از اساسنامه این تشکیلات را از جنابعالی به عنوان فردی حقوقدان و آگاه به تشکیلات آذربایجان بخواهم!. فقط عاجزانه ملتمسم نگویید آن را باید در قلوب تک تک ساکنان آذربایجان جویید. آخر، شما که پوپولیست نیستید. اصلا، دکتر اعلمی عزیز که خود را سرسپرده آذربایجان می دانید، بینشتان در قبال تشکلات منتسب به آذربایجان که فعلا غیرقانونی نامیده می شوند چیست؟. آیا شما هم تمامی اعضای آنان را سرسپرده اجانب و مزدور بیگانه می شناسید؟. اینها کلهم به کنار، لااقل در صورت ناراحت نگردیدن و احیانا احراز صلاحیت بنده در پرسش از محضر جنابعالی، این آذربایجان را که اشارت فرمودید کدامین حوزه جغرافیایی می دانید و جمعیت ساکنانش و ترکان ایران را چه حساب می دارید؟ 2) استاد اعلمی، در زحماتی که برای آذربایجان کشیده اید و رنجهایی که دیده اید شکی به اذهان متبادر نمی شود و اصلا مگر می شود به آقای اعلمی عزیز شک نمود؟!. اما آن چه عجیبم آمد و شگفت زده ام کرد، نیافتن لیستی مبسوط از آن چه برای آذربایجان کبیر کرده اید است. دکتر اعلمی که 8 سال در مسند نمایندگی از تبریز در مجلس شورای اسلامی بوده اید و دو بار از فیلترینگ شورای نگهبان عبور نموده اید، جستجویم مرا به خیل مصاحبات جنجالیتان در قبال نکات و نقاط مختلف ایران رهنمون ساخت و برخوردهایتان با وزرای رئیسان جمهور را پیش چشمانم آورد که مدام می پرسیدید چرا به اوضاع ایران نمی رسند و در عوض، در قبال آذربایجان هر چه در مخیله ام گشتم از آن مجلس ششم که چیزی به ذهنم نیامد و از این مجلس دیگر هم جز یک سخنرانی بعد از بروز فجایع خرداد و آن زمان که دیگر کار از کار گذشته بود، و یکی دو نامه و سوال از وزیر که چرا لغات ترکی بر سردرب مغازه ها اجازه حک نمی یابد نیافتم. این، آن همه اعتقادتان به سرسپردگی آذربایجان است؟!. کاش یارانتان شمشیر بر رویم نکشند که چرا با فخر آذربایجان چنین سخن گفته ام و دیگر کاندیداها را ندید گرفته ام، که مشکلم جای دیگری است. آن جا که دکتر اعلمی عزیز بر لیست مطول آنچه کرده است پای می فشارد و من می مانم و حافظه خالی ام، که مگر حرکت حق طلبانه آذربایجان در سردرب مغازه ها تبلور یافته است؟. برادر اعلمی، مفتخر بودم تابستان امسال همراه با 8 دوست گرانقدرم به جرم آن چه اقدام علیه امنیت می نامیدند 100 روز مهمان انفرادیهای اطلاعات باشم و همراه با آن عزیزان، احکامی سه ساله برگیریم. آقای اعلمی، یادتان می آید برایمان چه کردید؟. برای دوستان ستاره دارمان چطور؟. برای دیگر بازداشت شدگان این سالهای آذربایجان چطور؟. راستی آقای اعلمی، خواب آن نطق آتشین و غرایتان در میدان ساعت تبریز که در اعتراض به رد صلاحیتتان ایراد نمودید هنوز که هنوز است مو بر تنم سیخ می کند!. کاش اینان را نیز برای یارانتان تعریف فرمایید. 3) قول داده بودم بر کوتاهی سخن و این، آخرین پرسشم از محضر شما استاد گرامی خواهد بود. متاسفانه مدتی است نکته ای توهمدانم را قلقلک داده و متورم نموده و متوهم گشته ام. که هجمه ایجادیتان علیه جبهه اصلاحات و خصوصا آقای کروبی و در عین حال بی تفاوتیتان در حق اصولگرایان و مشخصا آقای احمدی نژاد را چگونه خوشبینانه درک و هضم نمایم؟. اگر خود را قائل و متعلق به اصلاحات مشمول آقایان کروبی و موسوی می دانید و از سوی دیگر هم ادعا دارید تشکیلاتتان آذربایجان است، آیا حرکت حق طلبانه آذربایجان را تا حد یک حرکت اصلاحی منشعب از مرکز در چهارچوب ساختار متصلب سیاسی ایران تنزل نداده اید؟. شما که بهتر از من می دانید، حرکت حق طلبانه آذربایجان گرچه وجوه مشترکی با جنبش اصلاحات ایرانی دارد اما از وجوه مفارقت فراوانی نیز برخوردار است. این حرکت آذربایجان محور را هیچگاه نمی توان شاخه ای منشعب از دیگری به حساب آورد و این دو در ایده آل ترین برداشت، دو بال پرواز جامعه ای آزادند. اما نکته عجیب در معمای دیگری است. جالب است انزوای بعد از رد صلاحیتتان را در نظر داشتن و این که در این همه مدت که بر سر ایران و آذربایجان با حسن نیت آقای احمدی نژاد هر چه مائده آسمانی بود فرود آمد و خبری و ذکری و نطق آتشینی از سوی جنابعالی رسانه ای نگشت، که در دوران آقای خاتمی هفته ای نبود ایشان را به چهار میخ نکشید و در زمامداری آقای احمدی نژاد که مردم از فرط خوشحالی مدام کله هایشان را بر درو دیوار می کوبند نه سوالی و پرسشی و میخی از سوی شما، و جالبتر و بامزه تر این که باز خود را متعلق به جبهه اصلاحات می دانید!!. برادر اعلمی عزیز، خنده دار نیست که از زمان اعلام رسمی کاندیداتوری خویش پیکان حملاتتان را به سوی افرادی گرفته اید که خود را منتسب به آنان می دانید؟. چرا از آقای احمدی نژاد که رئیس جمهورتان است و ملزم به پاسخگویی به فرد فرد اعضای این کشور مواخذه ای نمی فرمایید؟. چرا گیر سه پیچ داده اید به آقای کروبی و اما اصول گرایان و مسببان سوق مملکت به چنین احوالاتی را به حال خویش آزاد نهاده اید؟. راز این رفتار را چگونه درک کنم؟. ذهن شرقی، ذاتا متوهم است آقای اعلمی. نمی دانم، نکند آقای اعلمی ماموریتی دارد در کودتای مهندسی آرا و ورود به عرصه انتخابات صرفا جهت سوزاندن سبد رای اصلاحات و خصوصا آقای کروبی. ذهن شرقی است دیگر، چه می شود کرد! با تشکر از جنابعالی جهت تحمل سخنانم و بیرون نکردنم از اتاق.

اخبار منتخب

Most Read