آخرین خبرها

رئيس كانون نوانديشان گلستان در مصاحبه با روز:‏ - یکشنبه 6 اردیبهشت 1388 [2009.04.26] : اقوام، شهروندان درجه 2 نیستند‏

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
رئيس كانون نوانديشان گلستان در مصاحبه با روز:‏ - یکشنبه 6 اردیبهشت 1388 [2009.04.26] : اقوام، شهروندان درجه 2 نیستند‏

Gunaz.tv
با محمد علي اخلومدي، از فعالان سياسي استان گلستان ورييس كانون نوانديشان گلستان، در مورد انتخابات، نهادهای مدنی و حقوق ‏اقوام ایرانی گفت و گو کرده ایم. به گفته وی "تبعيض هاي بي شمار منجر به عقب افتادگي استان ها به ويژه درحوزه مناطق تركمن ‏نشين شده؛ لذا كانديداهاي موجود تنها با توجه به اين تبعيض ها است كه مي توانند مانند دوم خرداد 1376 اقليت قومي – مذهبي تركمن ‏را وارد صحنه سياسي – انتخاباتي كشور كنند."‏ كانون نوانديشان گلستان كه درسال 1352 تاسيس شد، پس از پيروزي انقلاب به علت مواضع مستقل و منتقدانه خود همواره از سوي ‏نهاد هاي قدرت مورد تهدید قرار گرفته است. اين گفت وگو درپي مي آيد. ‏ ‎‎دراستان گلستان وضعيت اقتصادي مناطق‎ ‎تركمن نشين چگونه است؟‎ ‎ با توجه به آنكه منطقه صنعتي نيست، ممر درآمد مردم هنوز به طور عمده از طريق دامداري، كشاورزي، دريا و امور خدماتي و بازار ‏حاصل مي شود؛ اما در مناطق تركمن نشين هر كدام از اين بخش ها به دليل بي سياستي ها و همچنين نداشتن استراتژي خاص دچار ‏آسيب شده است. به عنوان مثال دشت تركمن كه زماني مركز توليد پنبه بود، هم اينك به دليل نابودي پنبه محروم از اين كشت و فوايد آن ‏است. اگر زمانی ترکمن صحرا، به‎ ‎تنهایی نیمی از گندم تولیدی و دو سوم کل پنبه تولید شده در ایران را به خود اختصاص‎ ‎داده بود، ‏امروز درسايه سياست هاي غلط و غير كارشناسي، این امر متعلق به‎ ‎گذشته و به خاطره ای دور از دوران شکوفایی اقتصاد کشاورزی ‏اين منطقه مبدل شده است. حتي بسياري از كارخانه هاي پنبه پاك كني به دلیل عدم مدیریت لایق و کارآمد و عدم کشت پنبه‎ ‎در ترکمن ‏صحرا، امروزه از کار افتاده و تماماً به انبار گندم و‎ ‎گاراژ وسایل تکنیکی کشاورزی و دیگر محصولات غیر صنعتی کشاورزی تبدیل ‏شده اند. از‎ ‎سطح مساحت زیر کشت گندم کاسته و به زمین های کشت صیفی جات، برنج و دانه های‎ ‎روغنی افزوده شده است. البته بی ‏برنامگی مسئولان امر در‎ ‎ارگان های کشاورزی و روستايی و عدم تشخیص نیازهای بازار از طرف آن ها و عدم راهنمايی‎ ‎اصولی ‏كشاورزان در انتخاب نوع کشت، حرص و ولع دلالان و واسطه‎ ‎های مسلط بر محصولات بازار کشاورزی را موجب شده است. دلالان ‏با توجه به اين شرايط سعی مي كنند محصولات تولید‎ ‎شده کشاورزان ترکمن را به نازلترین قیمت از آنان خريداري كنند. لذا در ‏حالیکه از زمانهاي دور با وجود مراتع وسيع دشت تركمن، اقتصاد اين مناطق بر مبناي دامداري بوده، اينك سالهاست كه به طور ‏فزاينده بخش چشمگيري از اين مراتع، به ويژه درمناطقي نظير مراوه تپه توسط ديگران اداره مي شود. ادامه اين وضعيت باعث ‏محدوديت هرچه بيشتر دامداري در مناطق تركمن نشين شده است. در بخش دريا به جرات مي توان گفت كه تقريبا نيمي از افراد اين ‏بخش غير تركمن هستند. در اين مناطق بسياري از جوانان به كار طاقت فرسا در حوضچه هاي پرورش ماهي روي مي آورند. برخي ‏هم به كارهاي خدماتي، شغل هاي كاذب و كار در مناطق ديگر مي پردازند و غيراز كساني كه به طور سنتي به صيد ماهي و پره هاي ‏صيادي اشتغال دارند الباقي بي جهت دستمال بر سر بي درد خود نمي بندند. شیلات ایران هم که از محل صدور خاویار اين منطقه، ‏سالیانه ميلیونها دلار سود حاصل می کند تاکنون گامی در جهت احداث صنایع تبدیلی در منطقه برنداشته است، در حالی که حق طبیعی ‏مردم ترکمن است که از گنجینه های اقتصادی خود بهره مند شوند. ‏ ‎‎با اين اوصاف سطح بيكاري دراين مناطق چگونه است؟‎ ‎ ‏ بیکاری ریشه تمام مسائل اجتماعی و فرهنگی است و بنیان خانواده ها را متزلزل می کند... فقر، اعتیاد، فحشا، قتل، دزدی، خشونت، ‏افسردگی و... از موارد رايج در اين دست از مناطق است. اخيرا يكي از نشريات محلي تيتر زده بود: چاقو كشي در آق قلا تمامي ندارد ‏‏! به جرات مي توان گفت بیکاری و عوارض منفی آن بزرگترین مشکل جوانان ترکمن است. نرخ بیکاری در مناطق تركمن نشين 27 ‏درصد است. اين نرخ یکی از بالاترین نرخ هاي بیکاری در کل کشور است.. بندر ترکمن با قدمت بندری 70 ساله، وجود راه آهن و ‏نزدیکی به بنادر ترکمنستان، قزاقستان و آذربایجان، متروکه باقی مانده و به جای آن با صرف ميليون ها دلار در عرض چند سال ‏بندری در مازندران احداث شده است. جزیره آشوراده که یکی از زیباترین نقاط توریستی ایران است در اثر عدم سرمايه گذاري، به ‏یک جزيره متروکه تبدیل شده است. در مناطق ترکمن نشین شهر گنبد و دیگر شهرهای ترکمن نشين استان گاهي تعداد زيادي از ‏بیکاران را مي بينيد كه در شهر پرسه‎ ‎میزنند تا شاید اشتغالی هر چند غیر قابل قیاس با جایگاه خود درجامعه و بی تناسب با‎ ‎میزان ‏تحصیلات و تخصص خود بیابند. مشکل بیکاری، بسیاری از آنها را بدنبال درآمدهای‎ ‎تصادفی و توکل به شانس وشغل هاي كاذب ‏کشانیده است. ‏ ‎‎آنان از چه مسايلي بيشتر رنج مي برند؟ اگر تبعيضي‏‎ ‎وجوددارد اين تبعيض ها بيشتر در چه حوزه هايي قابل مشاهده ‏است؟‎‎‏ ‏ از رنج هاي ناشي ازبيكاري و فقركه بگذريم، تبعيض مهمترين آسيب براي تركمن ها محسوب مي شود. حتي بسياري ازآنان هم ‏باورشان شده كه شهروند درجه 2 هستند. در اين باره خود معتقدند تفاوت هاي نژاد ي، قوميتي و مذهبي در خيلي از استخدام ها لحاظ ‏مي شود. اين تبعيض ها در تمام سطوح استخدامي و مديريتي و بهره مندي از امتيازات اجتماعي به صورت قوي و ضعيف وجود دارد. ‏روشن است كه بخش اعظم اين تبعيض ها مهمل قانوني ندارد؛ در حالیکه در دوران هشت ساله اصلاحات به دليل عمل نسبي به قانون، ‏تبعيض ها به پايينترين سطح خودش رسيده بود. در مجموع، تركمن‌ها در دوره‌ اصلاحات شاهد تحولاتي اساسي بودند كه اميد مشاركت ‏در حد شهروند درجه اولي را به آنان مي‌داد. در اين دوره تركمن‌ها شور و نشاط خاصي پيدا كردند و به جرات مي‌توان گفت كه در ‏طول تاريخ ايران پس از دوره‌ پهلوي، اولين بار بود كه احساس كردند آن‌ها نيز در اين مملكت مي‌توانند جايگاه والاي سياسي - اجتماعي ‏كسب كنند و اين مملكت متعلق به خود آن‌هاست و بايد در مسؤوليت‌هاي آن مشاركت كرد و براي شكوفايي‌اش از جان مايه گذاشت. به ‏واقع، خاتمي در دل تركمن‌ها عشق به ايران را زنده كرد، ولي پس از او تبعيض مجددا روند صعودي پيدا كرد. ‏ ‎‎مناطق تركمن نشين‎ ‎نسبت خود را با حكومت مركزي وكشورتركمستان چگونه تعريف كرده اند؟‎ ‎ ‏ ‏ تنها بهانه ارتباطي تركمن ها با جمهوري تركمنستان، روابط خويشاوندي با برخي از مردم آن كشور است و نه چيزي بيشتر از اين. چه ‏اينكه اولا ميانه خوبي با ساختار بسته آن كشور ندارند و ثانيا اقتصاد محدود، متمركز و دولتي وناكارآمد آن جا را نمي پسندند. از اين ها ‏گذشته علقه و علاقه ديرينه ايشان به اين آب و خاك و نظام آن ( با همه انتقاداتي كه به آن دارند ) بيش از حد تصور ماست. خلق و خوي ‏مردم نجيب و ستمديده اين مناطق و رفتار بسيار مسالمت جويانه و عشقي كه به اين سرزمين دارند هيچ زماني امكان فراهم ساختن ‏زمينه و بستر جهت طمع كردن ديگران را به وجود نمي آورد. به طور كلي اقليت ها ي قومي تمايل به جدا شدن‎ ‎از كشور را ندارند، ‏ميزان وفاداري اقليت ها به دولت مركزي به دلايل مختلف است. اقليت ها داراي مشتركات فرهنگي، تاريخي و زباني هستند و البته ‏ميزان سلطه جويي مركزي هميشه برايشان آزار دهنده بوده است. ‏ ‎‎اگراين تبعيض ها استمرارداشته باشد آيا دراين تعريف ها تغييري ايجاد مي شود؟‏‎ ‎ باز هم از جهت پيدا كردن نگاه به خارج بنا به تمام شواهد تاريخي و فعلي چنين فرضي، فرض بعيد است. امابديهي است كه تداوم ‏تبعيض به روحيه واگرايي دامن زده و باعث هر چه عميقتر شدن آن مي شود. روشن است كه بيگانگان، به ويژه براي كشور ما همواره ‏از تعميق اين روحيه شادمان بوده اند چه اينكه چنين روحيه اي در برخي مقاطع و در ميان بعضي از اقوام مستعد تر مي توانسته طمع ‏آنان را دامن بزند. اما سواي عامل خام خيالي هاي بيگانگان، اساسا ايجاد و تعميق روحيه واگرايي بجاي همگرايي همواره باعث ‏مشكلات جدي در مسير تلاش هاي حكومت هاي مركزي براي اداره امور كشور مي شده است. عقل سالم مي گويدكه اين حكومت ها ‏بهتر است تن به قانون دهند و از اعمال هر تبعيضي درباره اقوام و اقليت ها خودداري كنند. البته انصاف آن است كه گفته شود شخص ‏آيت الله نورمفيدي در اين باره در حد توان خويش و البته به خلاف بسياري از مسئولان همواره ايفاگر نقشي سازنده و مثبت در جهت ‏همگرايي قومي و پرهيز از دامن زدن به مسائل اختلاف برانگيز بوده است. ‏ ‎‎به نظر شما آيا‎ ‎با اين وضعيت تركمن ها درانتخابات رياست جمهوري شركت خواهند كرد؟‎ ‎ از اين جهت در ميان تركمن ها دو روحيه بيشتر خود نمايي مي كند. 1- روحيه اي كه نااميدانه به تعبير تركمني معتقد است :"نمه پيدا " ‏يعني چه فايده؟ و2- روحيه ديگري كه با اميدواري اعتقاد دارد با شركت در انتخابات شايد بتواند اندكي در وضعيت خود تغيير و تحول ‏ايجاد كند. برخي هم با نگراني خاص از اين جهت كه مبادا انگ شركت نكردن به ايشان زده شود در انتخابات شركت مي كنند. در ‏مجموع دلسردي نسبت به انتخابات در اين مناطق محسوس است. بايد اميدوار بود كه كانديدا هاي اصلاح طلب بتوانند با اعلام مواضع ‏شفاف در قبال حقوق اقوام، ايشان را براي شركت در انتخابات هر چه بيشتر سر رغبت آورند. ‏ ‎‎درچه شرايطي آنان‎ ‎مجاب خواهند شد كه درانتخابات شركت كنند؟‎ ‎ اقوام از جمله تركمن ها مطالبات و خواسته هايي دارند که كانديداها بايد موضع روشن و شفافي در قبال اين مطالبات اعلام كنند؛ ‏موضعي كه صادقانه باشد و صرفا شعاري براي مصرف تبليغات اتنخابات نباشد. اقوام مايلند بدانند كانديداهاي موجود چه برنامه اي ‏براي رفع تبعيض هاي ناروا و غير قانوني دارند؟ آيا قادرند مانند دوران اصلاحات در سطوح مختلف مديريتي مانند همه شهروندان ‏ايران از فرصت هاي شغلي و مديريتي استفاده كنند؟ و اينكه مايلند بدانند كانديداها چه برنامه اي براي حل مشكلات اساسي آنان دارند؟ ‏ديدگاه كانديداها درباره چگونگی ساختار توزیع منابع قدرت (اقتصادی - سیاسی - فرهنگی) در جامعه نيز براي آنان اهميت ويژه اي ‏دارد. براي تركمن و اهل سنت خيلي مهم است كه بدانند كانديداي وي در مواجهه با اقوام به الگوي همانند سازي قومي وفادار است يا ‏معتقد به الگوي تكثر گرايي و برابري گروه هاي قومي( بدان حد كه با قوم مركزي و حاكم در مساوات كامل باشد) است. آنان مايلند ‏آنچنانكه در اصل نوزدهم قانون اساسي كشورمان تصريح شده از حقوق مساوي با ديگر شهروندان برخوردار باشند. طبق اين اصل ‏مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ و نژاد و زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود؛ و نيز ‏مايلند از حق مشارکت در امور سیاسی كه در اصل هفتم آمده و از حق برابری همگان در مقابل قانون كه در اصل بیستم آمده واز ‏مصونیت جان و مال همگان كه در اصل بیست و پنجم آمده و از ممنوعیت تفتیش عقاید مردم كه در اصل بیست و سوم تصريح شده و ‏ازحق ابراز عقیده به طرز عمومی كه در اصول بیست و چهارم و بیست و هفتم ذكر شده و از ابزارهای جامعه مدنی یا نهادهای میانجی ‏دولت و مردم كه در اصل ششم و بیست و ششم آمده و نظاير اينها برخوردار باشند. لذا كانديداي رياست جمهوري بايد در باره اين ‏مسائل به عنوان مجري قانون اساسي موضعي صريح و برنامه اي روشن و قابل تحقق داشته باشد. ‏ ‎‎درخرداد سال 76 ميزان مشاركت تركمن ها‏‎ ‎درانتخابات چقدر بود؟‎ ‎ به تعبير يكي از مديران مسئول نشريات تركمني "حماسه‌ دوم خرداد بارقه‌ اميد تازه‌اي به‌ميان مردم آورد. خاتمي كه با شعار ‏شايسته‌سالاري و شهروند درجه اولي براي تمام ملت ايران پا به ميدان گذاشت، روحي تازه در مردم تركمن دميد. چنان كه بالاتر از ‏‏90 درصد آراي مناطق تركمن نشين به خاتمي اختصاص يافت. " واقع همين است كه از هفتاد تا نود درصد به نفع خاتمي در انتخابات ‏شركت كردند و در شهر بندر تركمن به طور خاص 90 درصد شركت كنند گان به خاتمي راي دادند. ‏ ‎‎تركمن ها درتوسعه استان از سال 76 به بعد تا چه اندازه‏‎ ‎نقش داشته اند؟‎ ‎ ‏ دوره‌ حكومت هشت ساله‌ خاتمي با وجود ضعف‌ها و كاستي‌هاي بي‌شماري كه دارد، در مجموع براي مردم تركمن‌صحرا دوره‌ اميد را ‏شكل داد. مردمي كه سال‌ها در انزوا بودند و حتي بخشدار و شهردار يك شهر كوچك نيز از ميان آن‌ها انتصاب نمي‌شد، براي اولين بار ‏پس از انقلاب شاهد يك معاون استاندار تركمن اهل سنت و سپس چند فرماندار و بخشدار بودند. تركمن‌هايي كه در انتخابات مجلس با ‏نتايج آراي غيرواقعي مواجه بودند، در اين دوره شاهد شمارش دقيق آرا شدند و 3-2 نماينده به مجلس فرستادند كه متأسفانه با سقوط ‏هواپيماي ياك 40 نمايندگان آنان به‌همراه نماينده‌هاي استاني ديگر، به شهادت رسيدند. ولي در مجموع پس از سال 76 اجراي اصل مهم ‏شوراها و انتخاب تعداد زيادي از زنان و مردان تركمن براي كمك به اداره امور شهر و روستاي خويش از طريق شورا باعث افزايش ‏چشمگير مشاركت تركمن ها در امور خويش و دلبستگي هاي هر چه بيشتر ايشان شد. در حاليكه پس از دوران اصلاحات از اين جهت ‏شاهد روند معكوس و منفي بوده ايم. روشن است كه تلاش طيف حاكم و افراطيون وابسته به ايشان بيشتر در جهت همسان و همانند ‏سازي قومي (همانندسازي فرايند تقليل خط تمايزات قومي تعبير مي شود ) ساماندهي مي شود. آنان وحدت را تنها در قالب همان هفته ‏معروف به" هفته وحدت" و به صورت بسيار فرماليستي و تبليغاتي – نمايشي برگزار مي كنند و تركمن اين را به خوبي حس مي كند ‏چه اينكه در طول سال وحدتي را در عمل مشاهده نمي كند. بلكه آنچه همواره نظاره مي كند، تبعيض و يك جانبه گرايي است. ‏ ‎‎آيا‎ ‎شعارهاي آقاي حسين‎ ‎موسوي ويا ديگر اصلاح طلبان قادر است درشرايط كنوني اقليت هاي قومي چون تركمن ها را‎ ‎به ‏صحنه انتخابات بكشاند؟‎ ‎ ‏ تركمن ها از مير حسين موسوي سابقه ذهني خوبي دارند چه اينكه به هنگام نخست وزيري، مشاور خود در امور اهل سنت را از ميان ‏تركمن ها انتخاب كرده بود. در حال حاضر هم تشكيل ستاد اقوام و تشكيل كميته مخصوصي براي بررسي و توجه به مسائل و مطالبات ‏اقوام در ستاد موسوي امري مثبت و دلگرم كننده تلقي مي شود اما روشن است كه اين حد كافي نيست. آنان براي حضور فعال و تعيين ‏كننده در صحنه انتخابات نيازمند انگيزه هاي قوي تر و شنيدن و حس كردن مواضع شفاف و دلگرمي هاي بيشتري هستند. ‏ ‎‎اصلاح طلبان براي مشاركت آنان باید چه تمهيداتي بينديشند؟‎ ‎ اقوام بيشتر از هر چيز به شفافيت مواضع و صراحت و صداقت در بيان اين مواضع نيازدارند. البته علي الاصول اعلام اين مواضع هم ‏به طورناگهاني وبه يك باره نمي تواند باعث جلب و اطمينان قلوب شود، بلكه در طول زمان است كه اعلام مواضع شفاف و صريح مي ‏تواند اطمينان بخش و اعتماد ساز باشد. به عنوان مثال بايد پرسيد : آيا گروه هاي اصلاح طلب هنگامي كه مصوبه وحكم شوراي ‏انقلاب فرهنگي در جهت دخالت در مديريت حوزه هاي علميه اهل سنت صادر شد نسبت به اين موضوع به طور شفاف و صريح اعلام ‏موضع كردند؟ آيا هنگامي كه اجازه ساخت مسجدي براي برگزاري نماز اهل سنت در مركز كشور داده نمي شود آنان از حقوق شهر ‏وندي ايشان دفاع كرده اند؟ آيا وقتي در مواجهه با صيادي، بي قانوني مي شود آنان خود را موظف به دفاع از حقوق شهروندي آن صياد ‏ديده اند؟ و بسيار سئوال هاي ديگر كه به نظر مي رسد پاسخ يك باره و لفظي به انها كمي دشوارو كم فايده باشد. بلكه پاسخ هاي اطمينان ‏بخش تنها در طي زمان مي بايد داده شود. با اين وصف عجالتا كه وقت تنگ است برقراري ارتباط تنگاتنگ و فشرده و كار توضيحي ‏شفاف و صريح و حتي چهره به چهره و در تجمع هاي خصوصي و عمومي اقوام و جلب توجه هر چه بيشتر آنان به منافع ملي و نقد و ‏نفي روش هاي تبعيض آميز جاري مي تواند كاري باشد كه در اين اندك زمان بايد بعنوان حداقل صورت پذيرد. ‏

اخبار منتخب

Most Read