قانون کار در ایران؛ قانونی که هیچ کس از آن راضی نیست
۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
به اعتقاد حقوقدانان قانون وقتی موثر است که از طرفی نیاز واقعی به آن در جامعه وجود داشته باشد، از طرف دیگر فراگیر و قابل اجرا باشد. آیا قانون کار جمهوری اسلامی قابلیت و ضمانت اجرایی کارآمدی دارد؟ آیا این قانون به بهبود شرایط و وضعیت کارگران انجامیده، اشتغال پایدار را تقویت و شعارهای خود را متحقق کرده؟ آیا بخشهای مختلف قانون کار، با یکدیگر و با دیگر قوانین کشور در تناقض نیست؟ در قانون مدنیای که حدود هشتاد سال پیش به تصویب رسید، برای نخستین بار در دو ماده به کارگران اشاره شد. ۶۰ سال پیش نیز، دو سال پس از تشکیل وزارت کار، اولین قانون کار ایران تصویب شد که شامل ۲۱ ماده و ۱۵ تبصره بود. دومین قانون کار که ۶۰ ماده داشت در سال ۱۳۳۷ به تصویب مجلس رسید و تا ۱۳۶۹ کمابیش بر روابط کار حاکم بود. نخستین قانون کار جمهوری اسلامی در بیست سالی که از تدوین آن میگذرد، تغییر چندانی نکرده، اما بحث در مورد نقش و جایگاه این قانون و ضرورت تجدید نظر اساسی در آن از روز اول شروع شد و هنوز ادامه دارد تناقض قانون با واقعیت اصل 43 قانون اساسی جمهوری اسلامی مسئولان را موظف میکند، برنامه اقتصادی کشور را به گونهای تنظیم کنند تا «شکل و محتوا و ساعت کار چنان باشد که هر فرد علاوه بر تلاش شغلی، فرصت و توان کافی برای خودسازی معنوی، سیاسی و اجتماعی و شرکت فعال در رهبری کشور و افزایش مهارت و ابتکار داشته باشد.» ماده 51 قانون کار ظاهرا در تبعیت از این اصل قانون اساسی مقرر میکند که«ساعات کار کارگران در شبانه روز نباید از 8 ساعت تجاوز نماید.» ماده ۵۲ حتا برای کارهایی که«سخت و زیان آور و زیرزمینی»خوانده میشوند، 6 ساعت در روز را بیشتر مجاز نمیداند. قانون کار حداکثر ساعت کار در هفته را برای شغلهای معمولی 44 ساعت و برای کارهای سخت ۳۶ ساعت تعیین کرده است. به رغم این، همه میدانند و هر روز میبینند هیچ کارگری با این مقدار کار قادر به تامین ابتداییترین نیازهای خود و خانوادهاش نیست. مسئولان نیز با این واقعیت بهخوبی آشنایند و به آن اعتراف میکنند. حداقل حقوقی که رسما برای کارگران در سال ۸۸ مشخص شده، بسیار کمتر از میزانی است که وزارتخانههای دولت به عنوان حد فقر مطلق اعلام میکنند. روزنامه سرمایه، ۲۱ اسفند ۸۷ از قول محمد جهرمی وزیر کار و امور اجتماعی نوشت «در این زمینه یک پارادوکس وجود دارد و آن این است که از یک سو این حداقل دستمزد کفاف زندگی کارگران به خصوص در شهرهای بزرگ را نمیدهد و از سوی دیگر با افزایش حقوق کارگران، پایداری بنگاههای اقتصادی کم میشود و بیکاری افزایش مییابد.» شرط اول تعیین حداقل دستمزد؛ میزان تورم ماده 41 قانون کار، تعیین حداقل دستمزد کارگران را به شورای عالی کار واگذار کرده که از نمایندگان کارفرمایان، کارگران و وزارت کار تشکیل میشود. حداقل دستمزدی که این شورا اواخر بهمن ماه 87 برای سال جاری تعیین کرد، هنوز با مخالفت نمایندگان تشکلهای کارگری روبرو است. اما آنچه کارگران طلب میکنند نیز کفاف مخارج آنها را نمیدهد. قانون کار برای تعیین حداقل دستمزد، در نظر گرفتن دو شرط را ضروری میداند. شرط نخست توجه به میزان تورم بر اساس اعلام بانک مرکزی است. آمار رسمی این بانک میانگین تورم در سال ۸۷ را ۲۵/۴ درصد اعلام کرد که مبنای محاسبه ۲۷۴ هزار و ۵۰۰ تومان به عنوان حداقل دستمزد کارگران در سال جاری شد. محمود بهمنی،مدیر کل بانک مرکزی، در نامهای به وزیر کار مدعی شد که تورم رو به کاهش است و افزایش 25 درصد دستمزد ها به اخراج زیادی از کارگران میانجامد این پیش بینی باعث تجدید نظر در افزایش حداقل دستمزد و کاهش آن به263 هزار و 520 تومان در ماه شد. وزیر کار، ۲۶ فروردین ماه برای چندمین بار در دو ماه گذشته تاکید کرد: «تجدیدنظر در مصوبه شورای عالی کار در جهت حفظ اشتغال موجود و رفع مشکلات برخی واحدهای تولیدی بود.» به گزارش خبرگزاری ایلنا یکی از فعالان سندیکای کارگران هفت تپه گفته است «روند افزایش مزد کارگران در قیاس با روند افزایش هزینههای زندگی آنقدر محدود است که کارگران حتی در نقاط ارزانقیمت بعید است بتوانند با اضافه کاری یا کار دوم و سوم از عهده مخارج زندگی برآیند.» شرط دوم، تامین مخارج یک خانواده در قانون کار تامین مخارج زندگی، شرط دوم تعیین میزان حداقل دستمزد ذکر شده. تبصره دوم ماده ۴۱ این قانون میگوید: «حداقل مزد بدون آنکه مشخصات جسمی و روحی کارگران و ویژگیهای کار محول شده را مورد توجه قرار دهد، باید به اندازهای باشد تا زندگی یک خانواده، که تعداد متوسط آن توسط مراجع رسمی اعلام میشود را تامین نماید.» این تبصره در عمل مانند اصل ۴۳ قانون اساسی رعایت نمیشود. تعیین میزان پولی که هر خانواده نیاز دارد، مستلزم مشخص شدن خط فقر است وزارت رفاه و تامین اجتماعی که مسئول اعلام خط فقر است، از زمان روی کار آمدن دولت نهم از این کار امتناع میکند. منابع غیر رسمی با توجه به اطلاعات مرکز آمار و بانک مرکزی جمهوری اسلامی براورد میکنند که در تهران هر خانواده باید حدود ۸۰۰ هزار تومان در ماه داشته باشد تا از خط فقر بگذرد. وزارت رفاه این رقم را اغراقآمیز میداند. با این همه حتا اگر داشتن نیمی از رقم یاد شده را شرط عبور از خط فقر حساب کنیم، حداقل حقوق کارگران باید بیش از پنجاه درصد از میزان تعیین شده بیشتر باشد تا خانوادهشان از فقر مطلق رهایی یابد. قانونی که شامل اکثریت کارگران نمیشود قانون کار جمهوری اسلامی دو دهه پس از تصویب شدن، همچنان از فراهم کردن شرایطی که در آن پیشبینی شده عاجز است. این قانون از همه سو مورد اعتراض است و مهمتر این که اکثریت کارگران ایران اصلا شامل این قانون نیستند. کارفرمایان قانون کار را دست و پاگیر و غیر منطقی ارزیابی میکنند و ترجیح میدهند، کارگران قرادادی و روز مزد را به استخدام درآورند که از سوی قانون حمایت نمیشوند. یکی از اعضای شورای عالی کار مدعی است، ۸۰ درصد کارگران قراردادی هستند و از مزایای قانونی بیبهره اند. قانون کار را کسی قبول ندارد آبان ماه سال ۸۷ نمایندهی کارگران و کارفرماین ایران در بیانیه ی مشترکی که در نود و پنجمین نشست سازمان جهانی کار قرائت شد، تاکید میکنند «تنها هنر قانون کار آن بوده که فضائی را ایجاد نماید تا دولت از زیر بار مسئولیتهای مطرح در قانون اساسی شانه خالی کند.» در این بیانیه آمده است «قانون کار به محض ابلاغ موجب شد که کشور با بزرگترین ریزش کارگری زمان خود مواجه گردد ولی تا این تاریخ هیچ کس آماری از ریزش کارگری در اسفند ۶۹ را ارائه نداده است تا شعار مترقی بودن این قانون تحت تاثیر واقعیات قرار نگیرد.» این نمایندگان معتقدند که قانون کار هیچگاه نتوانسته است، نرخ عادلانه ای برای دستمزد کارگران تعیین کنند تا آنها مجبور نباشند برای تامین حداقل معاش به کار در شیفتهای اضافه مشغول کار شوند. بیانیه تصریح دارد، قانون کار در دو دهه گذشته نه به ارتقای امنیت شغلی و بهبود وضعیت کارگران انجامیده، نه در خدمت تولید و توسعهی پایدار بوده است. دولت های هر دو جناح اصلاحطلب و اصولگرا نیز قانون فعلی را کارآمد نمیدانند و به دلایل و انگیزه های مختلف درصدد تغییر بخشیه ایی از آن بوده و هستند کاهش تولید، افزایش بیکاری به اعتقاد کارفرمایان افزایش دستمزد متناسب با تورم و نیازهای حداقل یک خانواده، گرچه حق کارگران است، تنها در صورتی امکانپذیر خواهد بود که دیگر سیاست های دولت نیز از تولید داخلی حمایت کند. افزون بر این وضعیت اقتصادی کشور و تنگناهای تولید کارفرمایان را به سوی اخراج کارگران، توقف تولید و سرمایه گذاری در کارهای غیرمولد سوق میدهد. واردات بیرویه، تورم و سیاست های غلط اقتصادی از دلایل لطمه خوردن تولید داخلی و از میان رفتن امنیت شغلی کارگران شده است. مدیر کل بانک مرکزی، ۲۳ فروردین، در نخستین نشست مطبوعاتی خود در سال ۸۸ میگوید: «تعدادی از کارخانهدارها و کارفرمایان نزد ما آمدند و اعلام کردند اگر اقدام به افزایش هزینهها شود، ما نیز ۵۰ درصد نیروهای خود را اخراج میکنیم.» سال گذشته افزایش حداقل دستمزد کارگران موجی از اخراجها را در پی داشت. وزیر کار اعتراف میکند که برخلاف شعارهای دولت میزان بیکاری در زمستان ۸۷ به نسبت فصل مشابه سال ۸۶، شش دهم درصد افزایش یافته است. به گفته جهرمی این میزان به دوازده و نیم درصد رسید تشکلهای مستقل، پیشفرض بهبود شرایط کار سازمان جهانی کار در تازهترین گزارش خود بر ضرورت شکل گیری «گفتوگوی اجتماعی» میان کارگران، کارفرمان و دولت تاکید دارد. به نظر این سازمان نحوه اداره کشورها و نظام های غیردموکراتیک از موانع اصلی توفیق گفتگوهای اجتماعی است. سازمان جهانی کار وجود سندیکاهای مستقل و کارآمد کارگری در بخشهای مختلف از جمله کارگاههای کوچک و بخش دولتی را از پیش فرضهای مهم بهبود مناسبات کار در هر کشور میداند. در جمهوری اسلامی کارفرمای بخش بزرگی از کارگران دائمی، دولت است که برای اعمال نظارت همه جانبه و کنترل آنها رغبت چندانی به فعالیت تشکل های مستقل ندارد. کارگران از این وضعیت همانقدر ناراضی هستند که کار فرمایان. اواخر سال ۸۶ چالشهای دولت با کانون عالی انجمنهای صنفی کارفرمایی به انحلال این کانون و تشکیل پروندهای علیه ایران در سازمان جهانی کار انجامید. نمایندگان کارگران و کارفرمایان در بیانیه ابان ۸۷ خود میگویند قانون کار فعلی نتوانسته «زمینه ایجاد، توسعه و پایداری تشکلهای راستین و فراگیر کارگری و کارفرمائی را طبق استاندارهای جهانی محقق نماید.» قانون کار مانع تشکل های مستقل کارگری فصل ششم از قانون کار جمهوری اسلامی به تشکل های کارگری و کارفرمایی اختصاص دارد. کارشناسان مسائل کارگری انتقادهای فراوانی به مواد این فصل دارند و معتقدند، با این قانون تشکیل تشکل های واقعا مستقل امکانپذیر نیست. برابر ماده ۱۳۱ تنها کارگرانی میتوانند انجمن صنفی تشکیل دهند که شامل قانون کار باشند. تبصره ۴ این ماده مقرر کرده «کارگران یک واحد، فقط میتوانند یکی از سه مورد شورای اسلامی کار، انجمن صنفی یا نماینده کارگران را داشته باشند.» در ماده ۱۳۰ هدف از تاسیس انجمنهای اسلامی «تبلیغ و گسترش فرهنگ اسلامی و دفاع از دستاوردهای انقلاب اسلامی» تعریف شده است. مطابق تبصره دوم ماده ۱۳۰ «آئین نامه چگونگی تشکیل، حدود وظایف و اختیارات و نحوه عملکرد انجمنهای اسلامی موضوع این ماده باید توسط وزارتهای کشور، کار و امور اجتماعی و سازمان تبلیغات اسلامی تهیه و به تصویب هیات وزیران برسد.» به اعتقاد فعالان کارگری با توجه به هدف های مشخص شده برای این تشکل ها و دخالت نهادهای دولتی در تمام جنبه های فعالیت آنها، چنین تشکل هایی نمیتوانند، نماینده واقعی کارگران باشند. وضعیت تشکل های کارگری از نظر سازمان جهانی کار از نقص های اصلی قانون در جمهوری اسلامی است. این قوانین یکی از موانع پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی به شمار میرود. کارگاههای کوچک و شیوه های سنتی بخش بزرگی از شاغلان ایران در بخش کشاورزی و کاراگاه های کوچک مشغول به کار هستند. مطابق اطلاعات مرکز آمار ایران از نتایج سرشماری سال ۱۳۸۵، در برابر بیش از ۴ میلیون و ۷۰۰ هزار نفری که در بخش های حمل و نقل، عمده فروشی و خرده فروشی شاغل هستند، تعداد کل افرادی که در بخش صنعت و ساخت مشغول به کار هستند به ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر نمیرسند. بنا بر ماده ۱۹۱ قانون کار «کارگاههای کوچک کمتر از ده نفر را میتوان بر حسب مصلحت موقتا" از شمول بعضی از مقررات این قانون مستثنی نمود.» بسیاری از کارگاههای کوچک مانند فروشگاه ها یا غذافروشی ها به شیوه سنتی اداره میشوند و در آنها حداکثر ساعت کار مجاز و پرداخت حداقل مزد رعایت نمیشود. فعالیت های تولیدی کم رونق است و محصولات داخلی حتا با استفاده از یارانه های نفتی قادر به رقابت در بازار جهانی نیستند. کارشناسان اقتصادی معتقدند، سیاست های دولت کمک موثری به تولید داخلی نمیکند و واردات بیرویه امکان رقابت را از بنگاه های تولیدی سلب کرده است. در چنین شرایطی مشکلات کارگران بخشی از مشکل اقتصادی جامعه است که حتا اصلاح قانون کار نیز تاثیر محسوسی در رفع آن نخواهد داشت. به رغم این، فعالان کارگری اعتقاد دارند دفاع از حقوق کارگران تنها با وجود تشکلهای واقعا مستقل امکانپذیر خواهد بود و بسیاری از تشکل های کارگری که در حال حاضر به رسمیت شناخته شده اند، زیر نفوذ جناح های اصلی حکومت هستند. نویسنده: بهزاد کشمیریپور تحریریه: شهرام احدی رادیو آلمان