آخرین خبرها

بیانیه تحلیلی فعالان حرکت ملی آذربایجان در استانهای اردبیل و گیلان در خصوص مسئله تیکان تپه

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
بیانیه تحلیلی فعالان حرکت ملی آذربایجان در استانهای اردبیل و گیلان در خصوص مسئله تیکان تپه

Gunaz.tv
ایران جامعه ای به شدت سلسله مراتبی می باشد که در آن تنها با شهروندان درجه اول و درجه دوم مواجه نیستیم بلکه شهروندان با درجه چندم نیز در آن زندگی می کنند. تعریف ایرانی از دید جریان حاکم فارس می باشد ولی این فارس بودن نیز نسبی است یعنی غیر فارسهایی که بر اساس افسانه آریایی و قرابت زبانی به فارس نزدیک هستند می توانند در صورت هشیاری در برتریت اعطایی فارسها شریک شده و جایی در تعاریف مربوط به هویت ایرانی برای خود دست و پا کنند و به همان نسبت از نعمتهای اجتماعی و اقتصادی بر خوردار گردند بر اساس این مقدمه کرد و بلوچ هر چند فارس نیستند و از حقوق اولیه خود محروم می باشند ولی نسبت به عرب و تورک ایرانی ترند می توانند از مزایایی بر خوردار گردند و اگر یکی از این اقلیت های نسبتا فارس شیعه هم باشد چون اشتراکات او با جریان حاکم بیشتر می شود به شهروند درجه اول نزدیکتر می شود اینجاست که اقلیت کردهای مهاجر شیعه ساکن سایین قالا و قسمتی از تیکان تپه و بیجار به یک قومیت بر خوردار تبدیل می شوند. عامل سیاسی دیگری که در میزان برخورداری یک منطقه بسیار موثر است تبرئه شدن در محکمه ظن حکومت است. برعکس همه محکمه های جهان که فرض بر بیگناهی است مگر اینکه جرمی ثابت شود، اینجا ملت های غیر فارس محکوم به تجزیه طلب بودن هستند مگر اینکه ثابت کنند هیچگاه حتی در آینده ی دور نیز خیال تجزیه و یا تغیر حکومت نخواهند داشت و این تنها در صورتی ممکن است که ملت مورد نظر چنان ضعیف گردد که پتانسیل انجام عملی جدی در جهت احقاق حقوق خود و یا هر گونه تحرک سیاسی-اجتماعی نداشته باشند. اینجاست که آذربایجان امروز تاوان پدران تاریخ ساز خود را می دهد تورک ها از زمان عثمانی و صفویه حاکمان خاورمیانه بودند آذربایجان همیشه سرنگون کننده حکومت های دیکتاتور بوده است. بنابراین تا زمانی که کاملا تضعیف و منفعل نشود توان تبرئه از این محکمه ظن را نخواهد داشت تورک ها با اتکا به گذشته خود و جمعیت قابل توجه در سراسر ایران همیشه قدرتی بالقوه در عرصه سیاسی هستند برای همین هر روز حلقه محاصره تنگ تر میشود در استان هایی مانند گیلان و مرکزی که تورک و غیر تورک با هم زندگی میکنند همه امور سیاسی به دیگران سپرده میشود و در استانهایی که اقلیت غیر تورک در آن ساکن است روز به روز بر موقعیت غیر تورک ها افزوده میشود کرد آذربایجان غربی شامل این موهبت است. کردها نه بالقوه و نه بالفعل توان تغیرات جدی در داخل ایران را ندارند و برای همین تا زمانیکه بخت با آنها یار نشده و قدرتی خارجی آنها را ابزار نکند عملا در دادگاه ظن مرکز تبرئه هستند. اقلیت کرد ساکن در تیکان تپه بدلیل اینکه از بدنه اصلی کردستان جدا افتاده اند از دید محکمه حاکم فاقد هر گونه قدرت تغییر هستند و برای تضعیف تورک ها بیشتر ازحد و شایستگی های خود به پست و مقامهای اداری می رسند. شاید کرد ها در این مسئله که ادبیات و اراده ی حاکم آنها را نسبت به ما خودی میداند با ما هم نظر نباشند ولی در کدام استان تورک- فارس دو شبکه تلویزیونی استانی (برای هر کدام مجزا وجود دارد) که کرد های آذربایجان هم شبکه مهاباد و هم روزانه سهمی در شبکه اورمیه دارند. هر وقت از روشنفکران و سیاسی های کرد می خواهی مبارزات گذشته خود را آسیب شناسی کنند متفق القول زیاده طلبی و تمامیت خواهی کرد را با مستندات تاریخی اصلی ترین آسیب مبارزات کرد بیان میکنند ولی در میدان عمل همچنان به تجاوز و زیاده طلبی خود ادامه میدهند شاید آنهایی که هر روز به مساحت نقشه خیالی خود می افزایند و نا آگاهانه اکثر ملل منطقه را به دشمنی خود وا می دارند فردا که حامیان منطقه ای و فرا منطقه ای خود را ازدست دادند و ناکامی دیگری تجربه کردند دوباره به این نتیجه برسند که زیاده طلبی مسله اصلی کرد در تاریخ معاصر است. براستی آیا کردها ملت آذربایجان را چه انگاشته اند؟ یا اینکه به وعده های حامیان خود بسیار دلخوش کرده اند؟ آیا فراموش کرده اند که بیش از%65 نیروهای مسلح ایران را تورکها تشکیل میدهند و درخلع اوتوریته ی مرکزی این نیروی عظیم در خدمت ملت خویش خواهد بود؟ شوونیسمی که زخم خورده خرداد 85 آذربایجان است می خواهد توسط ملت دیگری که خود خواهان حقوق اولیه است هر چه بیشتر آذربایجان را تضعیف نماید. ولی چرا کرد ها این قدر ساده انگارانه تبدیل به چماق شوونیسم می شوند؟ از طرف دیگر در آذربایجان از دانشجوی 20 ساله تا پیران 70 ساله با هرکس که از تبیض و تحقیر تورکها صحبت می کنی متفق القول چنین می گویند: تقصیر خودمان است، سهل انگاری کرده ایم به فکر خودمان و منطقه خودمان نبودیم. ولی باز در میدان عمل همان بی توجهی به مسائلی که بر سرمان می آید ادامه دارد. ما ایمان داریم اختلاف بین ملت های ساکن در ایران به نفع شوونیسم فارس خواهد بود ولی وقتی می بینیم برخی جریانات کرد بساط فعالیت های خود را نه در کردستان بلکه در آذربایجان گسترده اند دلیلی ندارد به آنها به چشم فعالین حقوق نگاه کنیم بلکه آنها متجاوزینی هستند که می خواهند امروز با مظلوم نمایی برای خود جایی پیدا کرده و فردا خواسته های نامشروع خود را بیان کنند. از طرفی در حالی که مردم سویوق بولاق (مهاباد) تورکها را عامل بدبختی و تضییع حقوق خود می دانند و احزاب کرد برای تنویر افکار عمومی و سوق دادن آنها به سوی دشمن مشترک نه تنها کاری نمی کنند بلکه به اختلاف دامن می زنند. آرزوی رفع اختلاف میان ملت های ساکن ایران از طرف ما خوش باورانه وساده لوحانه خواهد بود. چرا باید همچنان بی توجه به مسائل ملت خودمان باشیم تا جنایت های شیخ عبید اله، اسماعیل سمیتکو زرو بهادری و قاسملو تکرار گردد و چه قدر زیبا گفته است آن بزرگی که می گوید: ملتی که از وقایع تاریخی تجربه و عبرت نگیرد همان وقایع دوباره بر سرش اتفاق می افتد. مسئله آذربایجان ، مسئله هر آذربایجانی است نه قشری خاص. ملت آذربایجان بایستی تمامی مسائل را با دقت بررسی نماید. ستم هایی که ملت آذربایجان طی سالها کشیده و بکارگیری روشهایی که برای تغییر بینش این ملت نسبت به مسائل ملی آذربایجان بکار گرفته شده، این اجازه را به شوونیست ها داده که با کمال بی شرمی به ملت زدایی شهرها بیش از پیش دامن بزنند. مسئله ای که امروز متوجه شهر تیکان تپه است فردا متوجه هر شهر دیگری میتواند باشد. زیرا مسئله تیکان تپه زاییده بینش حکومت نسبت به ملت آذربایجان می باشد. بی تفاوتی قشرها و شهرها نسبت به مسائل همدیگر و عدم واکنش و ممانعت در مقابل اعمال شوونیستی باعث تشدید هر نوع تبعیض و تحقیر که متوجه ماست خواهد بود. به همین خاطر ما فعالین استانهای اردبیل وگیلان از تمامی ملت آذربایجان از هر قشر و هر خط فکری خواستاریم تا با اعتراض و ممانعت نسبت به اعمال شوونیستی ، پاسدار حقوق ملی آذربایجان باشیم

اخبار منتخب

Most Read