آخرین خبرها

با چنين دولتهای ضعيفی نمي توانيم به اهداف بزرگ كشورمان برسيم : محسن رضايي

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
با چنين دولتهای ضعيفی نمي توانيم به اهداف بزرگ كشورمان برسيم : محسن رضايي

Gunaz.tv
دكتر محسن رضايي در يادداشتي كه برای "تابناك" ارسال نموده با استفاده از مثال جالبي دلايل پافشاري و اعتقاد عميق خود را به استفاده از دولت ائتلافي كارآمد و متعهد بعنوان بهترين راه برون رفت از شرايط دشوار و حساس فعلي بيان نموده است. وي مي نويسد: "ریاست جمهوری را می توان به رانندگی تشبیه کرد. با این تفاوت که ریاست جمهوری در کشورهای توسعه یافته مثل آمریکا و اروپا رانندگی یک ماشین مدرن و تمام اتوماتیک است و در اتوبانهای استاندارد صورت می گیرد و لذا رانندگی آن اسان است. ولی ریاست جمهوری در کشورهای در حال توسعه مثل ایران رانندگی یک ماشین کهنه و فرسوده است که راننده باید سه تخصص همزمان داشته باشد. از يکطرف رانندگی را بلد باشد و از سوی دیگر تعمیرات را بتواند انجام دهد. ضمن آنکه راهها هم مناسب نیست و باید راه سازی هم بلد باشد." رضايي با استفاده از همين مثال مي نويسد: " درکشورهای درحال توسعه مثل ایران دولتها باید هم توان مدیریتی طبیعی داشته باشند تا بتوانند کشور را اداره کنند و هم توانایی مدیریتی فوق معمولی داشته باشند تا بتوانند تعمیر و توسعه جامعه و دولت را انجام دهند و خوشبختی و پیشرفت و عدالت را برای ملتشان در مدت معقولی به ارمغان بیاورند، مشابه چین ، مالزی ،کره جنوبی وکشورهای آسیای جنوب شرقی." رضايي آنگاه تلويحا به ضعف مديريت هاي كلان گذشته اشاره مي نمايد و اينكه؛ دولتها در ایران طی سی سال اخیر در بعد رانندگی تا کنون تا 70 درصد موفق بوده اند ولی در بعد تعمیراتی و توسعه کشور تا30 درصد موفقیت داشته اند.و معتقد است گر چه ترسیم چشم انداز آینده کشور و سیاستهای اصل 44 راهسازی خوبی در سیاست صورت داده اند، ولی ماشین فرسوده ای دراختیار رانندگان قرارمی گیرد. نمونه های این فرسودگی در سازمان اداری دولت و در مدیریت و فرهنگ جامعه دیده می شود. دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام با اشاره به موضوع مهمي مثال خود را كامل مينمايد: "حجم دولت ایران دو برابر دولت ژاپن است، در حالیکه جمعیت ایران نصف آن می باشد. کارایی و بهره وری اداری ایران چند دهم ژاپن می باشد. یا در جامعه ایران به اندازه یک کشور دويست میلیونی آب وبرق و نفت و گاز و حتی نان مصرف می شود و یا سالانه هشت میلیون پرونده قضایی وجود دارد، همه اینها دلالت بر این دارد که رئيس جمهور در ایران باید بتواند دولتی را بوجود اورد که هم کشور را اداره کند و هم آنرا تعمیر و توسعه بخشد. رضايي معتقد است مديريت طبيعي كشور كار دشواري نيست و موارد زير را اصول آن در دولت مي داند: تهیه لایحه بودجه، اداره جلسه هیئت دولت با وزرايي هماهنگ، دادن یک شعارهاي آرمانی براي جلب توجهات، اداره شورای عالی امنیت، و در نهايت سفرهای استانی و احترام به مردم و توزیع بخشی از ثروت خدادادی نفت به آنان. رضايي تصريح مي كند: " تمام دولتهایی که تاکنون در ایران آمده اند از یک ساختار بودجه مشابه ای استفاده کرده اند و در چارچوب اقتصاد نفتی آنرا تهیه و اجرا کرده اند. حتی با وجود آنکه قرار بوده دولت بودجه سال 1388 را در چارچوب سیاستهای اصل 44تهیه کند دولت این کار را نتوانسته انجام بدهد. البته دولتهای قبلی هم نتوانستند این کار را انجام بدهند." او اشاره مي كند كه آنچه نياز امروز كشور است بيشتر توان مدیریتی فوق معمولی و یا توان مدیریتی تعمیر و توسعه است که موجب خواهد شد هم دولت نوسازی شود و هم جامعه ساخته شود. کشوری مثل ایران که طی سیصدسال اخیر، فرهنگ و تمدن و اقتدارش فرو پاشید بدون توان مدیریتی فوق معمولی در مدت کوتاه بیست سال اینده در تمامی عرصه ها به خصوص در ابعاد اقتصادی واجتماعی و فرهنگی و علمی نمی تواند خود را بازسازی و نوسازی کرده و توسعه یافتگی را پشت سر بگذارد. رضايي با اشاره به ويژگي هايي كه مديريت فوق معمولي داراست از جمله برخورداري از تیم پیشرو در توسعه و پیشرفت و ایده مناسب برای توسعه با برنامه ای جامع ، و دارا بودن اندیشه تحول و فرهنگ و اخلاق مناسب پیشرفت و توسعه و بخصوص روحیه کار جمعی ، مشارکت و همراهي فعال نخبگان با دولت دوران مديريت حضرت امام را در انقلاب اسلامي و همچنين مديريت ايشان در جنگ تحميلي به عنوان بهترين مدل معرفي نموده و مي پرسد: "کدام یک از دولتها و روسای جمهور تاکنون این توانایی را داشته اند؟ و کدام یک از نامزدهای فعلی انتخابات این توانایی را دارد؟ رضايي سپس مدل دولت غير معمولي را نيز ذكر مي كند كه نخبگان در آن كاره اي نيستند و يا كشور به حال خود رها مي شود. ايشان معتقد است ما در كشور به يك "دولت كامل" نياز داريم، دولتي که هم توان طبیعی برای اداره کشور داشته باشد و هم توانایی تعمیر و توسعه، و لذا باید از توان فوق معمولی هم برخوردار باشد و مي نويسد: " ناتوانی دولتها دراین بعد کاملا درجامعه ما مشخص است. بیکاری و تورم و عقب ماندگی و پایین بودن بهره وری و اسراف همه جانبه از زمان گرفته تا منابع طبیعی و منابع انسانی همه نتایج این ناتوانی مدیریتی است. سی سال مدت کمی نبوده است، اگر همین روند ادامه یابد تا پنجاه سال دیگر هم تحولی صورت نمی گیرد." او نتيجه مي گيرد "توان تعمیر و توسعه در اغلب روسای جمهوری که تا کنون در ایران امده اند بسیار ضعیف بوده و در اکثر نامزدهای انتخاباتی فعلی هم کمتر دیده می شود و هرکدام که رئیس جمهور شوند نتیجه آن روشن است، یعنی رانندگی مي كنند يا آن را یاد می گیرند ولی قادر به تعمیر و توسعه ماشین ایران نخواهند شد." رضايي معتقد است با اين ترتيب تحولی در کاهش بیکاری و تورم صورت نمی گیرد و بهره وری اقتصادی ایران هم افزایش چشمگیری نخواهد کرد.

اخبار منتخب

Most Read