آخرین خبرها

چند مقاله و بیانیه از زندانیان اهل حق در زندانهای ارومیه و یزد (فدائیان 5 تن آل عبا)

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
چند مقاله و بیانیه از زندانیان اهل حق در زندانهای ارومیه و یزد (فدائیان 5 تن آل عبا)

Gunaz.tv
چند مقاله و بیانیه از زندانیان اهل حق در زندانهای ارومیه و یزد (فدائیان 5 تن آل عبا) alavi.jpg این مقالات توسط 5تن از زندانیان اهل حق که در زندانهای ارومیه و یزد بسر میبرند حاضر شده و به بخش خبری گایپ جهت مطرح ساختن در مجامع خبری و بین المللی داده شده است. «به نام مرتضی علی(هو)» در پی کارشکنی های مسئولین مربوط به پروندهٴ اهل حق ها و عدم رسیدگی واقعی به پرونده به صورت عادلانه و با رعایت حقوق قانونی مطابقت با قوانین آئین دادرسی و همچنین مسائل مربوط به تضییع حقوق جماعت میلیونی اهل حق که ریشهٴ اعتراض فدائیان پنج تن با ماٴموران دولتی و حملهٴ وحشیانهٴ ماٴموران دولتی بدون توجیح قانونی به خانه و املاک شخصی عده ای اهل حق بود سرانجام در مورخهٴ11/1/87 برای احقاق حقوق قانونی ما امضإ کنندگان زیر اقدام به اعتصاب غذای کامل جهت دریافت حقوق و خواسته های مشروع خود نمودیم که بدین شرح بودند: 1- تشکیل دادگاه علنی که خبرنگاران در آن حضور داشته باشند و مسئولین قضایی امنیتی در مورد این پرونده آشکار شوند.2- شناسایی و مجرمین اصلی پرونده وانگیزه حمله به خانه و کاشانه و علت پایمال نمودن عقیدهٴ اهل حقها به طور وضوح بیان گردد.3- عذر خواهی مسئولین بلند پایه مملکتی از اشتباهات خود از حملهٴ دشمنانه به جماعت میلیونی اهل هقها.4- استرداد تابلوهای مقدس ما و نصب در خانه هایمان بدون قید و شرط و همچنین تصویب قوانین در مجلس شورای کشوری مبنی بر به رسمیت شناختن حقوق اهل حقها و چندین خواستهٴ بحق دیگر.یعنی بعداز 23 روز اعتصاب کامل دادستان کل استان آقای رضایی ضمن درخواست خود برای شکستن اعتصاب و با ادعای اینکه چند روزی به من فرصت دهید تا به پرونده شما رسیدگی نموده و آن را مختومه نمایم و درمورد خواسته های دیگر نیز اقدام بکنیم ضمن اینکه شرافت و حیثیت خود را در گرو این کار قرار داد و چندین شاهد هم از مسئولین خود زندان که در جلسه حضور داشتند و چند تن از اهل حقها که بیرون آمده و شاهد بودند متاٴسفانه با گذشت 5 ماه از آن تاریخ هیچگونه اقدامی از طرف مقامات و مسئولین و همچنین خود داستان و مسئولین اطلاعاتی صورت نگرفته و حتی دریغ از یک کلمه حرف .حال ما میگوییم آقای دادستان توجه فرمائید. دادستانهای قبلی که در استان وشهرستان میاندوآب بودند، آنها دادِ دولت را از ملت،مخصوصاً داد دولت رااز اهل حقها به خوبی گرفتند،یعنی همین توهین ها وتحقیرها وتبعیض ها را و هم ترور ونسل کشی مذهبی و فیزیکی و غیره را انجام دادند و در آخر هم حملهٴ نظامی با سلاح سنگین را کردند و کشتند و غارت کردند و دستگیر کردند وزندانی و شکنجه و غیره را به خوبی صورت دادند و شورای تاٴمین امنیت استان آذربایجانغربی و اطلاعات استان و شهرستانها هم که نردبان ترقی خود را درشکستن و اهل حقهایی دیدند و به خوبی به آن واقف بودند که مورد تشویق مقامات اول کشور قرار میگیرند. لذا ما اهل حقها را بنام اراذل و اوباش معرفی کردند مثلاً در روزنامهٴ رصد مراغه و در رادیو و تلویزیون جراید هم غارتگرو چپاولگر معرفی کردند. می بینی چقدر زرنگ هستند؟وحالا شما هم با همکاری مجدد ادارهٴ اطلاعات و قضات و اینها بهتر است دادِ دولت را از ما زندانیان به نحو احسن بگیرید و هرچه زودتر آن پروندهٴ مفتوحهٴ جدیدی را که بعدازچهار سال در شعبهٴ 109 ارومیه تشکیل گردیده،آن را هرچه زودتربه نتیجه برسانید و یک حکم اعدامی و چیزی بدهید،چون برای شما ترقی و رتبه و مقام لازم است ودر پرونده قبلی نتیجه چندانی عاید تشنگان خدمت نشده است و کشتن 6 نفر از اهل حقها و غارت خانه هایمان و دادن حکم 10ساله برای من که تابه حال سابقه نداشتم کم بوده است. لطفاً به موارد دیگری هم توجه فرمائید. دولت که گناهی نکرده است واز مواد اصل3،20،28،9،14،23،26،39،22 25،34،165،32،33،38و164 تخلف نکرده و هیچ تقصیری به غیر از خدمت به آحاد مردم ندارد،پس سعی کنید هر چه سریعتر دادِ دولت اسلام ستیز را از ما بگیرید چرا معطل کرده اید مگر شما نبودید با صلاح سنگین و انواع توپ و خمپاره و با نیروهای چندهزار نفری و چند ملیتی به ما حمله کردید انگار نه کسی دیده و نه کسی خبر دارد و نه حمله ای صورت گرفته و نه مردم منطقه و نه روستائیان اطراف اطلاع دارند که محل استقرار کاتیوشا و توپ ها و مسلسل ها کجا بود و آر- پی- جی و خمپاره ها چگونه شلیک می شدند وچه کسی را زدند وچه کسی را کشتند وغارت کردند،اصلاًهمه بی خبر هستند و همه عوام هستند به غیر از چند نفر حکومتیان هیچ کسی آگاهی ندارد،اصلاً کار دولت درست است ونه ظلم کرده و نه کشته و نه سلب آزادی و حقوق کرده،نه قوانین مملکتی را و نه قوانین و عهدنامه ها و کنوانسیون های بین المللی را نقض کرده و نه از اخلاق اسلامی و انسانی تجاوز کرده،دولت پاک ،پاک و مسئولین پاک و پاکیزه ،با دین و دیانت .... پس چرا معطل کرده اندو چرا می ترسند؟ازکی؟ازخدا؟قبلاً که ترس از خدا سابقه نداشته در بین مسئولین پس چرا الان می ترسند؟ مگر برای مسئولین خدایی هم هست؟ مگر غیر از پول ومقام و شهرت خدایی هم دارند؟مگر غیرازمقام و ثروت خدایی هم هست؟مگر باور کرده اند؟نه نگران نباشید کارتان را بکنید،مگر خود شما نبودید که درروز ملاقات با ما در جواب سوالی که از قرآن کردیم گفتید من که قرآن بلد نیستم چه بدانم؟پس طبق کدام آئین قضاوت خود را انجام میدهی والان هم حال حاضرانگارهم دیگر را ندیدیم ونه ما اعتصاب 23روزه کرده ایم ونه شما قول شرف دادید ونه در تاریخ30/1/87 قول ووعده دادید ونه شواهدی هست ونه مشکلی هست پس بیخیال بابا!بگذار محاکم اپزیسیون کارش را بکند ولی این را بدانید که ما پس از پنج ماه صبرکه فرصت لازم برای مقامات استانی بود تا به مسائل ما رسیدگی شود نتیجه را خواهانیم وتو و مسئولین مربوطه پاسخ گو می باشید.ماقامات کشور مسئولین پاسخ دهند شهیدان ما را در کدام گور دسته جمعی دفن کرده اند و زخمی ها را به چه نحوی شهید کرده اند؟ سهند علی محمدی بخشعلی محمدی محدی قاسم زاده عبادالله قاسم زاده یونس آقایان به نام حضرت مولا علی «هو» در مدت چهارسال زندانی بودن ما امضا کنندگان زیر حق کشیهای فراوانی در مورد انجام گرفته چه قضایی و چه حقوق مدنی و چه حقوق خانواده،ولی اکنون دیگر کار به جائی رسیده که از ابزارهایی غیر معقول و غیر منطقی علیه ما استفاده می نمایید وبه ما میگویند شما نباید غذا بخورید.البته بارها مارا تا دم مرگ پیش برده اند تا اینکه یک بار در آذرماه سال 1386 پس از پنج ماه گرسنگی که فقط با میوه و شربت مانده بودیم مارا به قرنطینه بردند و بعداز اینکه ما را به معنای واقعی شکنجه کردند دوباره با اجازهٴ رسمی از طرف دادستان اجازهٴ آوردن غذا را دادند ولی این تنها یک سیاست بود چون الان با ترفندی دیگر که قبلاً درهر ماه رمضان تکرار شده بود و ما توضیح داده بودیم که ضمن احترام به ماه مبارک رمضان که به حق از طرف خداوند می باشد لازم است بیان داریم که اهل حق ها دارای آئین و عقیدهٴ مخصوص خودشان می باشند و ضمن احترام به سنن وعقاید دیگران طبق دستورات پیر شرط خود عمل نمایندکه متاسفانه در داخل زندان و در داخل بند و در داخل کوپهٴ خود که داخل هزاران قفل می باشداجازه نمی دهند ما غذا بخوریم و کپسولهای گاز وچراغهای خوراک پزی را بسته اند و می گویند حق پختن غذا را ندارید.ما اهل حقها هم که روزهٴ دائمی هستیم و می توانیم روزانه غذای خود را و شام سنگین باعث مریضی می شود که البته هم فرمودهٴ پیشوایان ماست و هم از نظر پزشکی درست می باشد ولی مسئولین زندان می گویند شما حق ندارید غذا بپزید ،ما هم گفتیم پس طبق رسوم اسلامی جائی را برای ما تعیین بکنید تا از گرسنگی نمیریم ولی آنها یعنی مسئولین مربوطه ضمن اینکه جای بخصوصی را برای غذا خوردن ما در نظر نگرفته اند در کوپهٴ خود که جای مخصوص ودراصل جای خانهٴ ماست و حتی مثل قاو صندوق داخل دهها قفل هستیم باز نمی گذارند هرکسی طبق آئین خود عمل نماید برای حل این مسئله به افسر نگهبانی مراجعه نمودیم گفتند دستور مسئولین بالائی است بعداً مدیر داخلهٴ زندان مراجعه کردند که همهٴ این توضیحات به صورت کاملاً ملایم به ایشان رسیدولی گوش نکردند و گفتند دستور رئیس است به رئیس زنگ زدند رئیس زندان هم گفت نمی شود ما به شما اجازهٴ غذا خوردن در داخل کوپهٴ خودتان را هم نمی دهیم وهیچ جائی برای پختن غذا نداریم در صورتی که ازاول ماه رمضان حدود15 روز از آن می گذرد یدون مشکل غذایمان را می پختیم ولی امروز نمی دانیم به چه دلایل سیاسی تمام وسایل و روشنایی را قطع کرده اند ما علام کردیم مگر اسلام عوض شده چون قبلاً ما که بیرون از زندان بودیم در همه شهرها محلهائی برای آنهایی که روزه نیستند وجود دارد حال آنکه سالهای قبل هم بشما مکرراً توضیح داده ایم که ما ضمن احترام به ماه رمضان در مراحل حقیقت اسلام از آب و غذا روزه نیستیم وتنها دراین زندان یک وعده غذا می خوریم والا همین غذای ظهر می باشد در نتیجه اعلام کردند که ما چنین اجازه ای را به شما نمی دهیم و در نهایت در اینصورت ما به نفع یک عده مجبور به اعتصاب شدیم و می توانیم اعلام کنیم که طبق مصداق کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا زندان تبدیل به یک میدان کربلائی شده و کار به جایی رسیده که از آب و غذا محرومیم و مسئولین بصورت کانالیزه و حرفه ای حقوق معمولی زندانیان را هم در نظر نمی گیرند ما این اعتصاب را تا آنجایی که حقوق شهروندی ما و تمام زندانیان و همچنین خواسته های قبلی خود ادامه می دهیم. سهندعلی محمدی مهدی قاسم زاده بخشعلی محمدی عبادالله قاسم زاده یونس آقایان «همت از علی شاه لافتی» به مناسبت چهارمین سالگرد مبارزه فدائیان پنج تن آل عبا ای انسان های منتظر ای چشم براهان حق و مجری عدالت و مساوات: آیا زمان فرا نرسیده است که به فرموده قرآن کریم کتاب آسمانی خود ٬اندکی تامل و اندیشه را چاشنی انتظارمان بکنیم. اگر لختی از تعصبات آلودگیهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی بیرون بیاویم خواهیم دید : آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم اولین گام در هر انتظاری این است که نشان آنکه می آید را داشته باشیم قدر مسلم بی نشان نیست ٬ آیا به چشم دیده می شود ؟ آیا ما به جناب حضرت صاحب الزمان می توانیم بگوییم حق نداری دیده شوی در صورتی که او ما را نجات خواهد بخشید اگر اندکی دقیق شویم می بینیم: *یار بی پرده از در و د یوار در تجلی است* اصلا باید به ساحت مقدسش عر ض کرد که : کی رفته ای زدل که تمنا کنم تو را کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را آیا از زمان حضرت مولا علی ((هو)) مگر امامان معصوم همیشه در بین مردم نبودند مگر این همه مرقدهای مقدس و این همه شهادتهای مظلومانه آنها مبین این نیست که همیشه دیده می شوند و مثل مردم و در داخل آنها بودند البته در ظاهر پس اکنون چرا فکر می کنیم صاحب الزمان امکان ندارد که دیده شود و هر کس هم که اظهار دارد که حضرتش را می بیند کفر است یعنی کسی به اندازه کافران زمان پیامبر هم نیست که حضرت علی را که صاحب الزمان وقت بودند می دیدند یا در مورد امامان دیگر هم همچنین!این اندیشه که این همه دیدار صاحب الزمان را محال می کند کاملا یک اندیشه اموی می باشد چون دستگاههای ظلم و جور همیشه از حضور حضرت صاحب الامر در میان مردم هراس و واهمه دارند. لذا در طول تاریخ پس از قلع و قمع آنها چنان وا نمود کرده اند که صاحب الزمان اصلا در بین مردم نیست و از طرفی در غیاب آن بزرگان خودشان را وارث چنان معصوما نی قرار داده اند واز محبوبیت آنها نهایت بهره برداری را نموده اند چون با وجود مبارک حضرت صاحب الزمان ولایت قلابی جایی نخواهد داشت.برای روشن شودن مسئله چه خوش است گوش و جان بسپاریم به فرمایشات گهر بار حضرت امام صادق ((هو)) که می فرمایند: خداوند بالاتر از آن است که زمین خود را بدون حجت بگذارند و یا اینکه می فرمایند:اگر در زمین دو نفر باقی بمانند یکی از آنها صاحب الزمان (حجت) است و اگر یکی از آن دو بمیرد آنکه با قی میماند حجت است و این یعنی اینکه همیشه در میان ما حجت حق وجود دارد .عده ای یا بهتر بگوییم سردمداران رژیم ایران الان با توجه به افزایش فرهنگ مهدویت در جامعه سعی در پیچیدگی موضوع دارند در صورتی که حضرت مهدی و حجت حق همچنانکه یازده بار رجعت فرموده اند نشانه های ویژه ای دارند که ضمن بودن در متن اجتماع آنها را از ما انسانهای گنه کار سوا مینماید.فقط تقاضا می شود اندکی بیاندیشم و مانند گوسفند و شتر افسار خود را دست یک عده تاجران دین و افراد قشری ندهیم لا قل از آن عالمانی پیروی کنیم که علوم لدنی دارند:(( ودر زمین و آسمان نشانه هایی برای آنها دکه می اندیشند.))آیا زمان آن فرا نرسیده است که بدانیم این از قامت نا موزون ماست که به غلط می گوئیم امام زمان غیبت کرده است آیا ما غیبت نکرده ایم آیا این ما نیستیم که یازده بار رجعتهای مختلف امامان معصوم را با دستور همین علمای زاهد مسلک قشری کشته و شهید کرده ایم هیچ می دانید که اگر امام را نکشیم با اجل معمولی نمی میرد البته اگر شهید هم کنیم باز رجعتی دیگر خواهد بود همچنان که الان هست.آیا یهودیان یازده امام ما را کشته اند؟آیا مسیحیان امام حسین را به شهادت رسانده اند؟آیا بودائیان سر مبارک حضرت علی را شکافتند؟ مسلما نه خیر!!! این اسلام قشری٬ تبحر٬ جمود فکری و جهالت بود.آن هم جهالت همین به ظاهر مسلمانها عدم تفکر و اندیشه و فریفته شده به سیاستهای عوام فریبانه حکومتهای ریا کار که اسلام را ابزاری برای جاه طلبی و قدرت طلبی خود قرار داده اند. آری این بود قاتل امامان معصوم.بالاترین خطری که اندیشه ی دین و مذهبی و اعتقاد به منجی داشتن را تهدید می کند این است که آدمهای پلید و فرو مایه توانسته اند بر محورهای اعتقادی مردم هجوم ببرند از عناوین دینی و ایمانی و باورهای مردم بهره جویند و با شبیه سازی و ﺴﺅ استفاده از مقام و منزلت امامان و بزرگان٬ ارزشهای والای آنها را از میان ببرند و از عناوین و اسم و لقب اختصاصی آنها استفاده کرده و یک نوع فریبکاری و تقلب به نام ولایت فقیه در زمان معاصر و حکومت معاویه در عصر ماضی را پدید آورند و خود را مطرح بکنند ولی هیچگاه اهداف امامان معصوم را پیاده نکرده چون نمی توانند و نخواهند توانست. ((ﺮطب خیره بار نارد بید))!! بلکه برعکس اهداف آنها را اجرا کردند که البته گناهی نا بخشودنی است٬ حراست امور معنوی و دنیوی مردم تنها در پرتو اندیشه امام میسر است.ولی امام واقعی کیست آیا نمی خواهید ببینید اگر نمی خواهید چرا نمی خواهید؟!! آیا اجازه نمی دهید که در ملک خودش که این جهان است قبل از ظهور عام آشکار شوند تا مردم را برای ظهور عام آماده نماییند.آیا نباید بدانیم بالاخره این صاحب الزمان واقعی هم مثل زمان حضرت محمد باید ظهور خود را از بین مردم آغاز نماید:درست است که این بار با قدرت مطلقه می آیند ولی قبل از ظهور همه آحاد مردم در تمام جهان باید اسم مبارکشان را بشنوند و با صفاتش با کشفیاتش با اعجازهایش با کرامتش آشنا باشند تا موقع ظهور حجت به همه اتمام شود و کسی پیدا نشود که بگوید من نمی شناختم من آگاهی نداشتم ...ظهور آن حضرت تنها برای ایران و تنها برای شیعه نیست تنها برای کره زمین هم نیست هیجده هزار عالم کل آسمانها و زمین بایستی از کرامات ایشان بهره مند بشوند. عدالت محض صفای مطلق و فای مطلق همه چیز حضرت مطلق خواهد بود. چپی٬راستی٬بالائی٬پایینی٬ترک وکرد وعجم و فارس وعرب ومسیحی ویهودی وبودائی نمی شناسد همه در برابر عدالت مطلقه ایشان قرار خواهند گرفت و کلیه موجودات از وجود مبارکش استفاده خواهند نمود همه موجودات به حضرتش عشق می ورزند چون قادر مطلق مظهر حق مطلق برنامه هایش٬ ترکیباتش٬ دستوراتش٬ گفتارهایش٬کردارهایش٬تمام چیزهایش چون از جانب مطلق است هیچ موجودی ظاهر و باطنی پیدا نمیشود که از ذات حضرتش فیض نبرد چنین مولایی هم به طور یقین اندر یقین هزار میلیون یقین از خاندان آتش بگ جلوه می کند و بایستی خاندان آتش بگ رااز جان دل و با تمام وجود همیشه مد نظر قرار دهیم.لازم به ذکر است که مورد توجه کلیه جهانیان قرار گیرد که در کشور ایران قومی به نام اهل حق وجود دارد که البته کلمه اهل حق در مورد عده ای فقط می تواند یک اسم باشد ولی در مورد مکتب و خاندان آنها یک واقعیت است در کتابهای دینی اعم از مسلمان و مسیحی و یهودی وجود دارد که در آستانه ظهور حضرت مهدی قومی به نام اهل حق خواهد بود و این را هم باید شنیده باشید و لا اقل از این به بعد تحقیق نمایید و آن اینکه رنجی که حضرت صاحب الزمان از عالمان دینی و پیروان آنها خواهند کشید برابر با کل رنجهای تاریخ است.(البته علمای ظاهر بین و قشری بقول آقای مطهری)مرکزیت جغرافیایی اهل حق آتش بیگی در ایران کنونی در مکان مقدسی به نام گره بان در شهرستان هرسین واقع گردیده که در محل به مرکز اعجازهای باطنی شهره است.رهبر سلسله جلیلیه آتش بگی با سند و مدرک نقلی و علمی و عقلی و روائی همان حجت است که اکنون روی کره خاکی هستند و دارای اعجازهای باطنی و کرامات مادرائی می باشند بطوری که از هفت میلیون اهل حق بخصوص ازاهل حقهای آتش بگی کسی را نمی توان یافت که از الطاف بی پایان کبریانی اش جرعه ای نچشیده باشد. نشانه های ویژه امامت و ولایت مطلقه که همان علوم ماکان و ما یکون وقادر مطلق بودن و صاحب علوم اولین و آخرین بودن ودر کل صاحب کنونی صحیفه معروف حضرت فاطمه(هو) که نشان ویژه امامت است می باشند. حکومت جمهوری اسلامی و عوامل اطلاعاتی وابسته به آنها برای جلوگیری از شناخت مردم و عاشقان واقعی مهدی موعود با حضرت ((آقا نظام هو)) فعالیتهای شبانه روزی پر هزینه ای را متحمل میشوند و بودجه بیت المال را در یک کشور اسلامی صرف جلوگیری از شناخت مردم از صاحب الزمان می نمایند.ولی حضرت حق طلوع باوقار پیوسته ای دارند که این امر برای آنهایی که متولیان پستها و مناسب هستند بس گران می آید.بطوری که در شهرستان میاندوآب درست چهار سال پیش یکم مهرماه سال 1383 حمله گسترده نظامی به عده معدودی از عاشقان و دلدادگان آن حضرت صورت گرفت که هدف آن نابودی کامل افکار و اندیشهٴ فدائیان پنج تن بود چون می دانستند فدائیان پنج تن آل عبا با هدف دفاع از حقوق اهل حق و آگاهی مردم خطر بزرگی برای آنها محسوب می شوند بخصوص زمانی که انسانهای مقدسی همچون سلطانعلی محمدی سیفعلی شیری رهبری چنین فعالیتی را بر عهده داشتند.در این راستا وحشیگریهایی صورت گرفته که به تخریب اموال و شهادت 6 تن از بزرگان اهل حق و زخمی شدن یکی دیگر انجامید و زندگی چندین خانواده از بین رفت ولی غافل از اینکه این عقیده متعلق به تمام اهل حق می باشد و حدود هفت میلیون نفر حضرت ((آقا آقا نظام هو)) پرست هستند وریشه کهن و دیرینه ای دارند. *صوفی نهاد ،دام و سر حلقه باز کرد بنیاد مکر با فلک حلقه باز کرد* تنها رسوائی و بی آبروئی ،حاصل مسئولین دولتی و اطلاعاتی از این وحشیگری بود که انجام دادند بطوری که به دلیل عدم اتکا به نیروی لا یزال الهی،چون می دانند که پشتوانه مردمی ندارند و خدایی یاور آنها نیست،زورگویی وتبعید وزندانی کردن را در برنامهٴ کار خود قرار می دهند. حکومت چارهای نداشت جز اینکه برای رفع نواقص فکری وعملی خود به قتل و خون ریزی- تبعید- دروغ و تزویر روی آورد بطوری که در همه رسانه ها ،افرادفدائیان پنج تن را به غارت و چپاول بانکها و مردم متهم کرده بودند. ما بازماندگان حادثهً وحشتناک حملهً دولت در سال 1383 هم با صدور حکمهای کلان و سنگین که با دخات و دخیل شدن طغیان وعصیان و عصبیت مقامات دولتی بوده مواجه شده ایم مقام و قدرتمندی همواره تا این حد و اندازه آدمی را به ظلم و ستم وا می دارد که تنها دختر معصوم پیامبر را هم فدا می کنند،پیامبری که پیام آور فضیلتها بود. پس ما که خاک پای آن حضرت هم نیستیم چه سهل و آسان امروز باید فدا بشویم برای حکومت ولایت قلابی، افراطی از قشر دینی ظاهرالضلاح و خطرناک همیشه عدهای را فریب داده و به بیراهه می کشند بطوری که اکنون با هماهنگی عوامل اطلاعاتی حکومت،صاحب الزمانهای قلابی ترتیب داده اند وآنهارا به صورت نمایشی دستگیر می کنند و از این رهگذر می خواهند صاحب الزمان واقعی را بین هیاهوی ایجاد شده گم کنند مردم را عادت بدهند که آگر صاحب الزمان واقعی هم آمد باور نکنند((زهی خیال باطل)) همهً اینها در کنار رفتار خشونت آمیز با قهر و غلبه بر انسانها دلیل بر سقوط معنوی حکومت است در یک چنین مملکتی هم تعهدات هر کسی فقط در قبال جامعه ای است که رشد آزاد و کامل شخصیت اورا آمکان پذیر سازد لذا ما در قبال این حکومت چه تعهدی می توانیم داشته باشیم.حق یعنی آزادی عقیده بیان و آزادیهای دیگر سیاسی دسترسی به تمام مواهب مادی و معنوی زندگی همرته با شخصیت و حیثیت اجتماعی،حق یعنی جامعیت قانون،حق یعنی وجود یک نظام حقوقی عادلانه و قانونمند و دارای ضمانت اجرائی و وجود اختیار در صاحب حق،حق یعنی عدم تبعیض،حق یعنی ندادن امتیازغیره قانونی به یک عده که لیاقت آن حقوق را ندارند،حق یعنی بی اعتنائی نکردن به حقوق پر محتوا و با اهمیت یعنی عقیده مردم،حق یعنی سوً استفاده نکردن از اختیارات،حق یعنی قضاوت عادلانه و ممانعت نکردن از دفاع یک نفر ازحق و حقوق و یعنی مشکل ایجاد نکرن برای کسی که می خواهد از حق دفاع کند. حق یعنی آزادی و آزادی یعنی برابری و عدالت،حق یعنی سلب نکردن اختیارات چه از اقوام و افراد-چه از مذاهب و چه سیاسی و اجتماعی و اقتصادی. آیا دولت حق دارد هر معامله ای را با اتباع خود به دلخواه انجام دهد و به کسی هم ربط نداشته باشد.آنچه از این حکومت و عدالتش نصیب ما اهل حق ها شده اینست که عده ای جاهل را بر علیه ما آوردند و مسلئل را در دیدگاه آنها غیر واقع جلوه داده و با تحریک آنها به کشتار ما دست زدند و دست آنها را به خون اهل حق های عاشق صاحب الزمان و مریدان خاص آن حضرت آلئده نمودند و حالا هم با محاکمه های کذائی سعی نموده اند موضوع را از موضع واقعی به انحراف کشانده و عوام فریبی نمایند و اعمال جنایتکارانهً عوامل اطلاعاتی را توجیح کنند. بدین وسیله ما را بی گناه در زندانهای غیر بهداشتی خود نگهداری نموده و در نتیجه از عقیده و مرام حق پرستی ما جلوگیری به عمل آورند و مانع رسیدن آن به گوش مردم باشند که الحمد الله تا حال نتوانسته اند. % والسلام التماس دعا% یا پیر همتی کرم از شاه منصور میرزا صاحب هیجده عالم اطلاعیه فدائیان پنج تن به مناسبت چهارمین سالگرد مبارزه فدائیان پنج تن با رژیم آخوندی (( وظیفه مبا رزه رشته ای رمی ماند که آدمی را و هر آزاد مرد تاریخ را گریبانگیر است)) رسوخ ایدولوژی به هر نوع وشکلی که باشد از انسان عنصری بی باک، متهور و شجاع بر می آورد خاصه اینکه ((عقیده)) مبنای عقلانی از یکسو و مایه های احساسی چون عقیده به دفاه از دین و ناموس و اعتقاد به خاندان مرتضی علی (هو) در هم آمیخته باشد تاحد جنون پیش می رود و با یک تعبیر و تفسیر دیگر این گونه مردان برومند در نظر مردم عادی که بر زندگی مادی و شهوت و زرق و برقش دل خوش کرده اند ابله و نادان محسوب میگردند واین گروه همان مردمانی هستند که اهل و عیال و طفل بیمار ووضعیت ناهنجار پدرومادر و سرنوشت کسان و خواهر وبرادر خود را رها می کنند و در ادیشه نجات کل خلق و مردمی که حتی ایشان را دیوانه و نفهم می خوانند جان می بازند و جلوی گلوله و بر سردار و چوبهٴ مرگ ،رقص کنان ظاهر می شوند. «به یاد پروازیان لاهوت و شهدای فدائیان پنج تن» چه زیبا و شیرین است! که به شرط بنیامین «هو» ملتزم ماندن و دامن پیر بنیامین «هو» را گرفتن و به خاطر پنج تن رنج بردن ووظیفه خود را در قبال خاندان آتش بیگی «هو» انجام دادن و از همه چیز خود صرف نظر کردن وبه اجرای شرط بنیامین پا فشاری کردن و زیان دیدن و فقط و فقط به حضرت آقا،آقا نظام «هو»اندیشیدن و به سوی پنج تن رفتن .چه زیباست! شمع شدن و به خاطر یاران اهل حق سوختن وراه یاران را روشن کردن و اشرار را به مبارزه طلبیدن و معاویه زمان را به زانو در آوردن و جان فدائی را شرط اساسی برای پیروزی حق بر باطل کردن . چه زیباست!! در راه حضرت آقا،آقا نظام «هو» تحمل درد و رنج کردن و در زیر سنگهای آسیاب زمانه خرد شدن و در دریای غم فرورفتن به خاطر پنج تن متهم شدن و نفرین و لعنت شنیدن وازهمه جا رانده و از همه کس مطرود شدن .چه شیرین و زیباست!که فقط با پنج تن ماندن و از همهٴعالم بریدن مطرود همهٴمردم شدن،بکلی تنها ماندن و هیچ پناهگاهی جز پنج تن نداشتن و به کلی از همه کس و همه جا نا امید شدن و هیچ امید وآرزویی و روزنهٴ نوری جز آقا،آقا نظام«هو» نداشتن چه زیباست!فرمایشات آقا،آقا معصومعلی زاهدی«هو» را بخاطر سپردن وآنها را عملی ساختن.چه زیباست!دست را در پی پنج تن افشاندن یا پا در پی پنج تن گشتن،سر را در راه پنج تن نثار کردن، دل را به محبت پنج تن سپردن گوش را برای صدای دلنشین پنج تن شنواندن و چشم را در قدمان پنج تن گستردن.چه زیباست! فرمایشات حضرت آقا،آقا آزادعلی «هو» را ارج نهادن و به ایشان وفادار بودن و قدر زحمات حضرت آقا،آقاعصمتعلی «هو» را دانستن و فرمایشات ایشان را نهادینه کردن.چه زیباست! مرگ را در آغوش کشیدن و به ملاقات پنج تن شتافتن و بر همهٴمظاهر وجود مسلط شدن و بر همهٴ عالم و قوانین دنیا حکومت کردن و یر تاریخ را به خاک کشیدن و مسیر تاریخ را دگرگون کردن و شیطان قوی پنجه و سخت جان را شکست دادن و زیبائی انسانیت را در بزرگترین تجلی تکاملی خود نشان دادن.چه زیباست به آرمانهای شهدای اهل حق پایبند ماندن و خواستهٴ ایشان را که همان حق و حقوث پای مال شدهٴ اهل حق است را از جبار زمان ستاندن. چه زیباست! حسینی بودن و برای حفظ دین جهاد کردن واز جان ومال واهل عیال و همه چیز خود گذشتن و رسالت پیام شهدای اهل حق را به تمام جهانیان رساندن و پرده از جنایتهای رژیم آخوندی برداشتن(و گرنه چاره ای نمی ماند جز یزیدی بودن)چه ننگ است!در قبال ظلم وستم بی تفاوت بودن وبرای چند صباحی عمر بیهوده زجه زدن.چه ننگ است! خوارج زمان بودن وشمشیربه روی(التماس کردن و محیور ساختن) حضرت علی زمان(آقا نظام«هو») کشیدن و برسر میز حاکمیت نشاندن و دوست نادان بودن وافسار خود را به این وآن سپردن.چه ننگ است! عمروعاص زمان بودن واحادیث جعلی به اسنم خاندان آتش بیگی «هو» ساختن واساس این خاندان را نشانه رفتن و برای ساکت کردن فدائیان پنج تن دست افشاندن. در مسلخ عشق جز نکو را نشکند روبه صفتان زشتخو را نکشند گر عاشق صادقی زمردن مهراس کفتار بود هر آنکه دو را نکشند ********************* حلاج وشانیم که از دار نترسیم مجنون صفتانیم که در عشق خدائیم ترس از این بود که در بلا نیافتیم اکنون زچه ترسیم که در عین بلائیم فدائیان پنج تن زندان ارومیه 1/7/1387 «به نام مرتضی علی(هو)» با عرض بندگی بر آستان مقدس حضرت آقا،آقا نظام (هو) ای مسئولین کشور ایران!!! به چه مشغولید؟چراگوش شنوایی درکارندارید؟اینهمه بی نظمی ازکجاست؟چه کسی پاسخگوست؟چرا ما باید تاوان نابسامانیهای حکومت را بدهیم؟در تمام ارگانهای حکومت از پادگان گرفته تا دانشگاهها که به خاطر سیبیل گذاشتن کار تا جائی میرود که منجربهدرگیری میشود و دانشجویان اهل حق غربال میشوند و حق استخدام هم ندارند. ریش سفیدان ما در مراجعه به ادارات با تمسخر و بی احترامی روبه رو هستند ...در پی اینهمه نقض آشکار حقوق اجتماعی سیاسی و انسانی هیچ صدائی به گوش حکومت نمی رسد. به نظر شما ما چه چاره ای داریم؟به عنوان یک ایرانی که پابند به اصول آئینی خود می باشیم آنهم آیینی کاملا ًاسلامی و الهی .طبق اصل «20» قانون اساسی که از همهٴحقوق انسانی،سیاسی ،اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی سخن میگوید و طبق اصل «67» نمایندگان مردم در مجلس به ادای سوگند برای حفظ حقوق ملت ملزم هستند و طبق اصل «121» رئیس جمهور به قید قسم به پشتیبانی از حق و حمایت از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که در قانون اساسی برای ملت شناخته شده است موظف می باشد و با توجه به اینکه دولت در قبال شهروندان همانند وکیل در مقابل موکل مسئولیت دارد و باید به موکل حساب پس بدهد.حال سوال اینست: آقای رئیس جمهور،آقایان نمایندگان مجلس و کسی که خودش را فرمانده کل قوا معرفی می کند،چرا به این منصبها تکیه داده اید؟ این امکانات برای چه در اختیار شماست؟ برای مکیدن خون مظلومان؟صدای ما کی به گوش شما خواهد رسید؟ کی به تعهدات خود عمل خواهید نمود؟ تابه حال برای اینکه مشکلات عقیدتی،سیاسی،روحی و روانی خودمان و خواسته های یک قوم را به گوش ظالم شما برسانیم 4 بار تا دم مرگ اعتصاب نموده ایم،آیا شما مسئولین وظیفه ای در قبال ملت ندارید؟ کمیسیون اصل 90 مجلس چه وظیفه ای دارد آیا گزارش اعتصاب ما که شخصاً به آن ارگان ارسال نموده ایم و رسید هم دریافت کرده ایم پاسخی ندارد؟ آیا هفت میلیون اهل حق علی پرست معتقد به امامت و ولایت مرتضوی که در تمامی شئون اجتماعی،سیاسی،خدماتی و کشاورزی و ... به این مرزوبوم خدمت می کنند،حق برخورداری از قوانین مصویه و قوانین اساسی را ندارند. بالاخره این ظلمها پایانی دارد و با تاٴسی از حضرت مولا علی«هو» که فرموده اند:«در مقابل ظلم وستم به هر طریق ممکن فریاد به پادارید». اعتصاب خود را پیرو اعتصاب مورخ 11/1/87 اعلام می نمائیم.یادآوری میشود که اعتصاب مورخه 11/1/87 با قولهای رسمی دادستان مبنی بر ادای حقوق خواسته شدهٴ ما و سر انجانم به دستور مقدس رهبر عظیم الشان و انسان پرور خودمان مبنی بر اینکه«اگر دادستانی قول می دهند،قبول نمائید و اعتصاب خود را بشکنید» اعتصاب خود را شکستیم ولی چنانکه انتظار می رفت مقامات اطلاعاتی و دادستانی باز پیمان شکنی کرده ووظایف خود را انجام ندادند. خواسته های به حق ما به شرح زیر میباشد: 1- شناسایی و معرفی مجرمین اصلی پرونده و انگیزه حمله به خانه و کاشانهٴ ماو علت پایمال نمودن عقیدهٴ اهل حقها 2-عذر خواهی رسمی مسئولین بلند پایهٴ مملکتی از اشتباهات خود مبنی بر حمله به تا بلو مقدس حضرت صاحب الزمان حضرت آقا،آقا نظام «هو» 3- استرداد تابلوها و نصب بر درب منازل خودمان بدون قید و شرط زمانی. 4- تصویب لایحه ای در مجلس مبنی بر به رسمیت شناختن حقوق رسمی رهبرعظیم الشان سلسلهٴ جلیلهٴ آتش بیگی حضرت آقا،آقا نظام «هو» و همچنین جماعت میلیونی اهل حق 5- ایجاد امکانات رسانه ای برای شناساندن اهل حق و عموماً و اهل حق آتش بیگی خصوصاً جهت جلوگیری از مشکلات اجتماعی ناشی از عدم شناخت کی ساشد. فدائیان پنج تن و جان نثاران حضرت آقا،آقا نظام «هو» سهندعلی محمدی ف مهمد بخشعلی محمدی ف محمد مهدی قاسم زاده فرزند قباد عباد الله قاسم زاده ف قباد یونس آقایان ف ایوب رونوشت به: دفتر رهبری دفتر رئیس جمهوری کمیسیون اصل 90 gaip

اخبار منتخب

Most Read