آخرین خبرها

ماشااله رزمی : یادی از قیام29 بهمن 1356 تبریز (کالبد شکافی انقلاب 1357)

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
ماشااله رزمی : یادی از قیام29 بهمن 1356 تبریز (کالبد شکافی انقلاب 1357)

Gunaz.tv
در بررسی سوابق شکل گیری انقلاب ضد سلطنتی 1357معمولابه کودتای 28 مرداد 1332علیه دولت مصدق السلطنه وتظاهرات خونین اسلامیون افراطی برای مخالفت باکاپیتولاسیون وحق رای زنان درپانزده خرداد 1342تکیه می شود بدون اینکه به قیام 29 بهمن 1356 تبریزکه سرآغازقیام های شهری است اشاه ای بشود . قیام 29 بهمن در قاطعیت بخشیدن به تصمیم مخالفان رژیم برای سرنگونی شاه ، در تشدید تضادهای درونی ظبقه حاکمه ودرتغییرموضع حامیان خارجی شاه تاثیرات انکار ناپذیر داشت . شرح مختصر واقعه می تواند به روشن شدن مساله کمک کند . برای بزرک داشت چهلم کسانیکه درتظاهرات شهرقم توسط پلیس کشته شده بودند آیت اله سیدکاظم شریعتمداری مرجع تقلید آذربایجانی ها اعلامیه داده وازکسبه و بازاریان تبریزخواسته بود که بازار را ببندند ودرمساجد مراسم ختم برگزارکنند. ساعت ده روز 29 بهمن علیرغم ممانعت پلیس ، جوانی که می خواست وارد مسجد دم بازار تبریز بشود با کلوله یک افسر شهربانی کشته می شود . مرگ این جوان مانند جرقه ای که به انبار باروت افتاده باشد ، باعث انفجار خشم مردم می شود . مردم جنازه را بر می دارند و در مسیر خود پاسگاههای پلیس راهنمائی ، کلانتری ها ، ادارات و وسایط نقلیه دولتی و بانک ها را تخریب می کنند و به آتش می کشند کنترل جمعیت ازدست نیروهای حکومتی خارج می شودوبا پیوستن دانشجویان دانش آموزان و کارگران کارخانجات واقع در غرب تبریز ، قیام به محلات پرجمعیت تبریز گسترش می یابد تا اینکه نزدیکیهای غروب ارتش با تانک و زره پوش به خیابانها می آید و بعد از آنکه مردم را به گلوله می بندد ، حکومت نظامی اعلام می شود . ازتعداد کشته شده ها و زخمی های این قیام اطلاع دقیقی در دست نیست اما طبق نوشته روزنامه های دولتی بغیر از مراکز حزب رستاخیزوکلانتری های پلیس ، فروشگاههای برزگ لوازم الکتریکی ولوکس و همچنین شصت شعبه بانک های دولتی تخریب وآتش زده شده بودند . یک هفته بعد ازقیام جمشید آموزگارنخست وزیرشاه به تبریزمی آبد ، کارمندان ادارات را در مقابل استانداری بخط می کنند تا برایشان سخنرانی کند . وی بدون خجالت ازمردمی که درآنجاحضور داشتند و اکثرا نیزدر قیام شرکت کرده بودند می گوید که اغتشاش گران تبریزی و آذربایجانی نبودند و ازآنسوی مرزآمده بودند تا ثبات سیاسی ایران رابرهم بزنند جمشید آموزگارخیلی خوب می دانست که قیام راخود تبریزی ها انجام داده اند ، اما او می خواست ازتبریزبه حامیان خارجی رژیم پیام بدهد که اگرازشاه حمایت نکنند با انقلاب سرخ طرف هستند و شوروی جای غرب را در ایران خواهد گرفت . این یک قانون کلی است که هرحکومتی توسط هر نیروئی به قدرت رسیده باشد همواره تکیه گاهش همان نیرو خواهد بود و چون شاه را هم بعد از تبعید پدرش و هم بعد از 28 مرداد1332 کشورهای غربی برسرقدرت نشانده بودند لذا چشم امید شاه همیشه بقدرت های غربی بویژه انگلیس وآمریکا وارتش آموزش دیده و تجهیز شده بوسیله آنهابود ولی یک باردیگر ثابت شد که می توان به سرنیزه تکیه کرد ولی نمی توان برروی آن نشست . از 29 بهمن 1356 تا سرنگونی شاه نیروهای ارتشی درتبریزهرگزبطورکامل به پادگانها برنگشتند .آنها یک سال در خیابانها ماندند وبدینسان ترس مردم ازدیدن توپ وتانک ومسلسل فروریخت و بالاخره همین مردم در روزهای انقلاب با دست خالی پادگان تبریزراخلع سلاح کردند . چراقیام های شهری از تبریز شروع شد ؟ روانشناسی اجتماعی درحرکات دسته جمعی انسان ها نقش تعیین کننده دارد وتبریز شهرقیام هاهمواره پیشگام اعتراضات ععمومی علیه حکومت مرکزی بوده است و بازار تبریز دراین اعتراضات بعنوان موتور و لکوموتیو حرکات بزرگ عمل کرده است . دارالسلطنه تبریز بارها پایتخت حکومت شده وبازار تبریز که تا به امروز نیز عنوان بزرگترین بازارسرپوشیده جهان راحفظ کرده است با قرارگرفتن در مسیرجاده ابریشم و بویژه ازدوره غازان خان به بعد مرکزعمده صنعت و تجارت در منطقه بوده است . بعد ازاصلاحات ارضی و اقدامات جنبی آن در دهه چهل، ترکیب طبقاتی جامعه ایران دچار دگرکونی شد و با رشد بورژوازی وابسته به انحصارات بین المللی ، بورژواژی ملی نقش سابق خود را در اقتصاد و سیاست از دست داد و بازاریان به مخالفان بالقوه شاه تبدیل شدند . بی جهت نیست که رهبری طرفداران خمینی راهم درانقلاب بهمن1357 « هیئت های موتلفه اسلامی بازارتهران » در دست می گیرد . علاوه برتضعیف کلی بورژوازی ملی درسراسرایران ، ازدوره مشروطیت به بعد ومخصوصا بعد ازحکومت ملی فرقه دموکرات آذربایجان در سال 1325 بخاطرتبعیض آشکارواختصاص ندادن بودجه کافی برای رشد اقتصادی منطقه و وادارکردن بعضی ازسرمایه داران آذربایجانی به انتقال سرمایه هایشان به تهران وسایرقطب های صنعتی ، بورژوازی سنتی آذربایجان بیش ازبورژوازی سنتی شهرهای همطرازخود نظیرمشهد واصفهان درمضیقه بود ه وتضعیف شده بود . بهمین جهت بازارتبریز شروع کننده اصلی قیام 29 بهمن محسوب می شود .می دانیم که ازجنبش تنباکوبه بعد روحانیون درایران پیوسته مدافع منافع بازاریان بوده اند و ازطریق بازازیان نیز تامین مالی می شدند واز این رو است که می بینیم آیت اله شریعتمداری بازاریان تبریزرا خطاب قرار می دهد و ازآنان می خواهد که بازار را تعطیل کنند و در جریان قیام نیز مراکز محصولات وارداتی و فروشگاههای صنایع مونتاژ تخریب می شوند . در این قیام اهرم های اعمال حاکمیت رژیم هدف تهاجم قیام کنندگان هستند . مراکز پلیس بسان آلت سرکوب ، دفاتر حزب رستاخیز بعنوان کانون های کنترل سیاسی و بانک ها همچون نماد قدرت اقتصادی رژیم تخریب می شوند . اگر در انقلاب مشروطه بازاریان از طریق تحسن وبست نشستن اعتراض خودرا نشان می دادند ، با قیام 29 بهمن شکستن ماشین دولتی در دستور کارانقلابیون قرار می گیرد بسیاری از گروههای سیاسی بعد از انقلاب سعی کرده اند خودشانرا سازمانگر قیام 29 بهمن معرفی بکنند اما واقعیت اینست که قیام کاملا خود بخودی گسترش یافت . در آن دوره تعداد زیادی گروه و محفل سیاسی زیرزمینی درتبریز فعال بودند که که بعضی ازآنها هوادار فدائیان خلق و مجاهدین خلق بودند وبه جنگ چریک شهری اعتقاد داشتند . این محافل مستقل از یکدیگر در قیام 29 بهمن شرکت کرده اند ولی هیچکس کل قیام را رهبری نکرده است وهیچ شعار مذهبی هم داده نشده است و نام هیچ روحانی یرزبان مردم نیامده است . ازدل این قیام نیروی جدیدی پابه عرصه گذاشت که بعد از انقلاب به طرفداران آیت اله شریعتمداری معروف شدند . بنظر من خود شریعتمداری با مواضع آنروزی اش اگر احتمال می داد که اعلامیه وی به قیام منجر می شود هرگزچنین اعلامیه ای را صادر نمی کرد . حکومت طبق معمول هر اعتراض داخلی را به تحریک کمونیسم بین الملل نسبت می داد و درجواب او نشریه نوید که از طرف فعالین حزب توده درداخل منتشر می شد طی مقاله ای اغتشاش در تبریز را کار آنارشیست های مائوئیست نامید که حرکت سازمان یافته طبقه کارگر و توده های زحمتکش را به انحراف می کشد . نبرد با دیکتاتوری برای سرنگونی شاه عمومی می شود تا قبل از قیام 29 بهمن شعار مرگ برشاه تنها از زبان زندانیان سیاسی ، چریک ها و دانشجویان شنیده می شد و اکثریت قریب باتفاق روحانیون به بهانه اینکه شاه با کمونیسم مبارزه می کند از شاه حمایت می کردند و از بودجه هنگفت اداره اوقاف بهره مند می شدند . بسیاری ازمخالفان قدیمی و باصطلاح مصدقی ها نیز بعد از اصلاحات ارضی تمکین کرده بودند و با رژیم همکاری می کردند وخبلی ازآنها معتقد شده بودند که انقلاب سفید شاه لا قل برای پنجاه سال دیگر بقای رژیم پهلوی را تضمین کرده است . در این میان درصد ناچیزی ازروحانیون با شاه مخالفت می کردند و بغیر از خود آیت اله خمینی و اطرافیان معدودش که به قدرت سیاسی فکر می کردند وازامکانات صدام حسین ازجمله رادیوی بغداد درعراق استفاده می کردند ، بقیه روحانیون اگرهم مخالف شاه بودند هرگز فکرنمی کردند که روزی قدرت سیاسی را در دست خواهند گرفت بدینجهت بعد ازانقلاب بهمن بعضی از آنان واقعا خیال می کردند که معجزه شده است چون هیچوقت برای رسیدن به قدرت سیاسی مبارزه نکرده بودند که سهل است ، فکرش را هم نکرده بودند . قیام 29 بهمن فضای سیاسی جامعه را بکلی دگرگون کرد . عمده شدن شعار حقوق بشر در ایران که توسط جیمی کارتر رئیس جمهور آمریکا تقویت می شد ، طیف مخالفان شاه را وسیعا گسترش داد . نیروهای چپ با شنیدن صدای قیام کنندگان تبریز که شعار می دادند « بیز بو شاهی ایستمیروخ والسلام » یعنی دیگر ما این شاه را نمی خواهیم والسلام ، قدرت گرفتند و شعار سرنگونی دادند . آیت اله ملکوتی درخاطراتش در آستانه انقلاب به چرخش روحانیون ازحمایت از شاه به مخالفت با شاه اشاره می کند . طبقه متوسط که درتمام دنیا پایگاه اصلی دموکراسی محسوب می شود به مخالفت با دیکتاتوری برمی خیزد ، کانون نویسندگان ، کانون وکلا ، کانون معلمان و ...به کانون های دموکراسی خواهی تبدیل می شوند . از قیام 29 بهمن به بعد است که سوداگران نفت که خودراصاحبان اصلی ذخایرانرژی ایران می دانند متوجه نفرت عمومی از شاه می شوند و برای جانشینی شاه بدنبال یک رهبرکاریسماتیک می گردند و بالاخره نیز « یافتند آخر فسونی را که می جستند » و شرایط داخلی و خارجی برای تغییر حکومت در ایران آماده می شود. شکاف درون طبقه حاکمه علنی می شود صدای قیام مردم قبل ازشاه به گوش طبقه حاکمه می رسد وشکاف درون حکومت عیان می گردد . مسئولین امور سعی می کنند گناه نابسامانی کشور را بگردن رقبای خودشان بیاندازند . خاطرات اسداله اعلم وزیر دربار و هم پیاله شاه گویای یک دنیا حقایق می باشد . زندانها انباشته از مخالفان سیاسی است و نارضایتی عمومی دراوج است ولیکن درسال 1356شاه بیشتراوقات درفکرپائین تنه خویش است ، شاه واسد اله اعلم هردو سرطان لاعلاج دارند و سعی می کنند از فرصت ناچیزی که ازعمرشان باقی مانده حداکثر لذت جنسی را ببرند و باورنمی کنند که آمریکائی ها ثباتی را که شاه ایجاد کرده بهم بزنند و ازمخالفان شاه حمایت کنند. گروهی از دوراندیشان رژیم بعنوان اصلاح طلب دوردفترفرح پهلوی جمع می شوند و می کوشند با انجام اصلاحات صوری رژیم را از بحران خارج سازند و نجات بدهند ولی خیلی دیرشده است وخمینی می گوید « شاه باید برود» . اعتراف به وجود سه هزار زندانی سیاسی ، تغییر نخست وزیر ، برکناری رئیس ساواک همه نتایج عکس می دهند وقیام های شهری سراسر ایران را فرامی گیرد . آخرین تیر ترکش را باید بکار برد . تصفیه های مداوم درمیان مسئولین ، هیئت حاکمه را به مشتی بادمجان دورقاب چین و بلی قربان گویان شاه تقلیل داده بود .ژنرال های مالخولیائی ارتش می خواهند تاکتیک ناپلئون بناپارت را تکرار کنند ، مگر نه اینست که ناپلئون تظاهرکنندگان را به توپ بست و مخالفان را سرجای خود نشاند؟ لذا باید با ایجاد وحشت مردم راازخیابان ها به کنج خانه ها برگرداند جمعه خونین میدان ژاله تدارک دیده می شود . جوی خون براه می افتد ودر نتیجه این قتل عام انقلاب سیاسی وسقوط رژیم حتمی می شود . شاه می گوید که « صدای شما را شنیدم» ولی شاه ازآخرین کسانی است که این صدا را می شنود حتی مجلس شاه ساخته نیز نافرمانی می کند واحمد بنی احمد نماینده تبریز دراعتراض به سرکوبی مردم « روزه سیاسی » اعلام می کند . خروج سرمایه و اموال غارت شده ازکشورآغازمی گردد . درباریان وکسانی که دستشان بخون مردم آلوده است شروع بفرا می کنند . شاه بدنبال کسی می گردد که نخست وزیربشود ولی هیجکس جرعت نمی کند مسئولیت قبول کند وتنها شاپوربختیاراز مخالفان قدیمی شاه مسئولیت نخست وزیری رابا شرط داشتن اختیارات تام می پذیرد و سی وهفت روزحکومت می کند . بختیار موفق نمی شود زیرادرایران آن روزفقط شخص اول مملکت وجود داشت و از شخص دوم وسوم خبری نبود . سلطنت طلب ها بی جهت تبلیغ می کنند که مردم ایران شاهپرست هستند . حقیقت اینست که اغلب پادشاهان ابران یا بدست اطرافیان خود کشته شده اند و یا ازترس مردم از ایران فرارکرده ودرتبعید مرده اند . عمرسیاسی شاه برای خارجی ها تمام می شود غیراز مردم ایران تمام سران کشورهای غربی ازبیماری لاعلاج شاه با خبربودند و پزشکان سرطان شناس فرانسوی مرتب برای معالجه اوبه ایران رفت آمد می کردند . شاه دیگرازلحاظ جسمی قادرنبودژاندارم منطقه باشد وسیاستهای کشور های غربی را اجرا کند.از طرف دیگر طرح کمربند سیز( کمربند اسلامی ) دوراتحاد شوروی و حمایت از رادیکال های اسلامی در استراتژی آنروزی آمریکا قرارداشت ونیزدولت اسرائیل متحد نزدیک شاه درمنطقه ازاو خشمگین بود زیراشاه درآخرین جنگ مصرواسرائیل به هواپیما های شوروی اجازه داده بود که با عبورازآسمان ایران به مصرکمک نظامی یکنند. اینها و موارد دیگراز جمله قیام 29 بهمن درنزدیکی مرزهای شوروی وگسترش قیام به تمام شهرهای ایران که اوج نارضایتی مردم راازسیاستهای شاه نشان می داد موجب می شوند که طبق اعتراف والری ژیسکاردستن رئیس جمهور آنموقع فرانسه که هنوز درقید حیات است ، هفت کشور صنعتی جهان در کنفرانس گوادلوپ در مورد احتمال تغییر رژیم شاه تصمیماتی اتخاذ بکنند . درمطبوعات آنموقع کشورهای غربی ضمن تحلیل قیام های شهری درایران سه دلیل برای تغییرشاه ازنظر سیاستمداران غربی عنوان می شود که عبارتند ازرشد کمونیسم درایران ، بالارفتن قیمت نفت وهمچنین بخطرافتادن امنیت اسرائیل . غربی ها درهرسه مورد به شاه اخطارکرده بودند ودنبال جانشینی می گشتندکه این نگرانی هارا برطرف کند . در این میان غیرازحاج آقا میناچی که بنمایندگی از بازاریان تهران با آمریکائی ها توافقاتی انجام داده بود سه نفر از اعضاء نهضت آزادی نیز که در خارج تحصیل کرده بودند در معرفی خمینی بعنوان آلترناتیو شاه فعال بودند که آقایان صادق قطب زاده ، ابوالحسن بنی صدر و ابراهیم یزدی می باشند . قطب زاده که مسئول رادیو وتلویزیون بعد از انقلاب شده بود چون زیاد می دانست بدستورخمینی اعدام شد و بنی صدراولین رئیس جمهوری حکومت اسلامی توانست بکمک مجاهدین خلق از ایران فرارکند ولی ابراهیم یزدی وزیرخارجه دولت بازرگان با روحانیون کنار آمد و درایران ماند .شرایط خارجی در آستانه انقلاب بشرح زیر بود : 1 - کنفدراسیون دانشجویان ایران درخارج کشورکه سخنگوی مخالفین داخل کشورشناخته می شد تحت رهبری چپ های افراطی بود ، دیدار نمایندگان صلیب سرخ جهانی از زندانیان سیاسی ایران هم نشان می داد که بیش از سه چهارم زندانیان از گروههای چپ هستند و این دو دلیل کافی بود تا آمریکائی ها نتیجه گیری بکنند که شاه قادرنیست با کمونیسم مبارزه کند و باید کسی روی کار بیاید که خطر کمونیسم را از ایران دورکند . 2 - ایران آن روز در بین کشورهای اوپک در قیمت گذاری وتعیین مقدار تولید نفت بخاطرموقعیت سیاسی – نظامی اش نقش تعیین کننده داشت . شاه سیاستهای بلند پروازانه ای در سرداشت ، ارتش را به پنجمین قدرت جهان تبدیل کرده بود و می گفت که می خواهد ایران را به دروازه تمدن بزرگ هدایت کند و همه اینها بعلاوه فساد مالی دربار و سیستم پلیسی به پول نیاز داشت و شاه می خواست قیمت نفت افزایش یابد ولی بعد ازبحران جهانی نفت درسال 1973 کشورهای مصرف کننده بویژه اروپائی ها می خواستند کسی در ایران روی کار باشد که قیمت نفت را پائین بیاورد . 3 - مضاف بر بهبود روابط شاه با شوروی ها و اجازه دادن به شوروی برای کمک به مصر ، دولت اسرائیل از حل شدن اختلافات ایران با عراق درمورد شط العرب نیز ناراضی بود . سیاست اسرائیل همواره چنین بوده است که کشورهای مسلمان غبرعرب را ازکشورهای عرب جداسازد . با بهبود روابط ایران باعراق ، صدام حسین فرصت می یافت تا خودرا جانشین جمال عبدالناصر درمبارزه با اسرائیل معرفی کند وبه قهرمان ملل عرب تبدیل شود . اسرائیلی ها از شاه انتظار داشتند که با جلوگیری از بلندپروازی های صدام ، خطر عراق را از سراسرائیل دوربکند و بجای شاه دنبال کسی می گشتند که داوطلبانه این کار را انجام بدهد . با سقوط شاه وروی کارآمدن حکومت اسلامی چندی نگذشت که جنگ ایران وعراق شروع شد وبمدت هشت سال خطر عراق را ازسراسرائیل دورکرد تمام کشور های غربی از همه امکانات خود استفاده کردند تا جنگ ایران و عراق تا آنجا که ممکن است طولانی تر بشود . دراین بین هم عراق وهم ایران برای تامین هزینه های جنگ نه تنها قیمت نفت را به نازلترین حد پائین آوردند بلکه دربازارسیاه به نصف قیمت اعلام شده فروختند وخواسته های کشورهای اروپائی را برآورده کردند . با تثبیت جمهوری اسلامی درسایه جنگ با عراق حزب اله توانست با شعار« حزب فقط حزب اله رهبر فقط روح اله » تمام گروههای سیاسی را که درسرنگونی شاه فعالانه شرکت کرده بودند از بین ببرد و بشمول آنها گروههای کمونیست را هم نابود سازد . بدینسان تمام خواسته های آمریکا ، اروپا و اسرائیل برآورده شد ولی مساله بخیر و خوشی نگذشت ، رقیب نیز بیکار ننشسته بود واکنون سی ویک سال بعد ازقیام 29 بهمن تبریزو سی سال بعد از استقرار حکومت اسلامی در ایران ، روس ها برنده نهائی مسابقه شناخته می شوند و می گویند که موفق شده اند از « کمربند سیز» طناب داری درست بکنند و بگردن آمریکا و متحدینش بیاندازند . کشورهای غربی که خود به استقرار جمهوری اسلامی درایران کمک کرده بودند وقتی با ماهیت پرخاشگر آن روبرو شدند گفتند که انقلاب ایران نتیجه مخالفت جامعه سنتی ایران با مدرنیزاسیون است ، شاه بدون در نظر گرفتن ظرفیت پذیرش جامعه ، مدرنیزاسیون از بالا را سرعت بخشید و با عکس العمل خشمگین جامعه سنتی مواجه شد و تاج و تخت خودرا از دست داد .

اخبار منتخب

Most Read