آخرین خبرها

بیانیه تحلیلی کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان در خصوص حوادث اخیر

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
بیانیه تحلیلی کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان در خصوص حوادث اخیر

Gunaz.tv
در طول هفته های گذشته حوادث و تحولاتی به وقوع پیوسته است که بنظر میرسد مساله ادعاهای ارضی اقلیت مهاجر کرد منطقه در غرب آذربایجان را وارد فاز جدیدی از جریانات و معادلات سیاسی خواهد کرد. حوادث خونین روستای ((قیزیل خانیه)) (خانقاه سرخ)، ادعاهای گروهک تروریستی پژاک مبنی بر قطع فعالیتهای تروریستی از جمله مسائل مهمی هستند که حکایت از تلاش برای تغییر استراتژی تروریسم کرد و گروههای زیاده خواه و افراطی کردی دارند. در شرایطی که گروهکهای تروریستی پ.ک.ک و پژاک در ماههای اخیر در نبرد برای بقا، در جستجوی روزنه های امید برای فرار از باتلاق قندیل هستند، اخباری موثق و رسمی از شروع مجدد فعالیتهای نظامی حزب دموکرات کردها در مناطقی از غرب آذربایجان بگوش میرسد. آنچه مبرهن است اینکه گروهها و جریانات سیاسی کردها هرچند دارای اختلاف سلایق و اختلاف نظرهای جزیی باشند اما در انجام فعالیتهای تروریستی و سیاستهای زیاده خواهانه و جنگ افروزانه و ترویج و تقویت اعمال خشونت بار جهت اشغال نرم و تغییر ترکیب جمعیتی نواحی غربی آذربایجان متفق القول بوده و شدیدا چنین پروژه ایی خیالی را دنبال میکنند و در این وادی گروههایی از کردها از طریق انجام دادن اعمال تروریستی، برخی دیگر از گروه هایشان از طریق فعالیتهای سیاسی و بین المللی و عده ایی دیگر از آنان نیز از راه لابی گری، و برخی نیز با نفوذ در بین لایه های حاکمیت جمهوری اسلامی ایران و عده ایی نیز با مساعدت گروهکهای تروریستی از طریق کسب ثروتهای نامشروع نظیر قاچاق انواع موادمخدر، قاچاق اسلحه، قاچاق انسان و انواع دیگر قاچاق، بعنوان شریان اقتصادی پروژه اشغال نرم و تغییر ترکیب جمعیتی منطقه غرب آذربایجان را به انجام میرسانند. در طول هفته های گذشته شایعاتی طنزوار مبنی بر توقف و یا اتمام فعالیتهای تروریستی گروهک پژاک در بین محافل سیاسی مختلف بوجود آمده است. گروهک تروریستی پژاک که در واقع همان شاخه ایرانی گروه تروریستی پ.ک.ک می باشد، پس از تروریست شناخته شدن اعضا و گروه پ.ک.ک و برای کسب حمایتهای مالی، تسلیحاتی و سیاسی برخی دول بزرگ رسما کار خود را با نامی جدید شروع کرد. از نکات قابل توجه در مورد این گروهکها اینکه عمده اعضای عملیاتی گروهک تروریستی پژاک را که میگوید بر علیه ایران فعالیت دارد را کردهای اهل ترکیه، سوریه و عراق تشکیل می دهند و نیز عمده کردهای ایرانی در شاخه های گروه تروریستی پ.ک.ک که تمامیت سرزمینی ترکیه را مورد هدف قرار داده است مشغول انجام اعمال تروریستی هستند و دلیل این موضوع نیز سواستفاده از حقوق بین المللی و معاهدات امنیتی، حقوقی و سیاسی بین دولتهای منطقه نظیر ترکیه، ایران، سوریه و عراق در خصوص مبارزه با تروریسم کرد است، چراکه در صورت دستگیری این تروریستها با احکام قضایی سبک تری که برایشان صادر می شود مجددا فرصت برگشت به گروههای تروریستی را پیدا میکنند. بهرحال اگر اینان دو اسم مختلف را بر خود برگزیده باشند اما در اصل هردو از یک آبشخور فکری، تسلیحاتی، سیاسی و مالی نشخور میکنند و سیاستها و اعمال کاملا موازی در راستای نیتهای شوم خود را انجام می دهند. اهداف و موقعیت سیاسی این تروریستها را می توان در ۳ بعد تفکیک کرد: ۱-تلاش جهت ایجاد دولت کردی در منطقه در سرزمینهایی که هیچگاه متعلق به ایشان نبوده است: این تروریستها با تامین فکری و ایدئولوژیکی گروههای سیاسی کردی با اعمالی خشونت بار و تروریستی درصدد ایجاد ناامنی در منطقه غرب آذربایجان و نواحی جنوب شرقی ترکیه و متعاقبا از طریق مافیای اقتصادی تروریسم کرد از طرق مختلف و بواسطه ثروتهای نامشروع کسب شده، مساله اشغال نرم و تغییر ترکیب جمعیتی را دنبال میکنند. ۲-آلت دست دول بزرگ جهانی و منطقه ایی: گروههای مختلف کردی که همواره در طول تاریخ با روش های تروریستی و خشونت آمیز خواسته های خود را مطرح کرده اند که در بسیاری از آنها نقش تحریک ایشان توسط برخی دولتهای بزرگ جهانی و منطقه ایی بچشم میخورد که میتوان به تحریک شیخ عبیدالله شمزینانی توسط امپراتوری سنی مذهب عثمانی بر علیه امپراتوری شیعه مذهب قاجاریه بدلیل تضاد مذهبی و یا پناه دادن دولت شووینیست پهلوی به احسان نوری پاشا که بر علیه آتا تورک در ترکیه شورش کرده بود و نیز از پیمان سور تا موقعیت کنونی گروهکهای تروریستی پ.ک.ک و پژاک، مسعود بارزانی و جلال طالبانی که تا قبل از ورود آمریکا به منطقه و حمله نظامی به عراق در کوهستانهای شمالشرق عراق روزی را در آغوش ایران و روزی دیگر را در آغوش ترکیه سپری میکردند اکنون سربازان ارزان قیمت آمریکائیان در منطقه شده اند، همگی وابستگی کامل تروریسم کرد به دول بزرگ را نشان میدهند. ۳-ایجاد مافیای اقتصادی بین المللی توسط رهبران گروهکهای تروریستی کردی و ترانزیت انواع موادمخدر به نقاط مختلف جهان: موقعیت اسقرار تروریستهای کرد که در حدفاصل مرزهای سه کشور ایران، ترکیه و عراق قرار گرفته اند و نزدیکی این محل به افغانستان فرصتی را برای تروریسم کرد فراهم نموده است که بعنوان شبکه ایی بین المللی خود را وارد مافیای قاچاق جهانی خصوصا قاچاق انواع موادمخدر نماید. نتیجه اینکه ثروتهای نامشروع و بادآورده ناشی از اعمال ضدانسانی در جامعه ایران که در حال حاضر بسوی سرمایه داری اسلامی پیش میرود بواسطه ثروتهای کلان تروریسم کرد و نیز آلت دست شدن برخی مسئولان و نیروهای محلی و منطقه ایی و نیز حمایتهای غیر مستقیم برخی از مسئولان کشوری از قاچاقچیان تروریست کرد بعنوان شرکای خود، زمینه های تشکیل مافیای اقتصادی کرد در منطقه غرب آذربایجان و نیز تسهیل شدن زمینه های ایجاد لابی تروریسم کرد در بین حاکمیت را فراهم آورده است که این مساله خود باعث ناامنی و زمینه ساز بحرانهای آتی خواهد بود که حوادث خونبار و تلخی همچون روستای قیزیل خانیه (خانقاه سرخ) نتیجه رشد و فعالیت و وجود مافیای اقتصادی تروریسم کرد در منطقه غرب آذربایجان می باشد. البته که از این وادی رهبران گروهکهای تروریستی کردی نظیر پ.ک.ک و پژاک ثروتهای کلان را کسب کرده اند و یکی از دلایل درگیریها و تصفیه های خونین داخلی در بین رهبران این گروهها بجهت به خطر افتادن منافع مالی شخصی و طیفی بوده است. همگی عوامل فوق در راستای تغییر ترکیب جمعیتی نواحی غربی آذربایجان تاثیرگذاری خود را نشان میدهند اگرچه مردم دلیر و آگاه غرب آذربایجان در سالهای اخیر با شناخت نیات پلید اکراد افراطی هوشیاریهای لازمه را از خود بروز میدهند اما متاسفانه بدلایل مختلفی سیاست تغییر ترکیب جمعیتی خصوصا در استان آذربایجان غربی همچنان در حال اجراست. ریشه های وجود چنین سیاستی را می توان در ابعاد ذیل بررسی نمود: ۱-شوونیسم فارس: بی شک شووینیسم فارس بزرگترین و اصلی ترین دشمن داخلی ملت آذربایجان است. منظور از شووینیسم فارس گروه یا حزب خاصی نمی باشد بلکه شووینیسم فارس بسان عقیده ایی باطل که مخالف پلورالیسم سیاسی و فرهنگی و مخالف تکثرگرایی قومی و مخالف ملتهای غیر فارس ایران در بهره مندی این ملتها از حقوق ملی و بدیهی خود است، قابل تعریف می باشد. متاسفانه شووینیسم فارس در بین لایه های مختلف حاکمیت جمهوری اسلامی ایران دارای لابی پرنفوذی می باشد که در خصوص مساله غرب آذربایجان سیاست ((مهار قومی)) را مطرح میکنند که در طی آن ملت بزرگ آذربایجان را بوسیله ادعاهای افراطی و زیاده خواهانه اکراد مهاجر و انجام عملیتهای تروریستی در راستای اشغال نرم و تغییر ترکیب جمعیتی استان آذربایجان غربی به نفع کردها کنترل میکنند. فاز اجرایی شووینیسم فارس برای تغییر ترکیب جمعیتی استان آذربایجان غربی از حدود سال ۱۳۷۶ و در دوران حاکمیت به اصطلاح اصلاح طلبان تشدید شد که در سال ۱۳۷۷ و در جریان دستگیری رهبر تروریستهای کرد یعنی ((اؤجالان)) استاندار وقت آذربایجانغربی به همراه تعدادی از نیروهای منفعت طلب و کم شعور سیاسی بعنوان آلت دست تروریسم کرد زمینه های برگزاری تظاهرات خیابانی در شهر اورمیه را فراهم نمودند و در طی آن خسارات زیادی به اماکن عمومی شهر از جمله به کنسولگری ترکیه در اورمیه وارد شد و در نهایت با دخالت نیروهای ملی و اعتقادی و انقلابی صورت مساله برای چندی پاک شد. ۲-درک نادرست مسئولان بومی و منطقه ایی از موضوع: بسیاری از مسئولان استان آذربایجان غربی درک درستی از موضوع ندارند، مثلا موضوع هم ریشه بودن تروریسم کرد که در قالب دو نام ((پ.ک.ک)) و ((پژاک)) و عملا بعنوان یک تشکیلات واحد فعالیت فعالیت میکنند برای برخی مسئولان قابل درک نیست و قدرت تمیز مسائل را ندارند. برخی مسئولان نیز با اهمال کاریهای صورت گرفته توسط نهادهای ناظر حکومتی، خود، وارد چرخه قاچاق و همکاری با تروریسم کرد شده اند و منافع شخصی را ترجیح بر منافع ملی و انجام وظایف مسئولیتی خود کرده اند. این مسئولان گاها آنقدر گرفتار در جنگ روانی شووینیسم فارس شده اند که مثلا همکاری با رهبران افراطی شمالشرق عراق که دستشان به خون هزاران مردم عادی، سربازان و افسران آذربایجانی و ایرانی آغشته است را بر گسترش مناسبات با کشورهای بزرگی نظیر ترکیه و جمهوری آذربایجان ترجیح میدهند حال آنکه ریشه فتنه غرب آذربایجان را باید در سیاستها و برنامه های رهبران ددمنش شمالشرق عراق جستجو کرد. البته نباید غافل از این شد که برخی مسئولان نیز با درک مناسبی از تحولات سیاسی و روحیه ایی مردمی در دفاع از حقوق مردم غرب آذربایجان کوتاهی نمی کنند. ۳-درک نادرست جریانها و گروههای سیاسی، تریبونها و نخبگان سیاسی منطقه: متاسفانه تمامی موارد فوق الذکر در خصوص اکثر گروههای سیاسی، نشریات و هفته نامه ها، سایتهای خبری و اینترنتی و نخبگان سیاسی هم حاکمیتی و هم اپوزیسیون (ملی و غیر ملی) قابل تعمیم می باشد. گروههای سیاسی در مواجه با مردم آذربایجان این مردم مظلوم را به اینتر ناسیونالیست بودن دعوت میکنند و در مقابل حتی از سیاستهای تروریستی و فاشیستی کردها دفاع و حمایت نیز میکنند و بر مسائل انسانی تکیه می ورزند و مسائل تجاوزگری کردها را نادیده میگیرند و با ادبیاتی پوپولیستی سطحی نگری را رشد و گسترش میدهند. این گروهها بیشترین لطمات را بر غرب آذربایجان وارد میکنند و تیشه بر ریشه ملت خود میزنند. همچنین اکثریت نشریات سراسری و هفته نامه های محلی نیز که باید تنویر دهنده افکار عمومی و روشنگر جامعه باشند در مقابل سیاستهای تغییر ترکیب جمعیتی و اشغال نرم نواحی غربی آذربایجان توسط اکراد سکوت پیشه کرده اند و یا به سکوت متهم شده اند که بهرحال سکوتشان توجیه پذیر نیست. ۴-تحولات منطقه ایی و سیاستهای بین المللی: یکی از مهمترین عوامل دیگر در تقویت سیاستهای تغییر ترکیب جمعیتی در غرب آذربایجان مربوط به حضور نظامی آمریکا در منطقه و حمله به عراق و متعاقبا قدرت یابی رهبران کردی در آن کشور می باشد که سالیان است در آرزوی تشکیل دولت کردی لحظه شماری میکنند. حمایتهای آمریکا از تروریسم کرد که از آنها بعنوان سربازان ارزان قیمت خود برای استفاده از آنها بر علیه منافع ملی کشورهای ایران، ترکیه، سوریه و عراق بعنوان اهرم فشار موجب تقویت تروریسم کرد در سالیان اخیر شده است. همچنین نباید از سیاست برخی دولتها و قدرتهای جهانی تورک ستیز که بدنبال ایجاد دیوار حائل در منطقه که بین دنیای تورک فاصله بیاندازد غافل شد، بدینگونه که در دهه نود پس از انجام جنایتها و نسل کشی مسلمانان تورک آذربایجان در شمال ارس دولت اشغالگر ارمنستان سرزمین قره باغ را از مام میهن جدا کرد و طی آن ارتباط جغرافیایی زمینی ترکیه با دولت جمهوری آذربایجان و دیگر دولتهای تورک منطقه قطع شد و اکنون نیز همین دولت ارمنستان و لابی پرنفوذ ارمنی به همراه چند قدرت جهانی در صددند تا با ایجاد دولت کردی در منطقه علاوه بر تجزیه کشور ترکیه سیاست ایجاد دیوار حائل را از نخجوان تا کرکوک تحقق بخشند که در این بین نواحی غربی آذربایجان و خصوصا استان آذربایجان غربی بعنوان حلقه مفقوده آنهاست و بدین سبب است که اینان تمامی انرژی خود را برای اشغال نرم غرب آذربایجان متمرکز نموده اند. ۵-حافظه تاریخی ضعیف مردم: هرچند که در موضوع مورد بحث، مردم غرب آذربایجان قربانی سیاستها و برنامه های فوق الذکر هستند و تاکنون در مقابل تجاوزگران و اشغالگران هوشیاری های لازمه را نشان داده اند اما نباید غافل از این موضوع شد که برخی از مردم از با سواد یا بی سواد، فقیر یا ثروتمند در خصوص مساله اقلیت مهاجر کرد در منطقه متاسفانه حافظه تاریخی ضعیفی دارند و مثلا جنایتها و سیاستهای تجاوزگرانه و قتل عام مردم تورک غرب آذربایجان توسط شیخ عبیدالله شمزینانی، جیلوها، اسماعیل سیمیتقو، بارزانی ها، حزب دموکرات کردها به رهبری جنایتکار بزرگ عبدالرحمان قاسملو، کومله، خباط و … را فراموش کرده اند. متاسفانه در اثر همان ((سیاستهای پوپولیستی مردم فریب)) برخی از مردم نگرش درستی بر موضوع ندارند اما خوشبختانه در سالیان اخیر بر اثر رشد احساسات ملی و مذهبی در بین طبقات مختلف جامعه شاهد شکل گیری هسته های مقاومت مردمی در مقابل تروریسم کرد و دشمنان ارضی آذربایجان هستیم. با تمامی این اوصاف، نباید بوجود آمدن حوادث خونین و تلخی همچون روستای سنی نشین تورک ((قیزیل خانیه)) (خانقاه سرخ) برای ما تعجب آور باشد. هرچند که ۲هزار نفر از اهالی این روستای تورک نشین بجهت مذهب سنی در سالیان گذشته مورد کم لطفی های فروانی قرار گرفته اند اما در این حادثه که نمایندگان مردم اورمیه در مجلس شورای اسلامی و امام جمعه اورمیه برای بررسی حادثه و درددل با اهالی مظلوم و شجاع این روستا به منطقه رفتند و گویا تصمیماتی نیز مبنی بر تنبیه مسئولان قضایی و انتظامی مقصر در حادثه گرفته شده است، اما باید پذیرفت که این تصمیمات ریشه مشکل را حل نمیکند و ریشه مشکل زمانی حل میگردد که با شناخت نیات واقعی اقلیت مهاجر کرد منطقه، عملا به مبارزه با سیاستهای جنگ افروزانه آنها برخیزیم و در این راه کوتاهی نکنیم. همچنین حادثه روستای ((قیزیل خانیه)) (خانقاه سرخ) باید زنگ بیدارباش و چراغ راهنمایی برای تورکهای سنی منطقه غرب آذربایجان باشد که بدانند از نظر اقلیت مهاجر کرد، ((ملیت و زبان)) بر ((مذهب)) برتری دارد و برای اجرای سیاستهای تروریسم کرد در منطقه شاید اکراد متوسل به امداد از تورکهای سنی باشند اما قلبا تورکهای سنی را بسان تورکهای شیعه دشمن خود در راستای رویای تاریخی تشکیل دولت کردی در منطقه میدانند و اکنون زمان وحدت و همدلی تورکهای شیعه و سنی برای مبارزه ایی واحد در قبال دشمنان ارضی آذربایجان است. در هر صورت همگان در جایگاه خود مسئول هستند و باید پذیرفت که در اثر اهمال کاری ها و باورهای خودفریبانه و خوش بینی های بی مورد در قبال نیات پلید و زیاده خواهی ها و تجاوزگری ها و تحرکات اقلیت مهاجر کرد غرب آذربایجان، ریشه های بحرانی در منطقه در حال اوج گیری است که در صورت شعله ور شدن آن، تر و خشک هردو باهم خواهند سوخت و ما باردیگر محکوم به تکرار تاریخ خواهیم بود. برای جلوگیری از بوجود آمدن چنین بحرانی لازم است تمامی افراد و گروههای سیاسی و مردم همیشه پایدار غرب آذربایجان چشمهای بسته را باز کنند، ماسکهای بی هویتی را بردارند، پنبه از گوشهای خود بیرون بیاندازند و کمر همت برای دفع فتنه ببندند تا بار دیگر حوادث خونین و قتل عامهای افراد شرور و جنایتکاری همچون سیمیتقوها، مارشیمون ها، شیخ عبیدالله ها، بارزانی ها، قاسملوها را شاهد نباشیم. اکنون وقت بیداری مسئولان غرب آذربایجان از خواب غفلتی است که توسط آرام بخشهای شووینیسم فارس و ثروتهای نامشروع تروریسم کرد برخی از مسئولان را به خوابی عمیق فرو برده است، خوابی که شاید خواب آخرت آنها باشد. هرچند که نیروهای ملی و اعتقادی-مذهبی دلیرانه و آگاهانه در مقابل سیاستهای فزون خواهانه و پلید تروریسم کرد ایستاده اند و مبارزه ایی مدنی و سیاسی را به پیش میبرند و در اثر همین فعالیتها چهره واقعی تروریسم کرد و هواداران آنها برملا شده و روز به روز موقعیت سیاسی و توده ایی آنها تضعیف تر شده است که اینبار دشمنان ارضی آذربایجان پاسخی محکم برای همیشه را بر تروریسم کرد تحمیل خواهند کرد و زیاده خواهان زمانه اسیر خشم نهفته مردم غرب آذربایجان خواهند گشت. کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان یکشنبه ۶ بهمن ماه ۱۳۸۷ شمسی مطابق با ۲۵ ژانویه ۲۰۰۹ میلادی --------------------------------------------------------------------------------

اخبار منتخب

Most Read