آخرین خبرها

بزرگترین بازنده درگیری جنگی درغزه جمهوری اسلامی بود

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
 بزرگترین بازنده درگیری جنگی درغزه جمهوری اسلامی بود

Gunaz.tv
ارزیابی یک مقام نظامی اسرائیل: بزرگترین بازنده درگیری جنگی درغزه جمهوری اسلامی ایران بود. در حالی که مردم ایالات متحده خود را برای مراسم تحلیف چهل و چهارمین رئیس جمهوری خود آماده می سازند، و دنیا در انتظار آن است که ببیند پرزیدنت برگزیده باراک اوباما تا چه حد خواهد توانست مشکلات ایالات متحده را حل کند و پاسخگوی نیازها و معضلات جهانی باشد، تلاش دیپلماتیک برای تثبیت آتش بس در غزه و یافتن راهکارهائی که بتواند از بازگشت بحران و جنگ جلوگیری کند ادامه دارد و قرار است نمایندگان ارشد اسرائیل به زودی رهسپار قاهره گردند تا پیرامون تدابیری که باید برای حل مساله به کار گرفته شود، به رایزنی با مقامات مصر ادامه دهند. برخی آگاهان سیاسی و نظامی بر این باورند که بزرگترین برنده عملیات نظامی «سرب گداخته» در غزه، دولت مصر - و بزرگترین بازنده آن جمهوری اسلامی ایران بوده است. یک تحلیلگر نظامی اسرائیل که نخواست نامش برده شود به خبرنگاران گفت: در این جنگ دکترین نظامی حکومت ایران که برای جنگ چریکی حماس علیه ارتش اسرائیل طراحی کرده بود کاملا شکست خورد و حماس و جهاد تا حدود زیادی تار و مار گردیدند و بسیار تضعیف شدند و تلفاتی که به ارتش اسرائیل وارد آمد بسیار کم بود – در مقابل، حماس و جهاد ضربات سختی متحمل شدند. در ادامه ارزیابی آمده است: با آن که حماس و جهاد به افراد چریکی خود دستور داده بودند که حتی الامکان از رویاروئی با سربازان اسرائیلی دوری جویند، چند صد نفر از آنان کشته شدند و حماس بخش قابل توجهی از انبارهای اسلحه و جنگ افزارهای موشکی خود را از دست داد و از نظر سیاسی نیز، اکنون هنگامی که با برقراری آتش بس بخواهد دوباره قدرت و حکومت را در غزه در دست بگیرد، با این پرسش مردم محنت زده روبرو خواهد شد که چرا آنها را به جنگ کشاند و از این خونریزی و ویرانی چه سودی حاصل مردم غزه و یا حتی خود سازمان های ترور گردید؟ این تحلیلگر نظامی اسرائیلی گفت: طراحان دکترین جنگی حکومت ایران، شیوه نبرد حماس را بر اساس رفتار رزمی حزب الله لبنان در جنگ دو سال و نیم پیش طراحی کرده بودند: حماس به دستور و راهنمائی حکومت ایران، شمار زیادی سنگرهای زیرزمینی و تونل های ارتباطی در غزه ساخته بود تا بتواند سربازان اسرائیلی را غافلگیر کند. نقشه آنها آن بود که با نصب تله های انفجاری در داخل خانه ها و امکانی که انتظار می رفت سربازان اسرائیلی وارد آن ها شوند، موجب تلفات سنگین شوند. همچنین آنها در برخی مسیرهائی که انتظار می رفت تانک ها و خودروهای زرهی ارتش اسرائیل در پیشروی به سوی مواضع سازمان های ترور از آنها بگذرند، بمب کنار جاده کارگذاری کرده بودند تا آنها را به آتش بکشند. به گفته این تحلیلگر نظامی اسرائیلی، حماس از حکومت ایران دستور گرفته بود که با استفاده از خمپاره های ضد تانک و بمب های کنار جاده، شماری از تانک ها و نفربرهای اسرائیل را به آتش بکشد و از آنها فیلم خبری تهیه کند و در اختیار تلویزیون های دنیا قرار دهد تا بتواند بهره برداری تبلیغاتی کند. آنها همچنین دستور داشتند که شماری از سربازان اسرائیلی را بربایند تا آنها را در برابر دوربین های تلویزیونی قرار داده و به "اعترافات تلویزیونی" وادار سازند، به این امید که بتوانند روحیه مردم اسرائیل و سربازان آنها در جبهه را تضعیف کنند. هیچ یک از این شیوه های رزمی موثر واقع نشد و چریک های حماس و جهاد نه تنها عموما از برابر ارتش اسرائیل گریختند و در مواردی بسیار کمتری از آن چه که انتظار می رفت با سربازان اسرائیلی درگیر شدند، بلکه حتی در یک مورد هم نتوانستند تانک ها و یا نفربرهای اسرائیلی را به آتش بکشند و از آن فیلم بگیرند. همچنین علی رغم ترفندها و کوشش هایشان، سربازان اسرائیلی به دام نیافتادند و تروریست ها نتوانستند آنها را بربایند و یا به اسارت بگیرند. در حالی که فلسطینی ها شمار کل تلفات خود را 1300 نفر اعلام می کنند، تلفات اسرائیل تنها 13 نفر بود که سه تن آنها غیرنظامی (واز جمله یک کارگر عرب) بودند که به دنبا حملات راکتی به داخل اسرائیل جان باختند و از 10 نفر باقیمانده نیز چهار تن (و احتمالا پنج تن) در اثر آتش خودی کشته شدند. به عبارت دیگر، شمار سربازان جان باخته اسرائیلی در جریان رویاروئی با چریک ها و یا در اثر عملیات تعرضی آنها ، بین پنج تا شش نفر بوده است که باورنکردنی به نظر می رسد – ولی یک واقعیت مسلم است. مقام نظامی اسرائیلی ارزیابی کرد که حکومت ایران گروه چریکی حزب الله در لبنان را به این امید برپا ساخته بود که یک حربه بازدارنده علیه اسرائیل برای زمانی باشد که ممکن است اسرائیل درصدد انهدام تاسیسات اتمی ایران برآید. کمک های مالی و تسلیحاتی حکومت ایران به حماس و جهاد اسلامی آزادی فلسطین نیز به همین منظور صورت گرفت. ولی اکنون رژیم ایران مشاهده می کند که نه تنها جبهه شمالی آن (حزب الله لبنان) خنثی گردیده، بلکه جبهه جنوبی (حماس و جهاد اسلامی در غزه) نیز به شدت آسیب دیده و در آستانه فروپاشی قرار گرفته است. حزب الله در سخت ترین روزهائی که سازمان های ترور در غزه آماج ضربات کوبنده ارتش اسرائیل قرار داشتند، جرات نکرد و صلاح ندانست به یاری حماس و جهاد بشتابد و تلاش برای بحرانی کردن جبهه شمالی اسرائیل ناکام ماند. اکنون نیز همین وضعیت ممکن است برای حماس و حزب الله در جبهه جنوبی پیش آید: سازمان های ترور بخش اعظم توان رزمی و تسلیحاتی خود را از دست داده اند و چنان از اسرائیل ضربه خورده اند که ممکن است در آینده به آسانی جرات رویاروئی دوباره با این کشور را نداشته باشند – و از نظر منافع حکومت ایران (در صورت درگیری با اسرائیل) خنثی شوند. علاوه بر این، اسرائیل از ایالات متحده و اروپا و مصر تعهد گرفته که از ادامه اسلحه رسانی ایران به نوار غزه جلوگیری کنند و اگر این قول عملی شود و شیوه هائی که درپیش گرفته می شود کاملا کارساز باشد، ریشه های توان رزمی حماس و جهاد در غزه به تدریج خشکانده خواهد شد. به گفته آگاهان سیاسی، رویداد دیگری که حکومت ایران احتمالا با نگرانی آن را دنبال می کند آن است که کینه مصر و اروپا و آمریکا علیه حماس و جهاد بسیار شدیدتر شده و آنها دریافته اند که این سازمان های دست نشانده حکومت ایران تا چه حد ممکن است موجب فتنه و اشوب در منطقه و جهان گردند و به این نتیجه رسیده اند که باید آنها را مهار کرد – و این دقیقا همان نتیجه است که در تابستان 2006 در مورد حزب الله لبنان به آن رسیدند و قدرت تهاجمی آن را مهار کردند. آن تحلیلگر نظامی اسرائیلی در پایان سخنان خود نتیجه گرفت که بازنده عملیات نظامی اخیر، جمهوری اسلامی ایران بوده است. این کارشناس به گزارشگر ما گفت: اسرائیل شیوه هائی اندیشیده که بتواند همزمان در چند جبهه از خود دفاع کند و آنانی که تصور می کنند قادرند اسرائیل را سرگرم نگاه دارند و به نقشه های خود ادامه دهند دچار اشتباه هستند. موضوعی که اکنون مورد توجه قرار دارد و بخشی از شکست ها و یا دستاوردهای عملیات «سرب گداخته» در غزه به شمار خواهد آمد آن است که بازسازی غزه با کمک مالی کدام کشورها و توسط چه حکومتی انجام خواهد شد. ارزیابی های نخستین حاکی از آن است که در نبردهای 22 روزه حدود 4ر1 میلیارد دلار خسارت وارد آمده است و برای بازسازی غزه به حدود 2 میلیارد بودجه نیاز است. ک کشورهای اروپائی و عربی ابراز آمادگی کرده اند بخشی از این مبلغ کلان را تامین کنند. عربستان سعودی و دیگر کشورهای نفت خیز عرب قول داده اند بیش از یک میلیارد و چند صد میلیون دلار آن را تامین کنند و مقادیری را نیز کشورهای اروپائی داوطلب پرداخت شده اند. ولی آنها با قاطعیت می گویند که حاضر نیستند این پول به حماس داده شود. اروپائیان می گویند که سرمایه گذاری آنها برای بازسازی غزه به صورت مستقیم انجام خواهد گرفت و عربستان سعودی و کویت و دیگران بر این موضع هستند که مبالغ اهدائی خود را باید به دست حکومت خودگردان فلسطینی و دولت محمود عباس بسپارند که مفهوم این سخنان تلاش برای کنار گذاشتن کامل حماس از قدرت و حکومت در غزه است که اگر چنین شود، شکست جناح های ستیزجو و جنگ طلب دو چندان خواهد بود. با این همه، در حال حاضر اوضاع بسیار تغییرپذیر است و هنوز پیامدها به نتیجه نهائی نرسیده و باید در انتظار دگرگونی های بعدی بود. همدمی

اخبار منتخب

Most Read