آخرین خبرها

وبلاگ”ارک قالاسی” یک ساله شد

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
وبلاگ”ارک قالاسی” یک ساله شد

Gunaz.tv
ارک قالاسی - یک سال پیش در چنین روزهای وقتی خبرهایی تازه، از بی مهری های مسولان محلی ایران درقبال “آثار تاریخی و طبیعی آذربایجان جنوبی” شنیدیم، دیگر به این یقین رسیدیم که باید در برابر حرکت تمام عیار نابودسازی میراث تاریخی و طبیعی آذربایجان کاری صورت دهیم. سکوت و بی تفاوتی غیر قانونی ارگانهای مسئول در قبال حفاظت از آثار تاریخی و طبیعی آذربایجان جنوبی، که در برابر تخریب این آثار که بیشتر در جهت عملیاتهای “راه سازی، سد سازی، احداث کارخانه و معادن و نیز ساختن مجتمع های مسکونی و تجاری و …” رخ می دهد. در باور هر انسانی آگاهی در مورد عمل به وظیفه این ارگانهای مسئول و مهمتر از همه “سازمان میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی” و نیز “سازمان حفاظت از محیط زیست”ایران، شک ایجاد می کند. سازمانها و ارگانهایی که رسمآ وظیفه “نگهداری، مرمت، شناسایی و ثبت” میراث گرانقدر تاریخی و باستانی و نیز “حراست از تنوع زیستی و زیبایی های محیط طبیعی” را بر عهده دارند، در مناطق غیر فارس نشین ایران و مخصوصآ آذربایجان جنوبی، در یک تغییر آشکار ماهیت و اهداف خود عمل کرده و به جایی “نگهداری، مرمت و شناسایی” آثار باارزش فرهنگی و طبیعی و دفاع قانونی از این میراث جهانی در مقابل چنگ اندازی های سازمانها و افراد غیر مسئول، نه تنها سیاست شرم آور سکوت سنگین را در پیش گرفته اند که در بیشتر موارد نیز خود با صدور مجوزهایی ننگ آور شرایط این نابودی ها را فراهم آورده اند. صدور مجوز فراقانونی سازمان به اصطلاح “میراث میراث فرهنگی آذربایجان شرقی” در جهت تخریب “خانه سردار ملی- ستارخان- “، و نیز چراغ سبز کتبی همین سازمان در ماجرایی تخریب “بازار تاریخی سماورسازان” و “درب باغمیشه” تبریز و نیز موافقت آشکار “سازمان میراث فرهنگی استان زنجان” در جهت “ساخت و ساز در عرصه شهر مدفون شده سلطانیه قدیم”، را وقتی در مقابل سکوت و بی تفاوتی مسئولان سازمانهای حفاظت از محیط زیست آذربایجان شرقی و غربی در برابر روش ساخت “میانگذر بر روی دریاچه تاریخی ارومیه” و نیز خاموشی بی شرمانه مدیران سازمان میراث فرهنگی آذربایجان شرقی در برابر “محل و نوع احداث سدخدافرین در منطقه تاریخی تمدن کشف شده خدافرین” قرار می دهیم به روشنی آشکار می شود که امید به نگهداری از میراث فرهگی و طبیعی ما توسط این سازمان ها، “شبیه به امید حراست از میش توسط گرگ خواهد بود”. البته باید در این میان به نقش موثر شهرداری ها نیز اشاره ای بکنیم. شهرداری ها که در تمام جهان وظیفه “زبیا سازی شهر و حفظ و نگهداری و بهره برداری از میراث فرهنگی و طبیعی موجود در شهر” به سبب نقش ویژه آن در رونق کسب و کار مردم از طریق صنعت توریسم را دارند، در ایران (تحت تسلط فرهنگ آپارتایدی) متاسفانه وظیفه خطیر نابود سازی “میراث فرهنگی و طبیعی” را با دقت برعهده گرفته و با سخت کوشی شیطانی خود در این راه حقیقتآ به “نوک پیکان این تخریب ها” بدل گشته اند. بطوری که تنها در تبریز، شهرداری این شهر با تخریب و نابودی محوطه باستانی” گوی مچید” تبریز، در ماجرایی ساخت مجتمع های تجاری، و نیز از بین بردن کامل قسمت غربی “بازار تاریخی” تبریز، باز در جهت احداث بازارهای جدید و … به حق به مقام اول مخربترین شهرداری جهان نایل آمده است. این ارگان قدرتمند تخریب میراث فرهنگی آذربایجان، در تکمیل پروسه نابودی کامل گذشته آذربایجان (ماموریتی که اربابان فاشیست شان بر عهده آنها گذاره اند) این بار پا را پیش تر نهاده و در راستای تکمیل “خطوط متروی شهری” تمامی آثار تاریخی و فرهنگی شهر را مورد شناسایی قرار داده و با کارشناسی مهندسان سپاهی و پاسدار سازمان متروی تبریز، این آثار را عالمانه در مسیر احداث متروی تبریز گنجانده است تا با یک اقدام (به ضم خود) حکومت را از شر تمامی میراث ملی آذربایجان به یک باره رها سازد. تخریب میراث فرهنگی آذربایجان جنوبی که یا با مجوز رسمی سازمان های حفاظت از محیط زیست و میراث فرهنگی و یا با سکوت و بی توجهی این ارگانهای دولتی صورت می پذیرد. و نیز حرکت هماهنگ و با سرعت نهادهای مانند “شهرداری ها، وزارت نیرو، وزارت صنایع، وزارت راه و ترابری و …” وهمچنان کمک تمام عیار امام جمعه های فاسد شهرهای آذربایجان در این راستا ، به یقین این مطلب را روشن می سازد که “راه دفاع از میراث فرهنگی و طبیعی ملی ما از مسیر نهادهای حکومتی (که با تمام وجود در راه نابودی این آثار تلاشهای بی دریغی را انجام می دهند)، نگذشته و باید افکار عمومی و نهادهای مردمی خود در جهت دفاع از داشته های تاریخی و طبیعی تمامی بشریت تلاش و اقدام کنند.” با علم بر این نکته و باور بر مسئولیت پذیری مردم و سازمانهای غیر دولتی و جامعه مطبوعاتی و رسانه ای در نگهداری و شناسایی آثار تاریخی و فرهنگی متعلق به خود، ما گروهی از دانشجویان و جوانان آذربایجانی اقدام به تاسیس تشکلی “در ۲۶ دی ماه ۱۳۷۶″ با نام “جمعیت دفاع از میراث فرهنگی و طبیعی آذربایجان جنوبی” کرده و ارگانی نیز برای این تشکل تحت عنوان وبلاگ “ارک قالاسی” فراهم ساختیم. تا در راستای اهداف این جمعیت، با اطلاع رسانی تخصصی در خصوص وضعیت میراث طبیعی و تاریخی آذربایجان، افکار عمومی را مورد روند تخریبهای برنامه ریزی شده این “گنجینه های بی مانند” مطلع ساخته و حس ارزشمندی آثار تاریخی و طبیعی مان را در نزد مردم برانگیزانیم. همانطور که در اساسنامه جمعیت نیز گفته شد به نظر ما آگاهی و به تبع آن حساسیت افکار عموی در قبال تخریب هدفمند “میراث فرهنگی و طبیعی آذربایجان جنوبی” می تواند در این شرایط، موثرترین اقدام در حمایت از سمبل های هویتمان بوده و نابود کننده گان آنرا در تکمیل پروژه شوم خود دچار کندی و حتی متوقف سازد. بطوری که در ماجرایی “تخریب خانه سردار ملی” توسط پروانه صادر شده از سوی شهرداری و با مجوز رسمی سازمان میراث فرهنگی آذربایجان شرقی، آگاهی و حساسیت به موقع افکار عمومی مردم، مزدوران آپارتاید را از اجرای نقشه شوم خود منصرف گردانیده و حتی این نهادهای حکومتی را برای تبرئه خود، مجبور به مقصر جلوه دادن یک دیگر کرد. آری به یقین آگاهی عمومی از وضعیت و شناسنامه آثار تاریخی و نیز گونه های زیستی و همچنین مناطق طبیعی و نیز حساسیت خاص نسبت به کوچکترین تغییر غیر معمول آنها، که می تواند در شکل اعتراضات رسانه ای و نیز نهادهای غیر دولتی انجام گیرد. خواهد توانست هزینه تخریب آثار تاریخی و طبیعی را برای نابودکننده گان آنها زیاد کرده و مخربان را در وضعیت تدافی قرار داده و در حقیقت پوشش حفاظتی بر دور میراث فرهنگی و طبیعی ما بکشد. لذا با دقت به این واقعیت، ما در یک سال گذشته به انتشار اخبار، مقالات، عکسها و گزارشاتی از وضعیت آثار تاریخی و طبیعی آذربایجان و بازشنایی آنها کرده و سعی داشته ایم با تکرار و توجه ویژه به موقعیت کنونی میراث ملی مان، افکار عمومی را در مورد تهدیداتی که به این سمبل های هویت آذربایجان وارد گشته است، درگیر و فعال سازیم. در یک سال گذشته (از دی ماه ۱۳۸۶ تا دی ماه ۱۳۸۷)، آپارتاید با قدرت تمام و با هماهنگی تمامی ارگانهای تخریب خود در بخشهای مختلف آذربایجان جنوبی، دست به میراث هویتی ملت ما دراز کرده و به هر نحو به نابودی آنها تلاش کرده است. که مهمترین آنها را می توان در موضوعات زیر مطالعه کرد: ۱- ادامه نابودی و خشکیدن دریاچه ارومیه، که بیشتر با تکمیل پل میانگذر این دریاچه و بوسیله روشهای نامتناسب با وضعیت این منطقه شدت گرفته است. ۲- آغاز به تخریب قسمت جنوبی “حریم قانونی ارک علیشاه تبریز” توسط، شهرداری تبریز ۳- بهره برداری از معدن نمک منطقه “چهر آباد زنجان”، محل کشف آثار موصوف به مردان نمکی این شهر ۴- تکمیل مجتمع های تجاری در حریم قانونی “گوی مچید تبریز” و گورستان باستانی آذربایجان ۵- و… ما در وبلاگ ارک قالاسی مکررآ در مورد این موضوعات و دیگر آثار در خطر طبیعی و تاریخی آذربایجان به درج مطالب پرداخته و سعی کردیم “آشتی دوباره ای میان مردم و سمبل های هویت ملی آذربایجان ایجاد کنیم” . هر چند که به علت تعدد آثار در خطر و نیز امکانات محدود ما در انعکاس و شناسایی این میراث ها، شاید به اندازه کافی در رسیدن به اهدافمان موفق نبوده ایم. با این حال به نظر ما موثرترین راه برای مقابله با تخریب میراث فرهنگی و طبیعی آذربایجان، همواره “اطلاع رسانی در مورد وضعیت” این آثار بوده و به این دلیل ما با تمام قدرت به انتشار موقعیت آثار تاریخی و طبیعی خود پرداخته و افکار عمومی را در این مورد با شفافیت و جدیت مطلع و آگاه خواهیم ساخت. در این خصوص مهمترین تهدیدات راجع به “میراث فرهنگی و طبیعی آذربایجان جنوبی” از سوی ارگانهای آپارتایدی در آینده نزدیک را موارد زیر شناخته و لزوم دقت و توجه عام مردم را در خصوص بقای این آثار متذکر می شویم: ۱- آبگیری سد خدافرین و نابودی “منطقه تمدنی خدافرین” ۲- ادامه پروسه خشکاندن دریاچه ارومیه و فریب کاری دولتی در این خصوص ۳- آغاز مرحله حفاری “خط دو متروی تبریز” و آسیب دیدن بخش اعظم آثار تاریخی تبریز ۴- ساخت و ساز در عرصه شهر مدفون شده “سلطانیه” و نابودی کامل آن منطقه باستانی ۵- ادامه عملیات تخریب بخش جنوبی حریم قانونی ارک علیشاه تبریز در جهت ایجاد پارکینگ زیر زمینی توسط شهرداری این شهر ۶- تکمیل ساخت مجتمع های تجاری در محوطه باستانی گوی مچید تبریز ۷- آلودگی مرگ آفرین هوای تنفسی در شهرهای بزرگ آذربایجان از جمله تبریز، ارومیه ، زنجان، اردبیل و سایر شهرهای در معرض آسیب آذربایجان ۸- و .. لذا ما ایام آینده را برای آثار و ابنیه های تاریخی، باستانی و مناطق زیست محیطی و نیزتنوع گیاهی و حیوانی موجود در آذربایجان جنوبی، روزهای خطرناک و دردآوری ارزیابی کرده و لزوم هماهنگی و وحدت آحاد ملت آذربایجان را با هر فکر و منش سیاسی و فرهنگی ، در دفاع از تمامیت داشته های ملی مان خاطر نشان می سازیم. بدون شک با حساسیت مناسب افکار عمومی ملت آذربایجان در برابر موج شدید تخریب میراث فرهنگی و طبیعی آذربایجان، و اعتراضات عمومی در این خصوص می توان به زندگی این آثار امیدوار بود. ما نیز در این خصوص با تمامی توانمان در راه اطلاع رسانی وضعیت میراث طبیعی و فرهنگی آذربایجان عمل کرده و حساسیت ویژه افکار عمومی و به خصوص “چشم و گوش” مردم یعنی “رسانه و تشکل های غیر دولتی” را خواستار هستیم. بدون شک ما در رسیدن به اهداف خود که همانا “نجات آثار تاریخی و طبیعی آذربایجان از شر تخریب ها عمدی و حکومتی” می باشد، به یاری و توجه تمامی مردم جهان و ملتهای ایران به ویژه ملت آذربایجان و فعالان “حرکت ملی آذربایجان” نیازمند بوده و امیدواریم تا با حساسیت عموم جامعه در این خصوص زندگی و بقای گذشته و سمبل های هویتیمان را شاهد باشیم. به امید آن روز “جمعیت دفاع از میراث فرهنگی و طبیعی آذربایجان جنوبی” http://www.arkqalasi.blogfa.com/

اخبار منتخب

Most Read