حرکت ملی آذربایجان جنوبی به مثابه نهضت آزادی بخش ملی، بخش سوم و پایانی- آراز سهند
۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
[email protected]/* */ در قسمت سوم و پایانی مقاله به بررسی وضعیت حرکت ملی آذربایجان خواهیم پرداخت. در این قسمت اساسی ترین مسئله در بررسی مقابله ای این حرکت با نهضت (های) آزادی بخش ملی خواهد بود. با توجه به مسائل مطروحه در بخشهای قبلی(http://www.oyrenci.com/Articles.aspx?articleId=887) و شرایط و مراحل شناسایی این نهضتها از سوی ارگانهای بین المللی سعی خواهیم نمود در بحثی به تحلیل شرایط حرکت ملی آذربایجان بپردازیم و اینکه آیا حرکت ملی آذربایجان، یک نهضت آزادی بخش ملی است؟ و اگر نیست آیا قابلیت تبدیل شدن به نهضت آزادیبخش ملی را دارد. در ضمن، این مقاله به چرایی و زمان آغاز این حرکت نخواهد پرداخت. در حال حاضر در آذربایجان جنوبی جنبشی وجود دارد که تعداد زیادی از مردم و سازمانها در آن فعال هستند. حساسترین مسئله که میتواند شرایط و معادلات سیاسی را به نفع این حرکت تغییر دهد بحث ایجاد یک نهضت آزادی بخش ملی و شناساندن آن به جامعه جهانی خواهد بود تا از این طریق با کسب مشروعیت مبارزه به احقاق حقوق خود بپردازیم. همانطور که در بخش اول اشاره کردیم برای اینکه یک نهضت آزادی بخش ملی مورد شناسایی قرار گیرد، مجمع عمومی سازمان ملل شرایطی را مطرح کرده بود که در زیر به صورت فشرده به مطالعه تطبیقی آنها با حرکت ملی آذربایجان جنوبی میپردازیم. ۱. ملت طبق شرایط پیش بینی شده توسط سازمان ملل، یکی از اساسی ترین شرایط برای شناسایی نهضت های آزادی بخش ملی شرط وجود یک ملت است. در بخش اول درباره ملت تعریفی را ارائه کردیم، حال باید دید آیا در آذربایجان جنوبی ملتی وجود دارد که بخواهد سرنوشتش را تعیین کند. به نظر مسئله ی بسیار ساده ای می آید اما اولا این موضوع میبایست در سطح بین المللی مطرح و مورد پذیرش قرار گیرد در ثانی خود آن مردم هم خودشان را به عنوان ملت قبول داشته باشند. در این راستا تلاشهای قابل قبولی انجام گرفته است اما ارگانها و سازمانهای فعال آذربایجان جنوبی باید تلاش مضاعفی را جهت شناساندن هویت، تاریخ، فرهنگ و زبان ملت خود انجام دهند. ملتی که هویت، تاریخ و زبانش مورد تحریف واقع می شود تحت ستم است و برای رهایی از این ستم باید مبارزه کند. تا قبل از تاسیس سازمان ملل متحد اصل اساسی، مبارزه مسلحانه بود و هر کشور و یا ملتی که قدرت بیشتری داشت ملل و کشورهای دیگر را تحت سلطه خود در می آورد. با تاسیس سازمان ملل بعد از انحلال جامعه ملل و پایان جنگ جهانی دوم، منشور این سازمان به امضای کشورهای عضو رسید. در این منشور تضادهای وجود دارد مثلا از یک طرف برای کشورهای عضو حق وحدت سرزمینی و نفی تجزیه و از طرف دیگر برای ملتها حق تعیین سرنوشت را پیش بینی کرده است. با وجود این با بررسی مسائل معاصر میتوان نتیجه گرفت که وحدت سرزمینی کشورها مورد توجه جدی نبوده است که به عنوان مثال میتوان به یوگوسلاوی سابق اشاره کرد. در این قسمت میتوان اینگونه نتیجه گیری کرد که اگر ملتی بخواهد به حقوقش نائل شود تمامی راهها به رویش بسته نیستند. بنابراین تا زمانیکه ملت آذربایجان جنوبی نخواهد سرنوشتش را تعیین نکند هیچ کاری نمیتوان انجام داد. برای اینکه ملتی بخواهد سرنوشتش را تعیین کند میبایست از تاریخ، فرهنگ و هویت خودش و علی الخصوص از ظلمی که در حقش میشود آگاهی داشته باشد. حماسه خرداد ۱۳۸۵ نشان داد که این آگاهی تا حدودی در بین ملت به وجود آمده است، در صورت وجود نهضتی متحد و هماهنگ می شد از این حماسه بهترین بهره برداری ممکن را در جهت منافع ملی آذربایجان جنوبی کرد اما عدم وجود تشکیلات موثر و هماهنگ و بهره برداری انحصارطلبانه آنها و در نتیجه بروز اختلافات لفظی و به عبارتی جنگ سرد بین آنها باعث عدم نیل به این هدف شد و رسانه های بین المللی تنها در سطحی بسیار پایین به این حماسه اشاره کردند. موضوع قدرت غیر قابل انکار است و نمی توان از آن چشم پوشی کرد اما سازمانهای فعال مطمئنا از عدم وجود چنین قدرتی در شرایط فعلی برای کسب در آذربایجان جنوبی آگاهی دارند اما این همه تلاش برای کسب قدرتی که در حال حاضر وجود ندارد، جای تعجب دارد. برای این مورد سه علت می تواند وجود داشته باشد، عدم آگاهی تشکیلات ها از قدرت و نفوذ حکومت مرکزی در جامعه و یا بازیچه قرار دادن ملت آذربایجان و حرکت ملی و یا بی تجربگی و سطحی نگری طراحان و رهبران آنها را می توان در این زمینه برشمرد. جای هیچ گونه شکی نیست که حکومت مرکزی در بافت جامعه آذربایجان نفوذ گسترده ای دارد، برخوردهای حکومت با فعالین حرکت ملی مؤید این موضوع می تواند باشد. برای هر کنشی، واکنشی برابر با همان قدرت و در جهت عکس لازم است، تنها راهی که برای مقابله وجود دارد اتحاد است همین و بس، هر راه دیگری که برویم به خطا رفته ایم و نتیجه ای که خواهیم گرفت چیزی نخواهد بود که آنرا می خواستیم. در این باره راه حلی که به ذهن می رسد این است که آن دسته از فعالینی که مغرضانه فقط به فکر دامن زدن به اختلافات جزئی و غیر مهم با اهداف از پیش تعیین شده هستند یا خودشان را از صحنه مبارزه کنار بکشند و مشغول سایر فعالیتهای سازنده مرتبط با حرکت ملی شوند و یا در صورت اصرار به ادامه فرافکنی، معرفی و توسط خود ملت کنار گذاشته شوند، چون تنها کاری که این دسته از افراد انجام می دهند دلسرد کردن نیروهای تازه وارد و پسروی حرکت ملی خواهد بود. لازم به ذکر است که فرافکنی و دامن زدن به اختلافات با انتقاد سازنده که به پیشرفت یک نهضت کمک قابل توجهی می تواند بکند دارای اختلاف فاحشی است. هدف نگارنده از ذکر چنین مسائلی تنها حفظ منافع ملی آذربایجان جنوبی است چون در غیر این صورت نه تنها منافع ملی بلکه حتی هستی مان را هم می توانیم از دست بدهیم. ۲. مناطق آزاد شده مسئله دوم وجود مناطق آزاد شده است، نهضتی که می خواهد خود را به عنوان نهضت آزادی بخش ملی معرفی کند میبایست برای آزادی سرزمین خود مبارزه کند. اولین قدمی که در این مورد می توان انجام داد آشنایی مردم با سرحدات آذربایجان جنوبی است. بهترین نتیجه ای که این کار می تواند داشته باشد همراهی سایر هموطنان آذربایجانی ساکن در سایر شهرها با حرکت ملی خواهد بود. در طی سالهای متمادی حکومت در صدد این بوده است که با تغییر نام شهرها و نامگذاری استانها به آنها تلقین کند بخشی از آذربایجان نیستند از قبیل همدان، زنجان، قزوین و … همانطور که در بخش اول گفته شد در این سرزمینها مؤثر بودن حاکمیت مرکزی تاثیری ندارد، به عبارت دیگر ممکن است سرزمینهایی که مورد ادعا میباشند تحت حاکمیت مؤثر حکومت مرکزی باشند. بدین ترتیب نهضت آزادی بخش ملی می بایست محدوده سرزمینی خودش را تعیین و برای رهایی آن مبارزه کند. ۳. سازمانهای منطقه ای شرط بعدی، شناسایی این نهضتها توسط سازمانهای منطقه ای بود. لازمه این کار هم فعالیت و تلاش بسیار گسترده سازمانهای فعال این حرکت در سطح بین الملل است. از مهمترین سازمانهای موجود در منطقه سازمان کنفرانس اسلامی است که میتوان با برخی کشورهای عضو این سازمان مذاکراتی انجام داد و با با لابیگری آنها را به مطرح کردن مسئله نهضت آزادی بخش ملی آذربایجان جنوبی در این سازمان تشویق نمود. البته با توجه به مهاجرت گسترده هموطنان آذربایجانی به کشورهای اروپایی و ایالات متحده میتوان با استفاده از این نیرو در سازمانهای اروپایی و آمریکایی هم به صورت جدی با برگزاری تجمعات گسترده این کشورها را به مطرح کردن این نهضت در سازمانهای مربوطه سوق داد. در این مورد هم موضوع اتحاد و ایجاد یک نهضت آزادی بخش ضروری و حیاتی است چون تا زمانیکه حرکت ملی در درون خود اختلاف دارد و سازمانها و تشکیلات حاضر به تحمل یکدیگر نیستند طرح چنین مسائلی فایده ای نخواهد داشت و تنها انرژی و نیرو را به هدر خواهد داد. ۴. مبارزه با رژیمهای استعمارگر و فاشیست شرط بعدی مبارزه آنها با رژیم های استعمارگر و نژادپرست بود. این مسائل به نظر بسیار ساده مینمایند اما با کمی دقت خواهیم دید که جهت رسیدن به این شرایط چه موانع و مشکلاتی میتواند به میان آید. مورد اول قدرت حکومتی است که ظلم میکند، چه از نظر سیاسی و چه نظامی. این موضوع باعث میشود که حکومت بتواند از نفوذش در سطح بین الملل استفاده کند و حرکت را بایکوت کند. مورد دوم منافع قدرتهای بزرگ است که هیچگاه خلاف آن حرکت نمی کنند. اما لازم به ذکر است که هیچگاه در طول تاریخ قدرتها نتوانسته اند در برابر خواسته های برحق یک ملت پیروز شوند. می بایست ستمی که در حق ملت آذربایجان روا داشته می شود در سطوح بین المللی مطرح شود تا حکومتی که حق ملتی را پایمال می کند از طرف جامعه جهانی محکوم گردد و در نتیجه نهضت آزادی بخش مورد حمایتهای سیاسی و مادی این کشورها واقع شود. یکی از مهمترین مسائلی که روی آن میتوان تمرکز نمود موضوع عدم تحصیل به زبان مادری است که یکی از حقوق طبیعی و اولیه انسانها تلقی می شود. با استفاده بهینه از این موضوع مسئله تبعیض و ظلم را به راحتی می توان برای جامعه جهانی تبیین نمود. دستگیری هویت طلبان و بیانیه های سازمان های حقوق بشر یکی از راههای مناسبی است که حرکت ملی آنرا انتخاب کرده است اما باید در نظر داشت که این اقدامات تنها مقدمه ی یک حرکت بزرگ می توانند باشند و برای طرح مسئله آذربایجان می بایست ارگان های بسیار مهمتر همچون شورای حقوق بشر سازمان ملل، حکومت تهران را به عنوان حکومتی نژادپرست معرفی نمایند. علل عدم تشکیل نهضت آزادی بخش آذربایجان جنوبی بحث تشکیل نهضت آزادی بخش آذربایجان جنوبی میتواند کمک شایانی به اتحاد مردم و سازمانهای فعال کند. برای اینکه بتوان به طور کامل به اهداف مورد نظر رسید مشارکت تمامی سازمانها به نظر ضروری میرسد. اینکه چرا تا به امروز چنین نهضتی مورد شناسایی قرار نگرفته است میتواند پاسخها و علل متعددی داشته باشد که در این قسمت به صورت کلی به برخی از آنها اشاره خواهیم کرد. یکی از علل اصلی عدم تشکیل چنین نهضتی فعالیت کم تشکیلات و یا به عبارت دیگر در صورتی هم که فعالیت زیادی داشته باشند عدم انجام فعالیتهای هدفمند می باشد. مسئله مهمی که در اینجا باید مد نظر قرار گیرد این است که فعالین مقیم خارج نسبت به فعالین داخلی از آزادیها و امکانات فوق العاده بیشتری برخوردارند که میتوانند جهت ایجاد اتحاد به کار گیرند، اما متاسفانه نه تنها اتحادی به وجود نمی آید بلکه اختلافات شدیدتر میشوند. لازم به ذکر است که زمانیکه چند آذربایجانی در خارج نمیتوانند در یک کشور آزاد و دموکرات به توافق و اتحاد دست یابند، دیگر نباید انتظار اتحاد در بین یک جمعیت میلیونی در یک کشور غیر دموکرات را در ذهن خود بپرورند. سازمانها و تشکیلات های منسوب به آذربایجان جنوبی کم و بیش فعالیت میکنند اما فعالیت هدفمند که مقصدی مشترک داشته باشد ندارند. در فعالیتهایی از این قبیل مبدا میتواند متفاوت باشد اما مقصد حتما باید یکی باشد، به نظر می رسد که جای مبدا و مقصد در حرکت ملی کمی تغییر پیدا کرده است. مسئله دیگری که میتواند در عدم تشکیل نهضت آزادی بخش آذربایجان جنوبی نقشی عمده ایفا کند انحصار طلبی برخی از تشکیلات است که آگاهانه یا ناآگاهانه سعی در مصادره حرکت به نفع خود میکنند. همین انحصار طلبی مخرب ترین پیامدها را میتواند برای یک نهضت داشته باشد و باعث میشود سایر نیروها و تشکیلات با آن ارگان انحصار طلب به مقابله پرداخته و در نتیجه نهضت از درون پوسیده و متلاشی شود. جهت عدم دامن زدن به این اختلافات، به سازمانها و تشکیلات فعال آذربایجان جنوبی و خواستها و مسائل بین تشکیلاتی آنها نخواهیم پرداخت اما باید گفت که اگر هدف سعادت آذربایجان است کاملا مشخص و مبرهن است که در شرایط فعلی اصلی ترین مسئله حفظ اتحاد و کنار گذاشتن مسائل حاشیه ای است. در حال حاضر مردم نمی دانند برای چه و با چه کسی باید باید مبارزه کنند، چه خواسته هایی باید داشته باشند و از چه راههایی به آنها برسند. با قدرت گیری روزافزون حکومت و مشاهده مسائل بین المللی لزوم تشکیل و شناساندن چنین نهضتی بیش از هر زمان دیگری ضروری به نظر میرسد. از دیگر علل مؤثر در در زمینه حرکت ملی آذربایجان جنوبی بحث عدم شکل گیری آگاهی ملی فراگیر و عمومی در بین آحاد ملت است. برای به وجود آوردن آگاهی ملی در عصر کنونی بهترین ابزار، رسانه ها میباشند. روزنامه ها، مجلات، اینترنت، رادیو و تلویزیون از ابزاری هستند که میتوان در این زمینه مورد استفاده قرار داد. در دوران حکومت اصلاح طلبان به علت باز شدن نسبی فضای سیاسی مطبوعات نقش سازنده ای در ارتقای شعور و آگاهی ملی ملت آذربایجان جنوبی داشتند. با به قدرت رسیدن اصول گرایان و بسته شدن فضای سیاسی توجهات بیشتر به سمت فضای اینترنت معطوف شد و مردم توانستند در کمترین زمان در جریان اخبار و وقایع آذربایجان قرار گیرند. در طی سالهای اخیر گوناز تی وی مورد توجه بسیاری از مردم بوده است با توجه به طیف گسترده مخاطبین این شبکه تلویزیونی، گوناز تی وی از پتانسیل بالایی در ارتقای آگاهی ملی مردم داشته است. نقد و بحث در مورد این رسانه ها و دیدگاهها و عملکردشان خارج از حوصله این مقاله است و نیازمند بحثی جداگانه و مفصل میباشد اما کوتاه سخن اینکه رسانه ها ی فعال باید به رسالت شان که همان بالا بردن آگاهی ملی و اتحاد ملی است عمل نمایند و از پرداختن به مسائل حاشیه ای و غیر مهم که در جهت منافع ملی آذربایجان نیست اجتناب و خودداری نمایند. جنبش دانشجویی از دیگر عواملی است که نقشی تعیین کننده در پیروزی یا شکست یک حرکت میتواند داشته باشد. جنبش دانشجویی آذربایجان نقشی سازنده در بالا بردن آگاهی ملی مردم و روشنگری داشته است و نمونه بارز آن نقش این جنبش در حماسه خرداد ۸۵ بود. جنبش دانشجویی در سالهای اخیر با تربیت نیروهای هویت طلب و فعالیت در زمینه های نشر و رسانه نقش عمده ای را در جهت منافع حرکت ملی ایفا کرده است. مسئله ای که در اینجا باید بدان اشاره کنیم این است که با توجه به عدم وجود تشکیلات منسجم، اکثر فارغ التحصیلان بعد از اتمام دوران دانشگاهی به طور کل دیگر فعالیت چندانی از خود نشان نمی دهند، با مرتفع شدن این مسائل به نظر میرسد مسیر حرکت ملی به اندازه قابل توجهی هموارتر گردد. از دیگر مسائلی که که می بایست مورد توجه جدی قرار گیرد بحث همکاری و همفکری با سایر ملتهای تحت ستم در ایران است. اتخاذ تصمیم واحد در قبال سیاست های شوینستی می تواند کارایی و میزان این تصمیمات را بالا ببرد. در زمینه همکاری با کردها بر خلاف عرب ها و بلوچها که اختلاف قابل ذکری نداریم، می بایست در وهله اول منافع ملی و سرزمینی آذربایجان را در نظر بگیریم و در صورتی که این همکاری آسیبی به منافع آذربایجان نرساند به آن تداوم بخشیم. همکاری با سایر ملتها باعث خواهد شد که حرکت ملی آذربایجان با استفاده از تریبونهای این نهضتها در سطح گسترده تری معرفی شود و حمایت فی ما بینی بین آنها به وجود بیاید اما همانطور که قبلا هم ذکر شد قبل از همکاری با هر ملتی میبایست منافع ملی اذربایجان در نظر گرفته شود تا بر خلاف آن نباشد. از دیگر سؤالات اساسی که در زمینه حرکت ملی مطرح است بحث به کارگیری یا عدم به کارگیری حرکت مسلحانه است. برای دادن پاسخی قطعی به این سؤال باید مسائل بسیاری مورد توجه قرار گیرند: ۱. زمانی این کار بهترین نتیجه را خواهد داشت که سطح آگاهی ملی در بین مردم به میزان قابل توجهی بالا رفته باشد. ۲. خواسته ها و اهداف نهضت آزادی بخش به صورت دقیق مشخص و تبیین گردند. ۳. از طریق دیگری نتوان به اهداف دست یافت. اما به نظر میرسد در صورتی که خواسته باشیم سرزمین هایمان را تحت کنترل خودمان در بیاوریم ناگزیر از حرکت مسلحانه خواهیم بود، چون در شرایط مطرح شده توسط سازمان ملل بر لزوم به کارگیری حرکت مسلحانه جهت شناسایی نهضت آزادی بخش ملی تاکید شده است. در پایان ضروری است که به این مورد هم اشاره کنیم که با مطالعه تطبیقی نهضتهایی که در هندوستان و کشورهای آفریقایی به وجود آمده بودند و نهضتی که در حال حاضر در فلسطین وجود دارد به این نتیجه می رسیم که با شرایط فعلی حرکت ملی آذربایجان هنوز در مراحل ابتدایی خود است و جهت نیل به آرمانهایش راهی نسبتا طولانی پیش رو دارد. جهت سرعت بخشیدن به تکامل این حرکت در یک سطح نیاز مبرم به انجام کارهای سازمان یافته و بالا بردن حداکثری آگاهی و شعور ملی ضروری دیده می شودو در سطحی دیگر لزوم ایجاد سازمان یا نهادی متشکل از سازمانها و تشکیلات سیاسی و حقوقی فعال آذربایجان جنوبی که بتواند آنها را به سوی اتحاد و همفکری سوق دهد بسیار حیاتی به نظر می رسد. نتیجه گیری بخش سوم در قسمت سوم و پایانی این مقاله با بررسی شرایط و اوضاع داخلی و خارجی به ضرورت تشکیل نهضت آزادی بخش آذربایجان جنوبی پرداختیم و اینکه اتحاد از اصلی ترین و مهمترین مولفه های تشکیل چنین نهضتی است. اختلافات شخصی و بین تشکیلاتی به هیچ وجه نباید خللی به اتحاد وارد آورد در غیر این صورت هدفی که داریم کاملا دور از دسترس و غیر ممکن خواهد بود. حرکت ملی آذربایجان آینده بسیار درخشانی خواهد داشت اگر از برخی تفکرات و اعمال کوته فکرانه که قادر هستند فلسفه وجودی این حرکت را هم زیر سوال ببرند اجتناب ورزیم. تاثیر که رسانه ها می توانند داشته باشند نباید مورد غفلت واقع شود و می بایست استفاده بهینه را از آنها کرد. جنبش دانشجویی می بایست مورد حمایت جدی فعالین و تشکیلات قرار گیرد. اکنون با نفوذ گسترده حکومت در بین اقشار مختلف جامعه آذربایجانی دیگر نباید شاهد اختلافات جزئی و غیر مهم در این حرکت باشیم، برای نیل به این موضوع فعالین، سازمانها و تشکیلات هم باید آرمانها و اهداف خود را متناسب با حرکت ملی تنظیم نمایند تا با کاهش اختلافات ایدئولوژیک شخصی و بین تشکیلاتی، در صورت وجود، به سوی تشکیل نهضت آزادی بخش ملی قدم برداریم. این راهی است که میتواند رسیدن به اهداف را سهل کند در غیر این صورت با عدم تعدیل خواسته ها و سیاستهای سازمانها و تشکیلات، این انرژی و نیروی عظیم مردمی به هدر خواهد رفت. آراز سهند ۲۸-Aug-2008