آخرین خبرها

درسی که باید همه از دانشجویان دانشگاه تبریز بیاموزیم-اؤزگور آراز

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
درسی که باید همه از دانشجویان دانشگاه تبریز بیاموزیم-اؤزگور آراز

Gunaz.tv
درسی که باید همه از دانشجویان دانشگاه تبریز بیاموزیم-اؤزگور آراز اخبار آذربايجان, مقالات و مصاحبه ها نظر دهید | چاپ اين مطلب آزاد تبریز- چند روز پیش نشریات دوران دانشجویی ام در دانشگاه تبریز را مرور می کردم. تقریبا در همه نشریات سال ۸۳ و ۸۴ می شد نامی از منصور امینیان را دید. اؤزلوک، آذربایجان گونشی، آراز و حتی بعد ستارخان. اؤزلوک هفته نامه ای چند صفحه ای بود که میدان اعتراض عمومی بر علیه ناعدالتی شده بود. همچنانکه آذربایجان گونشی سکوی برای پرواز بسیاری از فعالین کنونی آذربایجان بود. بر روی صفحه اول و در کنار لگوی نشریه اؤزلوک نوشته ای پر معنی بعد از سال ها مبارزه را برایم تصویر نمود: «ایشیق آز اولسا دا یئنه ایشیقلیق دیر». مبارزه برای همه افروختن شعله ای روشنایی بخش بود. هرچند این شعله کوچک باشد و هر چند افروزندگان شعله ادعایی در روشنایی راهی تاریک نداشتند. اما ارزش ذاتی روشنایی و قدرت روشنگری را همه باور داشتند. همه خود را نیازمند روشنی می دانستند و از اینرو بود که قبل از همه روشنایی را برای خود لازم می دیدند. هزاران تن را با این باور دیدم که عازم راهی سخت شدند. کسی ادعای هدایت حرکتی را نداشت. فرقی نداشت: نشریه، انجمن، انجمن ادبی و… همه چیز به این راحتی آغاز شد. اما به این راحتی ادامه نیافت. مبارز بودن یعنی حرکت در خلاف جهت جریان قدرت مسلط. یعنی عدم تبعیت از سرنوشت محتوم. یعنی قائل بودن حق انتخاب و شرف آزادی برای خود. یعنی یاغیگری. انجمن ادبی سهند. چنلی بئل بسیاری از مبارزین. سجاد، علی و….! تا جائیکه خاطرم هست؛ گرداندگان آن یاغیان تحت پیگرد بوده اند. سجاد هم اکنون مجبور به جواب دادن یاغی بودن بر سرنوشت تحمیل شده بر ملت مان است. آیا از آیدین، فراز، منصور و مقصود نیز دلیل برگزاری یک انجمنی ادبی را بازخواست می کنند. امیر مردانی را نمی شناسم اما هر چه هست او نیز به جرم عدم شناکردن در جهت جریان آب دستگیر شده است. دهها تن از دانشجویانی که دستگیر نشده اند اما آنقدر به روشنگری می اندیشند که از نظر حاکمیت مستوجب عقوبتند. ۴ تن محروم از ادامه تحصیل دهها تن تعلیق و توبیخ. آنها گستاخانه آزاد می اندیشند. حاظر به تغییر شکل به قالبهای تحمیلی نیستند. فرقی ندارد این قالب ها از سوی حاکمیت باشد و یا از سوی فعالین ملی. اندیشه ها و اقدامات روشنگرانه آنها نور امیدی در دل خسته از تکرارها و لجاجت های فعالین باسابقه گشوده است. آنها مشعلی از روشنایی در دست دارند. هر چند که اسم همه را نشنیده ایم. اما آنچه مسلم است آنها بسیارند و دانشگاه تبریز شعله باران است. آیا تاریکی جسارت غلبه بر روشنایی افروخته شده در تبریز را دارد. بی هیچ تردیدی جواب منفی است. این شعله هچنان افروخته تر می گردد و با دستگیری و تعلیق و محرومیت تنها سنت و سابقه مبارزه در دانشگاه تبریز نهادینه می گردد. فعالین و بخصوص دانشجویان آذربایجانی سراسر کشور اگر جسارت یاغی گیری و افروختن مشعلی در تاریکی را ندارند حداقل با چشمانی باز به آنچه که در تبریز اتفاق می افتد بنگرند. تبریز پرچم افراشته مبارزه است. دانشجویانی که دربندند و مهمتر از همه دوستانی که بی هیچ ادعایی مشعل مبارزه را در دست دارند. ممکن است حتی نامی از آنها را نشنیده باشیم. کیچیک، بالاجا شاملار قارنلیغی سؤندورجک آرخایینام

اخبار منتخب

Most Read