آخرین خبرها

سندی بر چرایی نژادپرست تر بودن ایرانیان خارج / بابک و دوستان

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
سندی بر چرایی نژادپرست تر بودن ایرانیان خارج / بابک و دوستان

Gunaz.tv

 

گوناز تی وی :ایرانیان خارج از کشور که نزدیک به %100 آنان در کشورهای دموکراتیک زندگی می کنند از ایرانیان داخل کشور نژادپرست تر هستند

به گزارش گوناز تی وی ایرانیان خارج از کشور که نزدیک به %100 آنان در کشورهای دموکراتیک زندگی می کنند از ایرانیان داخل کشور نژادپرست تر هستند. آنها به رغم اینکه در جوامع دموکراتیک زندگی می کنند از ایرانیان داخل کشور بسیار نژادپرست تر و دگم اندیش تر هستند اما این تناقض چگونه بوجود آمده است؟ چرا زندگی در محیطی کاملا دموکراتیک که در آن نژادپرستی و حتی ملی گرایی در عرف این جوامع امری کریه تلقی می شود نتوانسته است تا از میزان نژادپرستی ایرانیان بکاهد و تحمل آنان را در مورد مسایل و هویت و زبان و فرهنگ ملل دیگر بالا ببرد؟

بویژه آنکه این جوامع غربی کاملا بر پلورالیزم فرهنگی باور دارند و کلا برخی از آنها بر مبنای پلورالیزم فرهنگی ایجاد شده است. کشورهایی مانند کانادا و آمریکا که در حدود بیش از دو سوم ایرانیان خارج از کشور را در خود جای داده است و این دو کشور اساسا بر پایه ی مهاجرت ساخته شده است و هیچ قومی در آن در مرکزیت قرار ندارد و به هویت و زبان همه ی افراد ساکن در آن احترام گذارده می شودو این یک اصل فرهنگی در ملت سازی این جوامع بوده است چرا نتوانسته است تا ایرانیان را در مورد مسایل ملی گرایی معتدل کند و بر عکس بر شدت و حدت ناسیونالیزم آنان دامن زده است؟

برای پاسخ به این سوال کلیدی که روند اوج گیری و حفظ نژادپرستی در ایران را نهادینه نموده است یک سند بسیار مهم در چگونگی ایجاد آن وجود دارد. اما باید دانست که بدلیل آنکه نخبگان ایرانی اکثر مهاجرت کرده و می کنند جریانات "روشنفکر نمایانه" و مباحث کلان در مورد فرهنگ ، سیاست و جامعه شناسی و تاریخ هماره در طول قرن گذشته از خارج به ایران توسط این مهاجرین ادخال شده است و خیلی هم منطقی است که یک جامعه ی متمدن تر بتواند جامعه ی عقب مانده ی جهان سومی ایران را شکل دهد.

در اینجا مطالعه ی کارتون "بابک و دوستان" (محصول 2005)که بعدا به صورت یک سریال کارتونی در آمده است کاملا مشخص می کند که یک "ایرانی" چگونه در غرب به "یک جانور نژادپرست" تبدیل می شود.

در این کارتون کودکی به نام بابک در مدرسه هویت ایرانی خود را قایم می کند و از آن خجالت می کشد زیرا در کارتون به صراحت گفته می شود که ممکن است هم بازیانش وی را "تروریست" خطاب کنند و از او دوری کنند. اما بعدا در طی حوادثی که نزدیک "عید نوروز" برایش پیش می آید "به فرهنگ و تمدن دیرین ایران باشکوه" پی می برد و از "ایرانی بودنش بسیار مفتخر می شود".  این کارتون به صراحت از حس "حقارت ملی" ایرانیان خارج کشور پرده بر می دارد. حسی که یا باید به "انکار هویت" منجر شود و یا باید "بتواند عکس آنرا اثبات کرده و بگوید که من متمدن ترین ملت جهان هستم"

واقعیت آنست که حس "حقارت ملی" در امر ملت سازی و ناسیونالیزم حسی بسیار نیرومند می باشد. این مساله در مورد ترک ها در داخل ایران نیز صادق می باشد. عموما اینکه وقتی هویتی در نقطه ای از جهان رسمی می شود پشت سر آن ثروت و قدرت و شکوه و جلال به آن علاوه می شود و هویت های دیگری که تحت حاکمیت این هویت رسمی قرار دارند به دلیل عدم حمایت دولت که منشا "قدرت ، ثروت ، شکوه و پیشرفت" است به حاشیه رانده شده و با "حقارت ملی" روبرو می شوند.

در ایران دولت های حاکم در طول سده ی گذشته ، هویت ترک را انکار کردند و با دستگاه های تبلیغاتی ، رسانه ای و آموزشی خود "ترک ها را ملتی وحشی و بی تمدن" نمایاندند. این نمایه از هویت ترک در میان مردم ترک در ایران دو واکنش را به دنبال داشته است. اولین واکنش به آن آسیمیلاسیون فرهنگی بود. زیرا عموما دولت در یک جامعه "خرد جمعی مردم آن" می باشد و این خرد جمعی فارس و آریایی را هویت برتر جا زده ترک و عرب را وحشی و بی تمدن نامیده و نشان داده است. مردم عادی نیز هرگز نمی توانند پی به عمق این فاجعه ببرند زیرا همه ی امکانات در دست نهادهای دولت است و اصولا فعالان مردم نیز در صورت ادعاهایی بر عکس ادعاهای دولت به شدت سرکوب و حذف می شوند.

اما دومین واکنش به آن واکنشی ناسیونالیستی است که لاجرم از سوی دولت به شدت سرکوب شده و می شود. اما در غرب بدلیل آنکه دولت واکنش های ناسیونالیستی حاصل از حقارت را نه تنها سرکوب نمی کند بلکه از آن حمایت نیز می کند این واکنش ناسیونالیستی "مشروعیت" می یابد. بویژه در آمریکا و کانادا که این کشورها اساسا بر پلورالیزم قومی تشکیل یافته اند.

حال در آمریکا و کانادا و عموما در غرب این واکنش ناسیونالیستی ایرانیان کاملا توجیه پذیر است و کاملا می توان براحتی ادعا کرد که هر ایرانی در خارج از کشور با این مساله روبرو شده است. به عنوان مثال در ترکیه که اصولا کشوری با هویت ترک است ترک های آزربایجان جنوبی "به دلیل داشتن پاسپورت ایرانی" با چنین تابلویی روبرو می شوند اگرچه ترکان ترکیه ای آنان را با آغوش باز می پذیرد اما این مساله که "ایران کشوری تروریستی و عقب مانده با حکومتی دیکتاتوری و سیاه" است در ترکان آزربایجان جنوبی این پیش داوری را بوجود می آورد که "ترکان ترکیه ای به آنها با چشم حقارت نگاه می کنند" اینکه این پیش داوری تا چه حد درست یا نادرست است اصولا اهمیتی ندارد اما مهم آنست که این ترکان آزربایجان جنوبی (البته از قشر عوام جامعه ی آزربایجان جنوبی سخن می گوییم) همگی به این پیش داوری می رسند. از این رو سعی می کنند با همان ذهنیتی از "تاریخ با شکوه ایران" که در ایران برایش ساخته و پرداخته اند "ابراز برتری نسبت به ترک ترکیه ای" بکند. این عوام ترک که در ایران به ترکی سخن می گویند و با فرهنگ ترک زندگی می کنند و حتی ممکن است با هویت فارس به طور نا خود آگاه درگیر شوند. در ترکیه سعی می کنند تا با سخن گفتن به تنها زبان بیگانه ای که بلدند(فارسی) و ادعای فضل "با تاریخ برساخته ی ایران" از این حس "حقارت ملی" رهایی یابند. حال در مورد فارسهایی که در ترکیه و کشورهای دیگر با جامعه تماس بر قرار می کنند می توان حدس زد که وضعیت بغرنج تر هم می شود. بویژه آنکه این تاریخ برساخته از سوی نویسندگان و جامعه ی غرب هم تا حدود زیادی مورد استقبال قرار گرفته است.

حال در کشورهایی مانند آمریکا و کانادا این حس حقارت ملی بدلیل رنگ پوست و ویژگی های نژادی به این معنا بارز تر می شود که وقتی با یک "ایرانی" در جامعه روبرو می شوند مطمئنا بدلیل آنکه از نژاد سفید اروپایی نیست همه روزه پرسیده می شود که اصالتا کجایی هست؟ با توجه به اینکه مردمانی با این ویژگی های نژادی تنها می تواند یکی از ملتهای خاورمیانه و شمال آفریقا باشد با توجه به اینکه این ایرانی مجبور است تا یکی از هویت های "هندی ، ایرانی ، افغانی ، عرب و یا ترک و زیر مجموعه ی آنها" را بیان کند و این پیشداوری در وی که از میان این ملتها تنها فارسها و ایرانیها متمدن هستند و نیز پیش داوری یی در غربی ها که "مسلمانان می توانند تروریست باشند" ، این ایرانی "با صدای رساتر" می گوید که من ایرانی هستم و از نژاد برتر آریایی و تمدن ساز می باشم! از این رو مانند ترکها و اعراب و هندی ها بی تمدن نیستم و "من هم مانند شما از این ملتها متنفرم"

این حس حقارت ملی توانسته است تا ایرانیان خارج از کشور را تحت لوای "نژادگرایی و باستان گرایی ایرانی" متحد کند. و در پی آن مسایل اقتصادی و سیاسی و سایره نیز بر محکم شدن چنین بستری یاری کرده است.بی توجه به آنکه اصولا در تاریخ چنین چیزهایی وجود داشته اند یا نه!

در اینجا باید دانست که این ذهنیت از دوران مشروطه تا کنون در میان ایرانیان خارج از کشور رایج بوده است و خواهد بود که شکاندن آن به تلاش همه جانبه ی بزرگی نیاز دارد. در مورد کارتون بابک و دوستان این نوشته ی بی بی سی فارسی در سال 2005 را بخوانید قسمت اول این کارتون را از اینجا ببینید

گوناز تی وی

MA

 

اخبار منتخب

Most Read