آخرین خبرها

تراختور غنیمت است

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
تراختور غنیمت است

Gunaz.tv

تراختور غنیمت است

 

ظهور حرکت ملی آزربایجان در بین مردم عادی به طور واضح و آشکار از خرداد 85 و قیام خونین آزربایجان پدیدار گشت. قبل از این تاریخ مناسباتها و گردهمایی های متعددی برپا می شد که شاید حضور فعالین سرشناس در این چنین مناسبتها به چشم می خورد و حمایت چندانی از طرف عام دیده نمی شد.

به طور واضح باید این چنین بیان گردد که حرکت ملی خود را در بین مردم به طور کامل نتوانسته بود بشناساند. بعد از حرکتهایی که در قلعه بابک و در سالروز تولد بابک خرمدین برگزار گشت این ذهنیت در اکثر فعالین وجود داشت که باید این چنین مناسبتها به داخل شهرها کشیده شود و مرکزیتی وجود نداشته باشد. قیام خرداد 85 که با شرکت تمامی ملت آزربایجان در صحنه به وقوع پیوست سرآغاز همان ذهنیتی بود که باید تمامی اتفاقات و مناسبتها با حضور مردم و در کنار مردم صورت گیرد. پدیده شکل گیری تراختور و حضور این تیم در لیگ برتر آنچنان مورد استقبال ملت آزربایجان گشت که شاید در نوع خود بی نظیر یا کم نظیر بود. تراختوری که با اشک و زحمت فراوان راهی لیگ برتر شده بود با دستان و شعارها و حضور حماسی مردم خود را در تثبیت کرد و بر سایر تیم ها خود را تحمیل نمود. خاطرم هست که بعد از قیام خونین خرداد که اخبار آن در سایتهای خبری پخش گردیده بود، تنها از طرف عده ای ناچیز مورد نقد و بررسی قرار گرفت و حتی این قیام و ظلم و ستم وارده بر این ملت آنچنان که می بایست به طور واضح و آشکار بیان نشده بود. دلیل این عدم درک از طرف سایرین برمی گردد به بایکوت های خبری و رسانه ای و مردمی. در آن موقع عده ای قلیلی بودند که از قیام خرداد و دلیل اعتراض خبر داشتند و خیلی ها بودند که این اعتراض میلیونی را فقط معطوف به تبریز و عده ای چند صد نفری و اعتراض به فشار اقتصادی و توهینی که در اذهانشان چندان هم مهم تلقی نمی شد و نیاز به اعتراض نداشت محدود کرده بودند. این افکار را با حضور در بین جمیع ملت غیر تورک آزربایجانی مشاهده نمودم و حتی بودند کسانی که خبری از این قیام نداشتند. بعد حضور تراختور در لیگ برتر تریبونی برای ملت آزربایجان شکل گرفت که نه تنها مختص آزربایجان و تبریز، بلکه در هر جای ایران که آزربایجانی و تورک بود و خود را مننتسب به این تیم و تربیون می دانست، برای اعاده حیثیت و شناساندن خواست های خود از این موهبت استفاده میکرد. کما که مشاهده نمودیم در طی این دو سال خیلی ها بودند که تا دیروز حتی تورک بودن خود را در کیسه دلشان نیز محفوظ کرده بودند ولی امروز داد و فریاد می زنند که مرا دریابید منم تورکم. در مقاله ای به این نکته اشاره داشتم که تراختور باعث بازگشت هویت برای خیلی ها شد که استیلی ها، درخشانها، ابراهیمی ها، پاشازاده ها و خیلی های دیگر که تا دیروز آزربایجانی را نمی شناختند امروز برای آمدن و ماندن دست و پا می زنند که این دست و پا زدن آنها مرا به یاد کتاب مرحوم علی تبریزی می اندازد که در بخشی از کتاب خود این چنین آورده است که "دیری نمی پاید و روزی می رسد که همانهایی که تبریز و آزربایجان را با آن همه عظمتش ترک و راهی منطقه ای دگر شده اند و هویت خود را نیز کنار گذاشته اند به خود می آیند و دنبال گوشه ای برای سکنی و سندی برای تورک بودنشان می گردند. "

 

این ها تنها جزئی از دستاوردهای ما از پدیده تراختور می باشد. البته شاید این چنین تصور شود که قصد نویسنده این است که ما هر چه داریم از تراختور است، نه منظور این است که حرکت ملی آزربایجان با شناخت موقعیت و درک حساسیت موجود در منطقه آزربایجان توانست به نحو احسنت از این پدیده ی ورزشی به سود خود بهره های زیادی ببرد که نه تنها خود را برای ایران بلکه بر آسیا و دنیا نیز بشناساند و خواستهای هویتی خود را به گوش دشمنان قسم خورده آزربایجان برساند و بفهماند که آزربایجان می میرد، ذلت نمی پذیرد و آزربایجان هنوز زنده هست و از هر راهی برای رسیدن به هدف خود استفاده می کند. البته تراختور باعث گردید که ملت عامه نیز بر آنچه که در اطرف می گذرد آگاهی یابند. اگر تا دیروز دشمن را در خارج مرزها می گشتند امروز به یمن این حضور و حماسه ملی دشمنان و بدخواهان را درون و در بین حومت و افکار فاشیستی آنها و در بین ملل آنها می گردند. وقتی می بینند که تراختور و هواداران آن در هر شهری مورد اهانت قرار می گیرند و همه دست به هم داده اند تا صورت و سیرت داخلی خود را ظاهر نمایند ودشمنی با آزربایجان را علنی کنند، بر خود بیشتر می بالند و بیشتر دنبال چراها می گردند. بالیدنشان به قدرت وعظمت آزربایجان و تراختور که این همه بدخواه دارد و چراهایشان به خاطر این است که مگر ما با آنها تا دیروز برادر و هموطن نبودیم که امروز با آمدن تراختور شمشیر به ما می کشند؟

 حماسه و فراخوان حضور در کنار دریاچه اورمیه و اعتراض به خشک شدن این دریاچه نیز از طرف همین تراختور و با نام آن صورت گرفت. هر چند که این فراخوان و حضور از طرف فعالین ملی آزربایجان بود ولی به هر حال کاری بس کلاسیک و مدنی بود که افکار عمومی را به خود معطوف کرد که هوادارن تراختور آزربایجان نه تنها دوستدار ورزش هستند بلکه نگران محیط زیست خود نیز هستند.

قصد نویسنده از این حرفها رسیدن به یک نکته ی اساسی است که مدتی است که گریبانگیر حرکت ملی آزربایجان گردیده است که در زیر بدان می پردازم.

 

بعد از حضور تراختور در لیگ برتر ما شاهد فشارهای متعددی از طرف ماموران امنیتی بودیم و هستیم که با این کار خود سعی دارند تا جوان و نوجوان آزربایجانی که می خواست هویت از دست رفته خود را دریابد و بتواند شعار و خواستهای خود را فریاد زند و به گوش مسئولینی که خود را به نفهمی و کری زده اند برساند. اما متاسفانه در این بین به جای اینکه با حضور همیشگی خود سعی در فراری دادن و اعمال فشار و ترس به این منقل نشینان و مزدوران دهیم، با خالی گذاشتن صحنه موجب ورود اشخاصی شدیم که تراختور را آنطور که خود دوست می داشتند پیش برند که نمونه بارز آن حضور جیره خواران حکومت با نام طرفدار تراختور در ورزشگاه بودند که به جای سردادن شعارهای ملی و فرهنگی، شعارهای لمپن فارسی و لنگی و تقلید از دردانه های پایتختی را سرلوح کار خود قرار دادند. البته باید به این نکته نیز اشاره نمود که حرکت ملی آزربایجان نه باید زیرمجموعه تراختور گردد بلکه باید با استفاده از این پدیده عظیم ملی که در خود تمام طیف های مردمی را آمیخته، به سوی فردای روشن حرکت کرد. اگر دقت کنید بعد از حضور تیم تراختور و ایجاد حواشی برای تیم، هر از گاهی کسانی پیدا می شدند که برای رهانیدن خود از دام دست به دامان تراختور می گشتند که نمونه بارز آن در طی چند برنامه زنده تلویزیونی صورت گرفت که سر منشاء آن همان برنامه نود بود که با آشکار نمودن دشمنی خود با آزربایجان و تراختور بر ما خیلی چیزها را آشکار نمود. بحث بخشش محرومیت کرار  که منجر به اعتراض فردوسی پور به رئیس پیشین کمیته انظباطی گشت، باعث شد تا این شخص هم برای دفاع از خود بحث تلفن زدن خود فردوسی پور و درخواست برای عفو علی کریمی را پیش کشد که بر علیه تراختور بود و یا در برنامه ای دیگر نماینده اراک صحبت از فشار دولت برای جلوگیری از حضور تراختور در بالای جدول را به میان آورد که همگی این قضایا فقط و فقط با حضور تراختور در صحنه انجام پذیرفت. در طی چند سالی که حرکت ملی آزربایجان دست به آگاه نمودن ملت آزربایجان کرده بود و است، هیچ گاه تریبون آزادی همچون تراختور را نداشته بود که در تلویزیون ملی سرمربی تیم بحث 30 میلیون تورک آزربایجان را پیش کشد. آیا با این اوصاف بهتر نیست به جای از دست دادن این چنین موقعیتی سعی در محکمتر نمودن این پدیده گردیم؟ آیا به جا نیست که در کنار کارهای متعدد دیگری که با بهره گرفتن از این پدیده ورزشی می توان به انجام رسانید، سعی در بالا بردن فشارها بر دولت با حمایت از تراختور ، نمود؟ به نظر شما اگر تراختور را کنار گذاریم و این چنین وانمود کنیم که دیگر نیازی به استفاده از این پدیده ورزشی نیست و این ذهنیت را داشته باشیم که این حرکت دیگر سودی برای ملت نخواهد داشت و موجب تضعیف روحیه می گردد، آیا آلترناتیو دیگری را سراغ داریم که بهتر و بیشتر از این پدیده ما را در پیشبرد اهداف یاری رساند؟

در آخرین بیانیه ای که از طرف هواداران میلیونی تراختور آزربایجان در خروجی سایتها مشاهده نمودم با این نظر موافق بودند که باید سال بعد بیش از پیش در صحنه باشیم و از تراختور حمایت کنیم که متاسفانه مورد استقبال قرار نگرفت و ایراداتی را نیز بر این بیانه گرفتند مبنی بر اینکه تراختور باعث گردیده که حرکت ملی آزربایجان فکر و ذکر خود را معطوف به تراختور کند و از سایر اقدامات و مناسبتها و همایشها دست یازد. در حالی که به نظر بنده متاسفانه ما نتوانستیم بعد از یک سال حضور در ورزشگاه به آنچه که می خواهیم برسیمیا بهتر است این چنین عرض کنم که هیچ تحلیلی صورت نگرفت که چطور می شود از این پدیده به ظاهر ورزشی و در اصل سیاسی و فرهنگی و هویتی و مدنی ، استفاده نموده و بهره ببریم.

 در آخر اعرایض می خواهم از تمام کسانی که برای عشق به وطن و آزادی آن تلاش می کنند درخواست نمایم به جای خالی گذاردن صحنه، نگذاریم دشمنان آزربایجان خود را وارد صحنه نمایند و همان نوجوانی که تازه شعار یاشاسین آزربایجان را سر می داد و دستان خود را به نشانه بوز قورد به آسمان می برد، به یک باره جای خود را به افکار غلط و نادرست فرهنگ فارسی دهد و هویتش خدشه دار گردد.

 

 

 

کودک دبستانی امروز به جای اس اس و پس پس کردن تراختور را دوست می دارد و از اعماق درون کودکی که سرشار از پاکی و درستی و در حال شکل گرفتن است فریاد یاشاسین آزربایجان و تراختور سر می دهد. به خاطر همان کودکی که ذهن و فکر و عشقش و هویتش را با تراختور و آزربایجان آمیخته دست در دست هم دهیم و برای حضور حماسی در ورزشگاه برای سال بعد آماده شویم.

به امید روزی که کودکانمان دیگر برای سر دادن شعار آزربایجان واهمه ای نداشته باشند و نیازی به فریاد. به امید روزی که آزربایجان را از اعماق درون باور داشته باشیم و برایش حتی از جانمان بگذریم.

 

به امید آزادی زبانم، وطنم

یاشاسین آزربایجان

Qartal Türkoğlu

اخبار منتخب

Most Read