آخرین خبرها

کلامی چند با مدیر عامل محترم باشگاه تراکتورسازی

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
کلامی چند با مدیر عامل محترم باشگاه تراکتورسازی

Gunaz.tv

کلامی چند با مدیر عامل محترم باشگاه تراکتورسازی 

     

لیگ دهم برای تراکتور با التهابات فراوان به اتمام رسید و علیرغم آنکه سرمربی تیم قبل از شروع فصل بارها و بارها اذعان داشته بود که تراکتور در این فصل برای قهرمانی خواهد جنگید و تیمهای دیگر دست خود را از قهرمانی شسته و برای دومی مبارزه نمایند نه فقط در تحقق این هدف ناکام بود بلکه از رسیدن به آسیا نیز بازمانده و به مقام پنجمی (دو رتبه بالاتر از مقامش در لیگ نهم) قناعت نمود. واکاوی علتهای ناکامی تراکتور از رسیدن به آسیا نیاز به بحثهای کارشناسی دیگری داشته و هدف این نوشتار نمی باشد. در بحبوحه ی کشاکشهای واپسین روزهای لیگ دهم و شکستهای سریالی تراکتور در خانه و فشار شدید روانی روی هواداران که هیجانات ناشی از دست رفته دیدن شانس حضور تیم محبوبشان در آسیا سبب پدید آمدن مسائلی در ورزشگاه سهند گشت، قابل تأمل بود که باشگاه با از نظر دور داشتن علت العلل اصلی این واکنشها آنان را به دستهایی خارج از مجموعه ی هواداران ارتباط داده و تلاش به تبیین آن در قالب «تئوری توطئه» نمود. با توجه به آنکه در روزهای فوق العاده حساس بسر می بریم که سنگ بنای لیگ یازدهم از تصمیم گیریها و اقدامات باشگاه در این مقطع ریخته خواهد شد توجه مدیر عامل محترم به نکاتی چند خالی از فایده نخواهد بود:

 

نکته ی اول: کمالوند دیگر چیزی برای عرضه ندارد

فراز کمالوند سه فصل مداوم در تراکتور حضور داشته و با رهانیدن این تیم پس از 8 سال از باتلاق لیگ دسته اول، در دو فصل حضور آن در لیگ برتر نیز بطور نسبی موفق بوده است. کمالوند هم در لیگ نهم و هم در لیگ دهم شانس رساندن تراکتور به آسیا را داشت اما در روزهای آخر توانایی عبور دادن قطار تراکتور از جاده ی صعب العبور هفته های پایانی را نداشت. گرچه کمالوند در تراکتور تجربیات فراوانی کسب نموده و با این تیم بزرگ شده است اما بررسی کارنامه ی سه ساله ی حضورش؛ فراز و نشیبها و موفقیتها و شکستهایش نشان میدهد که وی در روزهای حساس لیگ برتر از دستیابی به موفقیت عاجز مانده است و با ارزیابی مجموع عملکرد گذشته اش و در نظر گرفتن رقابت فشرده ای که بین تیمهای لیگ برتری وجود دارد به این نتیجه می توان دست یافت که وی در لیگ یازدهم نیز به موفقیت بیشتری نسبت به دو فصل گذشته دست نخواهد یافت. با مد نظر قرار دادن آنکه کمالوند سقف توانایی خود را در تراکتور بکار گرفته و برای هواداران به شخصیتی کلیشه ای تبدیل گشته است جایگزینی یک مربی بزرگتر بجای وی می تواند سبب دمیده شدن روح تازه ای در کالبد تیم شده و هواداران را نیز از بازی بی حاصل چرخیدن دور خود در طی فصول متمادی خلاص گرداند. باشگاه بایستی توجه نماید که با رقم 500 میلیونی قرارداد کمالوند که در رسانه ها مطرح گشته بعلاوه ی 125 میلیون هزینه ی پاداشها و ... یک مربی تراز اول می تواند به خدمت گرفته شود که بنیان تیم را از نو پایه گذاری نموده و رخوت و رکود را از پیکره ی آن بزداید. سه فصل حضور کمالوند در تراکتور ضمن آنکه حداقل بیشتر از یک میلیارد تومان عایدی برایش به ارمغان آورده است که با سایر مزایای جانبی آن به رقمی بسیار فراتر از این هم می رسد، باعث شناخته شدن وی در سطح کشور نیز گردیده و اکنون وی بدلیل دستیابی به درآمد سرشار و شهرت فراوان به مرحله ی اشباع رسیده و دیگر نیازی به آب و آتش زدن خود جهت به موفقیت رساندن تراکتور ندارد و بهمین خاطر است که در بیشتر بازیها، حتی در بازیهایی که حواشی و التهابات فراوانی بر آن حاکم است خیلی راحت یا روی نیمکت نشسته و یا در کنار زمین شکست تیم تحت رهبری خود را در سکوت نظاره گر می شود. تراکتور پس از سه سال نیاز به خانه تکانی دارد و باشگاه بایستی ریسک بسته شدن تیم بدون کمالوند را پذیرفته و آنرا بر بنیه ای اصولی استوار گرداند. در طی سه فصل اخیر تراکتور طبق دلخواه کمالوند بسته شده و مذاکره با بازیکنان را نیز خود وی بر عهده داشته و حتی پرداخت پول آنان نیز توسط وی انجام پذیرفته است. لازم است باشگاه شخصاً مذاکره با بازیکنان را انجام داده و تشکیل تیم را خود بعهده بگیرد. در فصل اخیر اختلافاتی که بین کمالوند و مدیر عامل باشگاه در خصوص پرداخت مبلغ قرارداد بازیکنان بوقوع پیوست که به رسانه ها نیز کشیده شد که علت آن انتشار مصاحبه ای از جعفری بود که اعلام داشته بود که کمالوند به بازیکنان گفته از باشگاه پول نگیرند که این موضوع سبب برآشفتگی و قهر کمالوند گشت، حاکی از خیلی اختلافات پشت پرده؛ عدم تأثیر باشگاه روی تیم و بازیکنان و همه کاره بودن سرمربی تیم در آن حتی در امور مربوط به باشگاه می باشد که بدلیل آشنایی کامل با چم و خم امور و استفاده از زرنگی خاص خود باشگاه را به بازی گرفته و بهیچوجه اجازه ی طرف حساب شدن بازیکنان با باشگاه را نداده و با درآوردن گروهی خاص به خدمت خود بر هواداران مستقل فشار می آورد که چنین رویه ای شبهاتی در خصوص حاکم بودن نوعی مافیا در تراکتور را نیز به اثبات می رساند. مدیرعامل باشگاه باید از زیر سایه و تسلط سرمربی تیم درآمده و نقش مدیریتی خود را در باشگاه به انجام رساند.

 

نکته ی دوم: مقام پنجمی تراکتور تبریک گفتن ندارد

 

سایت باشگاه در مطلبی با تکیه بر توجیهات گوناگون و با مانور دادن بر روی دومین سال بودن حضور تراکتور در لیگ برتر و برجسته نمودن پیروزی تراکتور مقابل تیمهای سرخابی، مقام پنجمی تراکتور را به هواداران تبریک گفته تا قدری هم که شده از آلام آنان کاسته و ذهن آنان را از نقش ضعف مدیریت باشگاه و سرمربی تیم در محقق گردانیدن خواست بحق آسیایی شدن آن منحرف نماید. روشن است که رتبه ی پنجمی تراکتور برای مربی کوچکی مانند کمالوند که با تراکتور بزرگ شده و یا به مدیر عامل باشگاهی که قدرت و پتانسیل هواداران دهها میلیونی خود را باور ندارد مطلوب بوده و بخاطر آن کلاه خود را هوا بیندازند اما برای انبوه هوادارانی که خود را با تیمهای دیگر مقایسه نموده و حضور تیمهایی مانند فولاد، مس کرمان، فجر سپاسی، سایپا و صبا را در آسیا شاهد بوده اند هرگز راضی کننده نخواهد بود. کمالوند نیز از این خودکم بینی باشگاه سوء استفاده نموده و علیرغم آنکه نه فقط برای فصل دهم قول قهرمانی داده بود بلکه حتی در سال اول حضور تراکتور در لیگ برتر نیز جهت کسب رتبه های بالا و آسیایی شدن تراکتور تحت فشار شدید مدیرعامل وقت و هواداران قرار داشت، اکنون اعلام می نماید که تراکتور در فصل یازدهم برای جایگاه اول تا سومی لیگ برتر جدال خواهد نمود این یعنی آنقدر میدان دادن به سرمربی تیم که بر گرده ی آن سوار شده و با گستاخی خواسته ی آسیایی شدن تیم را چونان چماقی بر سر باشگاه و هواداران کوبیده و برای چندین سال آنان را بخاطر این هدف نه چندان بزرگ دور خود چرخانده و دست آخر بدون هیچگونه مسئولیت پذیری تیم را به حال خود رها نموده و در پی رویاهای خویش راهی جایی دیگر شود. باشگاهی که اینچنین آماتور با سرمربی تیم برخورد نموده و همواره خود را پایین تر از وی انگاشته و بدهکار و مدیونش میداند چه تضمینی از وی جهت به موفقیت رساندن تیم می تواند بگیرد؟ چه خوب است که هواداران یکبار برای همیشه اعلام نمایند که نه آسیا میخواهند و نه قهرمانی لیگ برتر تا از شر این بازی بی حاصل سرمربی که آنان را هر سال مواجه با دریغ از پارسال می نماید رهایی یابند. نتیجه نظرسنجی پورتال هواداران تراکتور در خصوص ماندن یا رفتن کمالوند که از میان افزون بر 1000 نفر شرکت کننده در نظرسنجی بیشتر از 80 درصد به ترک تراکتور توسط کمالوند رأی داده بودند روشنگر خیلی از حقایق بوده و متولیان باشگاه را نیز به بیداری دعوت می نماید.

 

نکته ی سوم: تهدید هواداران، باشگاه را به ناکجاآباد می برد

 

پس از بازیهای جنجالی تراکتور در سه هفته ی آخر و شکستهایی که سبب پدید آمدن عکس العملهایی از سوی هواداران گشت از باشگاه و مدیر عامل آن شاهد رفتارها و واکنشهای تهدید آمیز بودیم. پس از تساوی تراکتور با سایپا و از دست رفتن شانس حضورش در آسیا و درج مطلبی در پورتال هواداران تراکتور با عنوان «تساوی مفتضحانه ی تراکتور مقابل سایپا؛ کمالوند تیمت و بردار و برو» در سایت رسمی باشگاه آورده شده بود:

 

"جعفری مدیرعامل باشگاه در پاسخ به سوال خبرنگار سایت باشگاه که نظر وی را در مورد برخی فعالیت های مشکوک جویاشد اعلام کرد :

 

با تمام قوا برای ایجاد انسجام و یکدلی بین هواداران تلاش خواهیم کرد . با توجه به برخی اظهار نظرهای تفرقه افکنانه ، اینجانب با قاطعیت تلاش دارم تا وحدت و یکپارچگی هواداران پرشور و نشاط را حفظ کنم . هواداران ما فهیم ترین و با شعورترین هواداران می باشند و خودشان بهتر از هرکسی می دانند که دستهایی در کار است تا بین آنها اختلاف انداخته و چند دستگی ایجاد نماید لذا با آگاهی و هماهنگی باشگاه توطئه ها را بر آب می نمایند . این سرمایه ها نقطه و کانون نشاط ورزش استان ما هستند و بابت برخورداری از این نعمت خدا را شاکر هستیم .

 

ما با تعظیم به خواسته های بحق هواداران به پیش می رویم . من و همکارانم خود را از صف هواداران می دانیم نه جدا از آنها ما در این صف خدمتگزارانی بیش نیستیم و میخواهیم دست به دست هم بدهیم و برای فصل بعد تیمی قدرتمند و تاثیرگذار آماده کنیم تا با تکیه به آرمانها و ارزشهای والای اخلاقی و ورزشی جایگاهی درخور و در شان استان بدست آوریم ما در این مسیر با قدرت پیش خواهیم رفت ."

 

مشخص نیست که سابقه ی هواداری مدیرعامل محترم تراکتور از تیم به سابقه ی فعالیتی سایتهای هواداری تراکتور می رسد یا خیر؟ اما ایشان بایستی التفات به این داشته باشند که این سایتها از زمان حضور تراکتور در گرداب لیگ دسته اول در کنار تیم محبوب خود بوده و نقش شگرفی در یکپارچگی و اتحاد هواداران نیز بعهده داشته و حضور دهها هزار نفری هواداران در ورزشگاههای مختلف کشور و نفوذ تراکتور به عمق جامعه ی دهها میلیونی تورک ایران نیز از همین سایتها آغاز شده است. هواداران بدون توجه به نام اشخاص هر اقدام مثبت را مورد تشویق قرار داده و طبیعی است که اقدامات منفی را مورد نکوهش قرار دهند و از مدیر عامل تیم محبوب خود انتظار گردن نهادن بر خواسته های بحق خود را داشته و اگر پافشاری بر این مطالبات سبب نامیده شدنشان بعنوان «دستهای در کار» می گردد این دیگر مقوله دیگریست که حاکی از تصور شخصی مدیر عامل محترم بوده و چندان نمی توان آن را مورد بحث و بررسی قرار داد.

 

مدیر عامل باشگاه در مصاحبه با یکی از سایتها که ارگان خبری یک گروه خاص بوده و در خصوص عملکرد آن گروه کذایی و سایت منتسب به آن شبهات زیادی در ذهن هواداران وجود دارد و لیدرهای این گروه که در سه سال اخیر همواره در نقش «مگسان دور شیرینی تراکتور» بوده اینروزها بطور مکرر به کانون هواداران نیز رفت و آمد زیادی دارند با تهدید سایتهای هواداری تراکتور اظهار نموده بود:

 

از فصل بعد اقدام به سازماندهی سایتهای هواداری تراکتور خواهیم نمود و اگر سایتی خواست خارج از این چارچوب عمل نماید از طریق مراجع مربوطه با آن برخورد خواهیم نمود!

 

جعفری بایستی توجه نماید که سایتهای هواداری تراکتور بطور خودجوش راه اندازی شده و تحت لوای باشگاه نمی باشند که اقدام به سازماندهی آنها گردد. ارزش یک سایت به استقلال فعالیتش و نگه داشتن کسوت هواداریش از تیم می باشد. در سالهای اخیر بغیر از یکی از سایتهای وابسته به گروهی به نام «تی تی» بقیه همواره در کنار هواداران ایستاده و روشنی بخش تاریکیهای پیرامون تیم بوده اند.

 

اگر مدیر عامل باشگاه خود را از صف هواداران میداند بایستی در عمل نیز آن را به اثبات رسانده و یکی از راههای اثبات مردمی بودن مدیر عامل آنست که اگر کارنامه ی تیم قابل قبول نباشد با حمایت بیجا از سرمربی تیم به شعور و احساس هواداران دهن کجی ننموده و انتظار چشم پوشی هواداران از حقایق پیرامون تیم را نداشته باشد. هواداران انتظار موفقیت تیم محبوب خود را دارند و سایتهای هواداری نیز انعکاس گر خواستهای آنان بوده و طبیعی است که اگر عملکرد تیم و باشگاه پذیرفتنی نباشد بطور کورکورانه از آن حمایت بعمل نیاورند.

 

اولین اقدام مدیرعامل کنونی تیم تغییر لوگوی باشگاه و درآوردن آن به شکلی خاص و نصب برخی تصاویر سیاسی خاص در سردر سایت رسمی باشگاه بود که مشابه چنین اقداماتی در سایت رسمی کمتر باشگاه لیگ برتری به چشم میخورد. با در نظر گرفتن شیوه ی خاصی که جهت فراری دادن مدیر عامل قبلی بکار گرفته شد و جایگزینی مدیرعامل کنونی بجای وی که وابسته به یکی از نهادهای نظامی بوده و خاستگاه بخصوصی دارد و تلقی غیرایرانی بودن تراکتور و اقداماتی در جهت ایرانیزه نمودن آن طبق تفکر مطلوب خود و حمایت از سرمربی تیم که حتی با نتایج مفتضحانه نیز حاضر به ترک تیم نمی باشد طبیعی است هواداران وی را بعنوان مدیری سفارشی که مجری برخی تفکرات خاص در تراکتور باشد قلمداد نمایند و بدیهی است که برخی هواداران قلابی وابسته به گروهی خاص مطلوب چنین مدیری بوده و تحت چنین شرایطی آن هوادارنمایان، هوادار واقعی پنداشته شده و سایتهای مستقل هواداری تراکتور «دستهای در کار» نامیده شده و انگ «داشتن اهداف شخصی» بر  پیشانی آنان چسبانده شود.

 

هر سایتی رویکرد خاص خود را داشته و می بایست پاسخگوی عملکرد خود باشد و پورتال هواداران تراکتور به مدیر عامل محترم باشگاه اعلام می دارد ما سر جنگ با کسی نداریم همواره از اقدامات مثبت و شایسته ی باشگاه حمایت نموده و در قبال اقدامات منفی آن سکوت ننموده و حقیقت را قربانی مصلحت و  استقلال خود را به هیچ قیمتی فدای شخص خاصی نخواهیم نمود و در سازماندهی مورد نظر باشگاه در خصوص سایتهای هواداری تراکتور نیز هیچ جایی نداشته و در صورتیکه باشگاه در نظر دارد به هواداران اعلان جنگ نموده و خود را در مقابل آنان قرار دهد منتظر نباشد و به مراجع مورد نظر خود مراجعه نماید این گوی و این میدان!

 

آرتان آرمان

TractorFansPortal.Com

اخبار منتخب

Most Read