آخرین خبرها

خاطره تلخ کودکی من از نسل کشی فرهنگی و زبانی در ایران

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
خاطره تلخ کودکی من از نسل کشی فرهنگی و زبانی در ایران

Gunaz.tv

خاطره تلخ کودکی من از نسل کشی فرهنگی و زبانی در ایران

 

بودم، خیلی‌ دوست داشتم مادرم می‌تونست مثل مادر دوست فارسم برام لالایی بخونه که بخوابم. اون بیچاره اما از آنجا که ان چه را هم که هرگز دیگر پخش و تکرار و شنیده نشده بود ( از مادر شنیده‌ها )را هم فراموش کرده بود, از بر آوردن آرزوی من عاجزبود...بعضی‌ وقتها تلاش میکرد آنچه را که از برنامه کودک که به زبان انحصاری فارسی‌برنامه داشت (و دارد) و از گوینده "خانم عاطفی" یاد گرفته بود بخواند:"لای لای لای لای ، گول پونه ، پلنگ در کوه چه میناله..." من سعی‌میکردم پلنگ و‌کوه و...مجسم کنم ، اما در مورد بسیاری از لغت‌ها که او ناشیانه وغلط (با لهجه) تلفظ میکرد مشکوک بودم، خلاصه ذوق لالایی ما تبدیل میشد به یک کلنجار زبانی‌ لهجه ای و ..که خواب پر آشوب یک پلنگ خوش خط و خال که فارسی‌ حرف میزد محصول آن بود.

 

 من این را از برنامه شنیده بودم، هزار بار اینطور نبود ! از مادرم دلگیر میشدم، اما دلم به عجزاو می‌سوخت ...خوب او تلاش خود را میکرد ! اما یک "حقیقت " تلخ در دنیای کودکانه و معصومم جوانه زده بود : "مادر من در مقایسه با مادر رویا که فارس است، ضعیف است ، چون یک آهنگ را نمی‌تواند درست حسابی‌ بخواند." وقتی رویا خونه ما بود بزرگترین اضطراب من ان بود که مادرم پیش او زبان گشاده وفارسی حرف زند (فلاکت ! کار من دیگر تمام بود !)، خجالت آور بود ، چون می‌دانستم رؤیا ته دلش به او و ما میخندد.

 

  نتیجه (چون مکانیسم دفاعی یک قربانی ): باید بیشتر با رویا دوست میشدم که همه بفهمد که من میتوانم یک فارس بشم، چون او! مادرم دیگر از آن جایگاه لازم و از آن احترام لازم برخوردار نبود، فقط کسی‌ بود که برای کار خانه لازم داشتیم...:"او که فارسی‌بلد نبود ، چطور می‌توانست مشکلات من را بفهمد !! من بیش از او میتونستم ومیدونستم ! ".

 

  

در نها یت: حکم قتل معنوی پدرو مادرم در دنیای کودکیم (که مثل همه کودکان ،نمیخواستم فرقی با دیگران داشته باشم) :" کاش من هم پدر و مادری "فارس داشتم !

 

 اسم این میدانید چیست ؟ ژنوسیید زبانی/هویتی. فرد را مثل هیتلر نه‌ به شکل فیزیکی‌، اما به شکل معنوی کشتن و پوچ کردن!

 

  این شکنجه‌ها راهر قربانی دو زبانه بی‌ حقوقی در ایران چشیده است. چه به روی بیاورد و اعتراف کند، چه هنوز هم رول دوستی‌ با "رویا" را برگزیند و به روش نیارد :"ما همه" ایرونی"‌ هستیم، این بیشتر به نفع من است که باورش کنم، هر چند نمی‌دانیم این "ملت ایران" چه صیقه یی است. لباس و زبانش چسیت و او از و موسیقی ش چگونه است! فعلا ایرونی‌ بودن بیشتر پرستیژ داره تا ترک بودن (که خربودن هم همیشه در کنارش تدایعی میشه!)

  

اکنون من برای کودکم، زیر سایه کشور‌هایی‌ که ترکی‌ زندگی‌ کردن ( آری...آدم در زبان زندگی‌می‌کند، تو گمان میکنی‌ زبان فقط ابزار است؟؟ ) انجا آزاد است ، این لینک زیبا را یافته‌ام...هم خودم با لذت یک بزرگسال محروم شده از دوران کودکی بی دغدغه،و هم کودکم چون کودکی آزاد در دنیای امروز با شروطی بهتر برای تورک زبانان گوش میدهیم و با هم و برای هم میخوانیم:

 http://iranian.com/main/blog/savalan-15

اخبار منتخب

Most Read