جروزالم پست: گروههای قومی ایران میتوانند موازنه قدرت را تغییر دهند – دیدگاه
سقوط بیشتر ارزش ریال؛ منات آذربایجان از ۱۰۳ هزار تومان گذشت
کویت حملات ایران را محکوم کرد
روسیه: آمریکا از بحران ایران دهها میلیارد دلار سود میبرد
قرارداد نظامی ۲ میلیارد دلاری میان واشینگتن و کویت
قیمت لوازم خانگی در ایران دوباره جهش کرد
نیویورک تایمز از نقش آمریکا در هرمز خبر داد
اتهامسازی تازه علیه وکیل آذربایجانی؛ پرونده جدیدی برای محمد طریقت اسفنجانی گشوده شد
تلاش برای ورود مخفیانه از ایران به آذربایجان ناکام ماند
ترامپ از ضربه سنگین به توان نظامی ایران گفت
افزایش چشمگیر ذخایر ارزی جمهوری آذربایجان
رایزنی ایران، روسیه و چین با آژانس هستهای
ترامپ: کار ایران تقریباً تمام شده است
آمریکا مواضع راداری سپاه را هدف قرار داد
اعدام مخفیانه یک زن ۲۲ ساله در زندان تبریز
تصادف مرگبار تریلی و پژو پارس در جاده زنجان – میانه؛ هر ۴ سرنشین پژو پارس کشته شدند
ویتکاف و کوشنر با کارشناسان هستهای آمریکا دیدار کردند
«ائلیار» پس از ۲۷ روز مجادله حقوقی صاحب شناسنامه شد؛ دادگاه هشترود: انتخاب نام دلخواه جزو حقوق شهروندی است
آذربایجان گزارش سیانان درباره استفاده اسرائیل از خاک این کشور علیه ایران را رد کرد
آمریکا به رئیس سپاهی فدراسیون فوتبال ایران و برخی مقامات این فدراسیون ویزا نداد
سنتکام: حملات موشکی ایران به بحرین و کویت را خنثی کردیم
آمریکا شبکه فروش گاز مایع ایران را تحریم کرد
آمریکا برای بازیکنان تیم ملی ایران ویزا صادر کرد
انفجار پهپاد دریایی در سواحل رومانی؛ نگرانی ناتو افزایش یافت
آمریکا یک ابرنفتکش ایران را در اقیانوس هند توقیف کرد
رئیسجمهور لبنان: ایران از کشور ما به عنوان اهرم چانهزنی با آمریکا استفاده میکند
گروسی: بازگشت آژانس برای بررسی مواد هستهای ایران شرط اساسی است
کشتیهای حامل شهروندان آذربایجانی مورد اصابت قرار گرفتند
دهیاری روستای قولونجو اورمیه اسامی تورکی تاریخی روستا را احیا کرد
بازداشت یک شهروند آذربایجانی به ظنِ افشای دیدار ناجی شریفی زیندشتی با مدیرعامل سازمان منطقهی آزاد ماکو
ارتش تورکیه نخستین محموله موشک بالستیک مافوق صوت «İHA-230» را تحویل گرفت
آراز امانی نادارلی جهت تحمل دوران محکومیت به زندان تبریز منتقل شد
در پی حمله پهپادی و وقوع انفجار در پایانه «مینا الفحل» عمان، بارگیری نفت آن متوقف شد
ترامپ: بر ایران غلبه میکنیم، یا با توافق یا با عملیات نظامی
فرصت ژئوپلیتیک؛ افزایش اهمیت آذربایجان در سایه بسته شدن تنگه هرمز و جنگ روسیه و اوکراین
زلنسکی به پوتین نامه نوشت
پیامرسان دولتی روسیه از فروشگاه اپل حذف شد
حزبالله: توافق لبنان و اسرائیل را قبول نداریم
حملات اسرائیل به جنوب لبنان پس از توافق آتشبس!
۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم ایران کجاست؟ آژانس از تهران پاسخ فوری خواست
عراقچی: هنگام کشته شدن علی خامنهای در دفترش بودم
روبیو: چین و روسیه نیز با هستهای شدن ایران مخالفاند
پیشنهاد اتحادیه اروپا برای مینروبی تنگه هرمز به رهبری فرانسه
مصاحبه وب سایت «آرازنیوز» با «علیرضا فرشی» از فعالان ملی آذربایجان
«علیرضا فرشی» و همسرش «سیما دیدار» که با حکم دادگاه انقلاب اسلامی ایران و به خاطر فعالیتهای ملی (مدنی و سیاسی) خویش در زمینه احقاق حقوق ملی ملت تورک آذربایجان به یکسال حبس تعزیری محکوم گردیدهاند، به خاطر فرزند پاسدار شهید بودن ایشان با تخفیف به شش ماه حبس تعزیری در دادگاه تجدید نظر محکوم شدهاند و هم اکنون در مجموع به قید وثیقه 120 میلیون تومانی در آزادی موقت به سر میبرند. سایت «آراز نیوز» مصاحبه با این عضو هیأت علمی اخراجی دانشگاه آزاد اسلامی را تقدیم مراجعین محترم وب سایت مینماید.
آرازنیوز: با عرض سلام و آرزوی موفقیت روزافزون خدمت جنابعالی و همسر محترمتان، لطفاً بفرمایید ماجرای دستگیری شما و همسرتان چگونه آغاز شد؟ و شما به چه اتهامی دستگیر شدید؟
علیرضا فرشی:
با عرض سلام خدمت جنابعالی و همکاران محترمتان در سابت وزین آرازنیوز، پیشاپیش، به خاطر ترتیب دادن این مصاحبه از مدیریت محترم سایت تشکر میکنم.
به منظور آشنایی با علت اصلی بازداشتم لازم است یک بیوگرافی مختصر از فعالیتهای ملی و پیشینه دستگیری خودم خدمتتان عرض کنم. همانطور که خود مستحضرید من فعالیت ملی خودم رو از اوان ورود به دانشگاه صنعتی شریف و بعد از آشنایی با خواستههای برحق دانشجویان حقطلب و هویتطلب آذربایجانی آن دانشگاه با برگزاری مراسمهای شبشعر و بزرگداشت شخصیتهای ملی آذربایجانی و ... شروع کردم. بعد از فارغ التحصیلی از آن دانشگاه و قبولی از دانشگاه تهران فعالیتهای ملی من با جدیت بیشتری با مشارکت فعالان منسوب به حرکت ملی آذربایجان در دانشگاه تهران که فضای بازتر و البته سیاسیتری نسبت به دانشگاه شریف داشت ادامه یافت که نهایتاً منجر به اولین دستگیریم بعلت اعتراض به مراسم تحقیرمدار لمپن ماهیصفت در سینما فردوسی شد. در این مراسم من و چند نفر دیگر از دانشجویان دانشگاه تهران به صورت خودجوش بیانیههایی را در اعتراض به این مراسمهای توهینآمیز در بین تماشاگران پخش میکردیم. بازداشت بیش از یک هفته طول نکشید، و با کفالت دانشگاه تهران و دوندگیها و زحمات دوستان فعال همگی آزاد شدیم. دومین دستگیریم نیز به همراه چند فعال ملی دیگر حرکت ملی آذربایجان و البته چند رهگذر از همه چیز بیخبر در پنج اردیبهشت سال 1383 (24 آوریل) و بعد از حضورم در روبروی پارک مریم تهران به دعوت فعالان ملی و نشریه «یول» که من از اعضای هیأت تحریریه آن بودم و بعلت اعتراض به ناحقگوییهای ارامنه داشناکسیونی افراطی بر علیه تورکهای آذربایجانی و ادعای نسلکشی کذایی آنها اتفاق افتاد. اینبار نیز بعلت کافی نبودن ضخامت پرونده بیش از یک هفته بازداشت نشدم و برای فعالیت بیشتر آزاد گشتم. نهایتاً، بعد از اتمام تحصیلاتم در دانشگاه تهران عمر فعالیتیم در تهران نیز به اتمام رسید و راهی تبریز قهرمان شدم. ورودم به تبریز مصادف شد با عضویتم در هیأت علمی دانشگاه غیرانتفاعی سراج به ریاست «صادق ملکی آوارسین» که هم اکنون ریاست دانشگاه آزاد اسلامی تبریز را بر عهده دارند که پس از گذشت حدود نه ماه از صدور حکم داخلی استخدامم نامهای به منظور مصاحبه در آدرس «سازمان سنجش» واقع در خیابان کریم خان زند تهران به من از طرف ایشان داده شد. نامهای عجیب و محل مصاحبهای عجیبتر که هیچ ربطی به مصاحبه علمی اعضاء هیأت علمی وزات علوم نمیتوانست داشته باشد. بعد از حضورم در محل مصاحبه واقع در «سازمان سنجش» فردی به نام «امیری» که خود را از نیروهای اداره اطلاعات تهران معرفی میکرد به منظور اتمام حجت با من که «اگر با ما باشی همه چیز خواهی داشت، و اگر نه بیچاره خواهی شد» شروع به سخنرانی و توجیه من کرد. من هم نهایتاً، "همه چیز من فدای آذربایجان است و عطای این کار را به لقایش بخشیدم" گفته و بعد از حدود دو ماه و مشاهده رفتارهای زشت رئیس دانشگاه و شرایط بد همکاری با آن دانشگاه و بعد از حضور دومم در اداره اطلاعات تهران در اوایل شهریورماه 1386و با انزجار از تهدیدها و تطمیعهای آنها نهایتاً اواخر شهریورماه 1386 با خواست خودم «اخراج شدم»! بعد از مدت یکسال حق التدریس در دانشگاههای تبریز و دانشگاه آزاد اسلامی جلفا و هادیشهر و ... اوایل مهرماه سال 1387 و بعد از کسب نمره قبولی «مصاحبه علمی» در سازمان مرکزی دانشگاه آزاد واقع در تهران به عضویت هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی جلفا درآمدم. بعد از مدتی بازهم زنگ موبایلم که نام «Withheld» مخصوص اداره اطلاعات بر آن نقش بسته بود شروع شد و آنها دائماً از من میخواستند که جهت ارائه توضیحات به دفتر تبریز آنها مراجعه کنم. با نوشتن مقالهای اینترنتی با عنوان «آیا غرب وحشی میخواهد مرا نسبت به نظام جمهوری اسلامی بدبین کند؟!» که به تقبیح تماسهای مکرر آنها پرداخته بود، این تماسها قطع شد که نهایتاً اواخر اردیبهشت ماه سال 1387 سه نفر از نیروهای اداره اطلاعات تبریز به همراه یک نفر از نیروهای اداره اطلاعات جلفا به دانشگاه جلفا آمده، و با هماهنگیهای معاون مالی و اداری ریاست دانشگاه آزاد اسلامی جلفا مرا به اتاق ایشان دعوت کردند و شروع به تهدید و تطمیع مجدد که اگر با ما باشی فرماندار و استاندار و ... خواهی شد و اگر نه بیچاره!!! که باز جواب سرد مرا شنیدند. آنها از من میخواستند که در اداره اطلاعات تبریز حضور پیدا کنم و به برخی سؤالهای آنها پاسخ دهم که جواب من هم: "بدون حکم جلب دادگاه حاضر به حضور در آن محل ناراحتکننده نیستم و حاضرم در محیط باز و آزاد تبریز و یا دانشگاه به سؤالاتتان پاسخ گویم" بود. این ملاقات مربوط به یک هفته قبل از اول خرداد 1388 و بازداشت 96 روزه متعاقب آن بود. ملاقاتی که نهایتاً باعث آگاهیم از امکانپذیر نبودن ادامه فعالیتم به عنوان عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی جلفا بعلت نظر ناموافق اداره اطلاعات آذربایجان شرقی و ناممکن بودن جواب مثبت گزینش آن دانشگاه و ... شده و منجر به تصمیم قطعیام در حضور فعال و جنجالی «اول خرداد 1388» و فریادهای مشهور «تورک دیلینده مدرسه» شد. تصمیمی آگاهانه و البته هزینهدار که چندین هدف اساسی را برآورده میساخت:
1- تأکیدی محکم و مجدد بر یکی از خواستهها و حقوق مهم ملی آذربایجانیها و رسانهای کردن آن
2- ارضای خواسته «عدم حضورم بدون حکم جلب در اداره اطلاعات تبریز» برای جلوگیری از ایجاد شائبهها و شایعههای روابط مخفیانه و همکارانه با آنها بر ضد منافع ملی ملت آذربایجان
3- خداحافظی شرافتمندانه از محیط دانشگاهی و مشاغل دولتی و شروع دوران استقلال اقتصادی
4- آشکار کردن بیشتر ماهیت واقعی اداره اطلاعات تبریز در برخورد با حقوق ملی ملت تورک آذربایجان
5- ...
بعد از بازداشت شدنم تا چند روز نخست هیچ اتهام مشخص و قانونی بر علیه من اعلام نمیشد و با طرح ادعاهای عجیب «بمبگذار، تروریست، رهبر گروههای تروریستی، دعوت کننده به شورش، و ...» که بعداً فهمیدم از ترقههای چهارشنبه سوری کشف شده از «فردین مرادپور» 19 ساله که نهایتاً منجر به شش سال حبس تعزیری برای او و سه سال حبس تعزیری برادرش مرتضی به جرم تبانی برادرانهاش شد نشأت میگیرد. نهایتاً بعد از چند روز شروع به طرح اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «عضویت در سازمان مجاهدین خلق» کردند. اتهام اول را به خاطر فعالیتهای ملی طرح کرده بودند و اتهام دوم را به خاطر رفت و امد خانوادگی با خانم شهناز غلامی. بعلت اینکه من هیچ گونه انکاری در فعالیتهای ملی نداشتم و با سعه صدر و سینه باز از آنها دفاع میکردم و حتی آنها را به همراهی با حرکت ملی آذربایجان دعوت میکردم، اتهام دوم پررنگتر گشته و با طرح "تو با خانم شهناز غلامی در تهیه، و ارسال مطالب، گزارش، مقاله، عکس و ... از تبریز به مقصد خبرگزاری «هما» همکاری کردهای!" شروع به سیم-جیم کردنم کردند که با متلکگوییها من و«نه بابا!» گوییهای من و اینکه «اینها توهمی بیش نیست!» باعث از کوره در رفتن آنها شده و با کاغذ لوله شده به سر من کوفتند! با این کار انها خودکارم بعد از بوسه زدن بر چهار دیواری اتاق بازجویی که منجر به سکوت کامل ده روزه من شد بر زمین غلطید و از آن روز شیوههای دیگری برای تحقیر و فشار به منظور قبول اتهامات آغاز شد که بعلت عدم موفقیت آن شیوهها، راهکار «وارد شدن از در دوستی» با سخنان اغواکننده «همرزم پدر پاسدار شهیدم در جبهههای حق علیه باطل دفاع و جنگ هشتساله» و نهایتاً پیشنهاد ایشان مبنی بر «اتهامات را قبول کن و آزاد شو» کلید خورد که به جایی نرسید و باعث طرح «همسرت را نیز دستگیر خواهیم کرد» گشت. ایشان را پس از یک ماه بازداشت من در تاریخ 28 خرداد دستگیر کرده و بعد از یک ماه بازجویی و طرح اتهامات مشابه آزادش کردند. بعد از گذشت حدود نصف بازداشت همسرم و مشاهده اینکه هیچ کاری از پیش نخواهند برد، مرا از اداره اطلاعات به زندان مرکزی تبریز راهی کردند که نهایتاً بعد از حدود 54 روز گذر زندگیم در زندان مرکزی تبریز و در مجموع بعد از 96 روز بازداشت که 45 روز آن در اداره اطلاعات گذشته بود آزاد گشتم.
آرازنیوز: اخراج از هیئت علمی دانشگاه آزاد چه ضوابط قانونی دارد؟ آیا در روند اخراج شما به این ضوابط عمل شد؟
علیرضا فرشی:
اجازه دهید کمی راجع به روند همکاریم با دانشگاه آزاد اسلامی جلفا توضیح دهم. حکم داخلی عضو شدن من در هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی بعد از آمدن نامم در سی.دی. اعضای هیأت علمی دانشگاه در اول مهر سال 1387 صادر شد که متعاقب آن بعد از حضورم در مصاحبه علمی به عضویت آزمایشی هیـأت علمی درآمدم. برای عضو رسمی شدن نیاز به سه سال خدمت و تبدیل از وضعت آزمایشی به «رسمی-آزمایشی» و نهایتا «رسمی» است. بعد از حدود دو سال خدمتم در دانشگاه آزاد اسلامی جلفا که در اواخر نهمین ماه آن در اول خرداد 1388 دستگیر شدم و بعد از غیبت سه ماهه بعلت بازداشت شدنم که بخشی از آن را تعطیلات تابستان و تعطیلی دانشگاهها پوشش میداد، ریاست دانشگاه حکم «تعلیق همکاری» و قطع مستمری ماهانه را صادر کرده بود که بعلت اعتراضهای من بعد از آزادی و مشخص نبودن مجرمیت و یا تبرئه شدنم ملغی گشت و مشغول تدریس در ترم اول و دوم سال تحصیلی 1389-1388 شدم. اواخر ترم تحصیلی دوم «درخواست تبدیل از وضعیت آزمایشی به رسمی-آزمایشی» کردم که اصولاً به خاطر فرزند شهید بودم که بنا به مصوبات بودجه سال 1389 باید به شرط طی کردن مرحله گزینش از حالت آزمایشی مستقیماً به حالت رسمی تبدیل وضعیت مییافتم، نیازی به آن نبود. در اوایل خرداد، حکم دادگاه تجدید نظر صادر شد و من و همسرم را با تخفیف سهیمه شاهد (!!!) به «شش ماه حبس تعزیری» محکوم کردند که میتوانست مورد توجه «هیأت بدوی رسیدگی به تخلفات انتظامی اعضای هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی در منطقه 13 دانشگاه (آذربایجان شرقی)» قرار گیرد.
در این میان، رئیس دانشگاه از طریق معاون آموزشی و دانشجوییاش دو درخواست شکبرانگیز همیاری از من بعنوان تنها عضو هیأت علمی باسابقه گروه کامپیوتر دانشگاه کردند و سعی نمودند به صورت بچهگانه و البته مهندسی شده (که به احتمال قوی با راهنمایی نیروهای اطلاعاتی همراه بود) با اینکارشان مرا در برابر خواستههای دانشجویان قرار دهند:
1- مدیر گروه رشته کامپیوتر شدن
2- برگزاری اردوی علمی-فرهنگی-تفریحی برای دانشجویان
اولی را قبول نکردم و با دومی بدون توجه به عواقب احتمالی آن موافقت نمودم. بعد از نوشتن درخواست لازم برای برگزاری اردو، و فراهم شدن مقدمات آن با همکاری واحد فرهنگی دانشگاه صبح روز برگزاری از تبریز به مقصد جلفا حرکت کردم که همراه با دانشجویان به مقصد «کندوان» حرکت کنیم. بعد از اینکه به جلفا رسیدم، معاون آموزشی-دانشجویی دانشگاه با دیدن من "ریاست دستور داده که صلاح نیست شما در اردو شرکت کنید" گفت و من هم "چرا مستقیماً به خود من نگفتند؟!" پرسیدم و خواستار تماس با ایشان شدم که بعد از مدتی جواب "تلفن همراهشان خاموش است!" را شنیدم. دانشجویان منتظر، بعد از اینکه از موضوع خبردار شدند تحصن کرده و از رفتن امتناع میکردند که نهایتاً با دیدن وضعیت بلاتکلیفیشان از آنها خواستم که راهی شوند و من خودم با هزینه شخصی خودم به «کندوان» خواهم آمد. این موضوع یکی از مسائلی شد که ریاست دانشگاه زیر سؤال رفت و بعد از تشکیل جلسهای با حضور رئیس دانشگاه، ایشان با تقبیح عمل معاون آموزشی-دانشجویی و اینکه "شما چرا باور کردید! مگر ممکنه که من چنین دستوری بدهم؟! آقای فرشی نورچشم ما و قهرمان ماست!!! انشاء الله به منظور تلافی مسائل پیش آمده یک اردوی مفصل با حضور آقای فرشی و من برگزار خواهیم کرد و من از شما میخواهم که اشتباه معاون آموزش-دانشجویی دانشگاه را ببخشید!" در این جلسه به چندین مورد از مسائل دانشگاه پرداخته شد که من هم با مطرح کردن اینکه "اخیراً شایعههایی مبنی بر اخراجم از دانشگاه در اواخر ترم تحصیلی جاری بین کارمندان و دانشجویان رد و بدل میشود و برخی منبع پخش آن را ریاست دانشگاه اعلام میکنند! میخواهم بدانم آیا این شایعهها واقعیت دارند؟!" و ایشان در پاسخ گفتند که "نخیر! من تا به امروز در برابر فشارهای وارد مقاومت کرده و از این به بعد نیز مقاومت خواهم کرد و نظر مثبتی نسبت به همکاری شما با دانشگاه دارم و شما را جزء قهرمانان و فرزندان این نظام میدانم و ...."!
موضوع دیگری که در رابطه با دانشگاه اتفاق افتاد حضور حدود صد نفر از دانشآموزان استان آذربایجان غربی (ماکو) در دانشگاه بود که معاون آموزشی-دانشجویی دانشگاه از من خواستند که گروه کامپیوتر دانشگاه را برای آنها معرفی کنم. من هم با توجه به خواسته ایشان حدود یک ربع با زبان تورکی آذربایجانی به معرفی گروه کامپیوتر پرداختم. بعدها فهمیدم که گزارش این مورد با عنوان «سخنرانی پان تورکیستی» و و گزارش مورد قبلی با عنوان «برهم زدن جو دانشگاه» و چندین گزارش دیگر به بازرسی منطقه 13 دانشگاه آزاد اسلامی وافع در تبریز از طرف ریاست دانشگاه ارسال شده است و همه اینها به منظور زمینهسازی قطع همکاری با من در حال صورتپذیری است. نهایتاً اوایل مرداد ماه و بعد از پرداخته شدن مستمری تیرماه، حکمی از طرف ریاست دانشگاه و به پیرو حکم صادر شده از طرف منطقه 13 دانشگاه آزاد اسلامی صادر گردید مبنی بر «تعلیق همکاری بعلت بازداشت و حکم حبس یکساله تعزیری تا زمان صدور حکم تجدید نظر» که البته این حکم تجدید نظر دو ماه پیش مشخص گشته بود. ریاست دانشگاه با طرح این موضوع که "من در این تصمیم هیچ دخالتی نداشتم و منطقه 13 مسئول آن است" از خود سلب مسئولیت کردند، اما، بعد از پیگیریهای من مشخص شد که ریاست دانشگاه چنین تقاضایی از ریاست منطقه 13 کردهاند و آنها بلامانع بودن آن را اظهار نمودهاند.
اما، جواب سؤال شما!
همانطور که مستحضرید اعضای هیأت علمی دانشگاه آزاد همچون سایر اعضای هیأت علمی از قوانین مصوب وزارت علوم تبعیت میکنند. در قانون «رسیدگی به تخلفات انتظامی اعضای هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی» که با امضای ریاست دانشگاه آزاد اسلامی، جناب دکتر جاسبی تصویب گشته است، تخلفات انتظامی اعضای هیأت علمی باید در «هیأت بدوی» دانشگاه و در صورت نبود آن در «هیأت بدوی منطقه» رسیدگی شوند. با اینحال، ریاست دانشگاه در تصمیم «تعلیق همکاری» با عضو هیأت علمی و به شرط تأیید ریاست منطقه دانشگاهی و تصویب «ریاست عالی دانشگاه آزاد اسلامی» مخیر هستند. اما، تعلیق همکاری انجام گرفته بدون هماهنگی و تصویب ریاست عالی دانشگاه آزاد اسلامی و بدون ثبت در پرونده مرکزی واقع در ریاست سازمان دانشگاه آزاد اسلامی انجام گرفته بود که باعث طرح دعوی و شکایت من از ریاست دانشگاه به محضر «جناب دکتر جاسبی» شد که البته تا به امروز جواب مشخصی و معینی از آنها نگرفتهام. بعد از حدود یک ماه از تعلیق همکاری، حکم دیگری در «قطع همکاری بعلت رد گزینش» به من ابلاغ گشت که باز روند قانونی در آن طی نشده بود. چرا که من در اوان ورود به دانشگاه از سد گزینش عبور کرده بودم و مرجع رسیدگی به تخلفات انتظامی اعضای هیأت علمی که البته مورد من ربط داخلی به دانشگاه آزاد نداشت هیأتهای بدوی رسیدگی به تخلفات انتظامی بودند نه گزینش! لذا، بار دیگر طی نامهای که به محضر «دکتر جاسبی» نوشتم از ایشان به خاطر بیقانویها و قانونگریزیهای دانشگاه شکایت کردم که باز جواب مشخص و معینی دریافت نکردهام و با سکوت معنیدار ریاست عالی دانشگاه آزاد اسلامی مواجه گشتهام. ریاست عالی دانشگاه آزاد اسلامی که در دوران انتخابات جزء حامیان «میرحسین موسوی» به حساب میآمد و در مظان اتهام «سبزی بودن» بود و شاید مورد من نشانهای از عدم همراهی آنها با حقوق برحق فعالان ملی آذربایجان و همراهی آنها با نیروهای سیاهاندیش در سرکوب حرکت ملی آذربایجان باشد.
آرازنیوز: شما در نامه ای به رهبر جمهوری اسلامی ایران به این فشارها اشاره کرده اید. آیا امیدی هست که به نامه رسیدگی شود یا اساسا هدف دیگری از نوشتن این نامه دارید؟
علیرضا فرشی:
نامههایی که به رهبر نظام جمهوری اسلامی ایران نوشته میشود اصولاً براساس یکسری اهداف خاص همچون زیر است:
- روشنگری به مردم
- اتمام حجت با مسئولین و شاهد قرار دادن ایشان در فردای روز قیامت و سلب بهانه «عدم آگاهی»
- تسهیل قانونی در اظهار بیان مواردی که براحتی نمیتوان آنها را اظهار نمود
- استمداد از فرماندهی کل قوا در رسیدگی به تخلفات قوه قضائیه، مجریه، مقننه، صدا و سیما و ...
- ...
مطمئناً در نامههایی که من به خدمت ایشان نوشتهام همه این موارد و اهداف مد نظر بوده و است. مستحضرید که هیچ تصمیمی در نظام جمهوری اسلامی گرفته نمیشود مگر با تأیید ایشان و البته بسیاری از موارد هستند که تنها ایشان امکان صدور فرمان اجرایی دارند. نامههایی که من به ایشان نوشتهام هیچکدام در حوزه منافع شخصی قرار نمیگیرند و مربوط به منافع ملی ملت آذربایجان و حق «تحصیل به زبان مادری»، «استقلال اقتصادی اذربایجان»، «استقلال فرهنگی آذربایجان»، «استقلال آموزشی آذربایجان»، «تشکیل مجالس شورای اسلامی ملی منطقهای»، «چاپ اسکناس به زبان تورکی آذربایجانی منقش به شخصیتهای ملی آذربایجان»، «اعاده نام مقدس آذربایجان به استانهای آذربایجانی همدان، قزوین، زنجان، و ... که توسط رژیم منحوس پهلوی و ایادی آن حذف گردیده است»، و نهایتاً «تلاش برای اتحاد دو سوی رود آراز» است. حقوقی که امکان قانونی مناسب برای اجرای آنها در «قانون اساسی جمهوری اسلامی» وجود ندارند و تنها راه چاره اجرایی شدن آنها در تصمیمهای انقلابی است که رهبر انقلابی نظام جمهوری اسلامی قادر به صدور فرامین مربوط به آنهاست.
البته، مستحضرید که تا به حال به رغم گذشت بیش از سه سال از نامه اول من به ایشان، و گذشت حدود یک سال از طلب استمداد از ایشان در پروندههای قضایی مفتوحه علیه فعالان حرکت ملی آذربایجان هنوز هیچ جوابی از ایشان دریافت ننمودهام و البته هنوز امیدوار به پاسخگویی ایشان هستم.
آرازنیوز: دلیل دستگیری و محکومیت همسرتان چیست؟ آیا اتهاماتی که به ایشان وارد شده در ارتباط با پرونده شماست؟
علیرضا فرشی:
در اتهاماتی که علیه همسرم ایراد شده هیچ گونه اتهامی که متمایز با اتهامات من باشد وجود ندارد و در حقیقت ایشان قربانی همسر بودن با من شدهاند. در قوانین حقوقی نظام جمهوری اسلامی زن نصف مرد محسوب میگردد و شهادت و گواهیدادن یک مرد با شهادت دو زن برابری میکند. اما، متأسفانه حتی با اینکه اتهامات علیه همسرم وارد نیست، و ایشان همچون من فعالیت پررنگ ملی نداشتهاند با ایراد اتهام دوستی خانوادگی با خانم شهناز غلامی و رفت و آمد ایشان به منزل مشترک ما دقیقاً اتهاماتی برابر با اتهامات بنده بدون مشخص شدن نقش ایشان وارد شده و منجر به صدور جزا و کیفر یکسان با من گردیده است. بعبارتی با اینکه ایشان در حقوق نصف من مرد محسوب میگردند، اما، در جزا برابر با من مرد به حساب آمدهاند.
همچنین لازم به ذکر است که نیروهای اطلاعاتی و نیز نیروهای وابسته به آنها در بدنه قوه قضائیه و دادگستریهای استان و خصوصاً دادگاههای انقلاب با تأکید بر اینکه آنها بر اساس اعترافات و شهادتهای خانم شهناز غلامی (یک خانم!) و گزارش اداره اطلاعات و ضابطین قضایی آن به صدور رأی پرداختهاند، اتهامات مورد نظر را بر علیه من و همسرم وارد کردهاند. بعبارتی شهادت یک خانم بر علیه ما که البته من و همسرم در وجود چنین شهادت و اعترافاتی شک داریم، بعنوان سند مورد استفاده قرار گرفته است که خود خلاف نص قانون است. از طرف دیگر، خانم غلامی با وثیقه 20 میلیون تومانی آزاد گشتهاند که خلاف ادعای «عضو مجاهدین خلق» بودن ایشان است و اگر واقعاً ایشان «عضو سازمان مجاهدین خلق» بودند، آزادی ایشان و صدور وثیقه ناچیز 20 میلیون تومانی ممکن نبود. در نظر بگیرید که مرا با وثیقه 70 میلیون تومانی و همسرم را با وثیقه 50 میلیون تومانی و در مجموع هر دوی ما را با وثیقه 120 میلیون تومانی برای یک اتهام واهی و غیر قابل اثبات و غیرمستدل و غیرمستند آزاد کردهاند!
آرازنیوز: بابت وقتی که در اختیارمان قرار دادید از شما متشکریم.
علیرضا فرشی: من هم از شما متشکرم.
عراقچی: هنگام کشته شدن علی خامنهای در دفترش بودم
برگزاری «سه روز مراسم بدرقه و تشییع جنازه» علی خامنهای
رسانههای خارجی از استعفای رئیسجمهور ایران خبر دادند
آیا شهردار نیویورک به دروغ خود را فعال حقوق بشر میخواند؟- احمد اوبالی
گزارش آمریکایی: تفلیس به بستر فعالیتهای تروریستی ایران تبدیل شده است
دادگاهی در ایران: زن نمیتواند مالک موتور باشد!
ترامپ ایران را با پرچم آمریکا به اشتراک گذاشت
سپاه قدس قصد حمله به یهودیان در آلمان را داشت
ترامپ: ذخایر اورانیوم ایران را نابود میکنیم
مجتبی خامنهای با انتقال ذخایر اورانیوم به خارج از ایران مخالفت کرده است
مجتبی خامنهای برای زنده مانده از الگوی بنلادن استفاده میکند
مقامات ایرانی: مجتبی خامنهای قطع عضوی ندارد!
امارات: پهپادهای حملهکننده به نیروگاه هستهای از عراق بودند
اسرائیل آماده جنگ با ایران میشود
ترامپ: ایران میداند بهزودی چه اتفاقی خواهد افتاد
یوروپل به شبکه تبلیغاتی سپاه ضربه زد
آکسیوس: مذاکرات ممکن است با بمب ادامه یابد
سیانان: پنتاگون برای جنگ آماده است
پاکستان جنگنده و ۸ هزار نظامی به عربستان فرستاد
حمله به نیروگاه هستهای امارات
جمعآوری کمک در تبریز برای مرمت آثار تاریخی اصفهان
پزشکیان به شایعات استعفا واکنش نشان داد
مکزیک هم به تیم ملی ایران ویزا نداد
رسانههای خارجی از استعفای رئیسجمهور ایران خبر دادند
پولوشرت رئیسجمهور ایران در جلسه رسمی جنجالساز شد
پژوهشگر و فعال فرهنگی آذربایجان جنوبی درگذشت
تیم تراختور در یک قدمی بزرگترین رقابت آسیا
تأکید لندن بر جایگاه راهبردی جمهوری آذربایجان
پنج روز انتظار؛ پایان تلخ برای سلنای کوچک در اردبیل
ایران این موشکها را به ارمنستان داده است
درگیری مسلحانه در آذربایجانغربی دو کشته برجا گذاشت
توافقهای میلیاردی میان باکو و واشنگتن
قتل و خودکشی در دانشگاه علوم پزشکی قزوین
ایران دهها ورودی پایگاه موشکی زیرزمینی را بازگشایی کرد
ترامپ راهی آنکارا میشود
الیاس بهرامپور «لاچین» شاعر و پژوهشگر برجسته تورک قشقایی درگذشت
عکاس این صحنه اعتراضی به ۱۰ سال زندان محکوم شد
فعالین حرکت ملی آذربایجان از حضور در دادگاه تهران امتناع کردند