آخرین خبرها

نامه «علیرضا فرشی» به «رئیس سازمان ملی جوانان»

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
نامه «علیرضا فرشی» به «رئیس سازمان ملی جوانان»

Gunaz.tv

نامه «علیرضا فرشی» به «رئیس سازمان ملی جوانان»

 

جناب آقای مهرداد بذرباش معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان ملی جوانان

 

 با عرض سلام و خسته نباشید؛ امیدوارم که هنوز مرا به خاطر داشته باشید. مطمئناً با آن هوش و ذکاوتی که شما را به جایگاه معاونت ریاست جمهوری کشور رسانده حتماً مرا نیز به خاطر خواهید داشت. آن روزهایی که در دانشگاه صنعتی شریف گرد پاک و عطرآگین اتاق های بسیج، نهاد رهبری، هیأت چهارده معصوم (ع) و هیأت الزهرا (س) را سرمه چشمانمان می کردیم و به عشق خدمت و با روحیه ای عاشقانه به فردایی بهتر می اندیشیدیم را حتماً به خاطر خواهید آورد. در فکر اینم که چه سرنوشتی شما را به آن مقام رسانده و مرا فدایی ملت آذربایجان کرد. شاید بگویی "خاک تو سرت پسر! چرا خودتو به این روز انداختی؟!

چرا به شانست پشت پا زدی و خودتو اسیر کردی؟!". ناراحت نمی شوم، سؤال بجایی است: چرا به جای پیشرفت و ترقی، پسروی و پس افتادگی را انتخاب کردی؟! – می توانی بیرسی! البته، خود بهتر می دانی که مثل همیشه جواب های مفصل و قانع کننده ای برای انتخاب خویش دارم و باز بهتر از من می دانی که برای یک وطن دوست پیشرفت و ترفی ملتش بسیار مهمتر از آن پیشرفت و ترقی است که برای خودش و به هزینه عقب ماندگی ملتش حاصل شود. پیشرفت و ترفی من در صورتی ارزشمند است که در راستای پیشرفت و ترقی وطنم قرار گیرد و نه لزوماً بالعکس! P آنگاه Q در این رابطه برقرار است و عکس آن لزوماً نه! یعنی گاهی پیشرفت و ترقی وطن لزوماً به معنای پیشرفت و ترقی وطن دوست نیست و ممکن است حتی باعث به خطر افتادن جان وطن­دوست هم شود. اما، بگذریم! واقعیت این است که تو چنان شدی و من چنین و واقعاً بی خیال حقیقت! حقیقتاً جواب تو چه شده ای و من چه شده ام را به پیرمرد زمان بسپاریم بهتر است.

قصدم از نوشتن این عریضه مشخصاً یادآوری خاطرات دوران دانشگاه نیست. عرضی داشتم خدمت جناب آقای احمدی نژاد که شما را نزدیکترینم به ریاست محترم جمهور یافتم و خواستم درد دلی و در حقیقت خواهشی از شما داشته باشم. جناب آقای احمدی نژاد؛ رئیس جمهور محترم و رئیس دولت نهم نظام جمهوری اسلامی ایران در سفری که در روزهای قبل از انتخابات 1388 که مصادف با زندانی شدن من به خاطر شعار «تورک دیلینده مدرسه» (تحصیل به زبان مادری) بود به تبریز داشتند، فرموده بودند: "در بحث آموزش، آن زبانی که باید حذف شود زبان انگلیسی است که زبانی بیگانه است نه زبان تورکی که یکی از زبان های کشور ماست". از شما خواهش می کنم که این سخنشان را به ایشان یادآوری کنید و بگویید که یکی از فرزندان انقلاب و فرزند پاسدار شهید بهمن فرشی به خاطر خواسته فوق به شش ماه حبس تعزیری محکوم گردیده و از عضویت در هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بین المللی جلفا اخراج شده و همسرش نیز به شش ماه حبس تعزیری محکوم است و به خاطر ثبت سوء پیشینه در پرونده اش امکان هر گونه شغل رسمی و دولتی و امکان کسب هر گونه مجوز و پروانه کسب و حتی اخد برخی از وام های بانکی را از دست داده و بسیاری از امتیازات اجتماعیش نیز به خطر افتاده است. به او بگویید که چرا دادن شعار انتخاباتی «تحصیل به زبان مادری» برای ایشان سوء پیشینه محسوب نمی گردد ولی با فرزند این ملت چنین برخورد می شود و به خاطر آن شعار از همه امتیازات تابعیت کشور محروم کرده و گویی شناسنامه اش را باطل می کنند!!! از ایشان بخواهید که به جای نمایش استوانه حقوق بشر کوروش کمی هم به فکر حقوق ملی ملت من باشند و به ایشان بگویید که حقوق بشر آرشیو شده  و گرد و خاک گرفته ای که همچون اصول 15، 19، 24 و ... قانون اساسی کشورمان اجرا نگردد پشیزی ارزش ندارد. مهرداد عزیر! یادآورش باش که من به خاطر آنچه بر سرم آورده اند و خواهند آورد به اندازه سر سوزنی هم ناراحت و نگران نیستم و اگر خواهشی دارم فقط برای سربلند زیستن و رشد و ترقی و پیشرفت ملت تورک آذربایجانم است. من و هزاران همچون من فدای یک وجب خاک آذربایجانیم و به قول بزرگمردمان: "مادرها هزاران فرزند می­زایند، اما، هزاران مادر یک وجب خاک هم نخواهند زایید!" جان و جسم ما فدای خاک پاک آذربایجان باد.

 

با تشکر و احترام

علیرضا فرشی دیزج یکان

فرزند پاسدار شهید بهمن فرشی دیزج یکان

فارغ التحصیل کارشناسی کامپیوتر از دانشگاه صنعتی شریف

فارغ التحصیل کارشناسی ارشد کامپیوتر از دانشکده فنی دانشگاه تهران

عضو هیأت علمی اخراجی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بین المللی جلفا

 

اخبار منتخب

Most Read