آخرین خبرها

تیم پرهوادار تراکتور در خطر اضمحلال

۱۴۰۰.۰۷.۲۸, ۰۷:۳۶
تیم پرهوادار تراکتور در خطر اضمحلال

Gunaz.tv

یادداشتی بر اتفاقات اخیر پیرامون باشگاه تراکتورسازی

تیم پرهوادار تراکتور در خطر اضمحلال

 

 

 

دوستان، همراهان و هواداران ارجمند!

 

در طی چند روز گذشته، سایت هواداران افزون بر محکوم نمودن اقدام خصمانه و از پیش برنامه ریزی شده ی بدخواهان جهت اضمحلال تیم پرهوادار تراکتور مطلب جدیدی در سایت منتشر ننمود. عدم انتشار مطلب جدید در سایت به مفهوم بی خبری ما از اوضاع و اتفاقات پیرامون تیم نبود بلکه ما هم بمانند شما عاشقان تیم به دقت رویدادهای حادث شونده را زیر نظر گرفته و سمت و سوی جریانات را نظاره گر بودیم.  امروز میخواهیم گپی دوستانه و خودمانی با هواداران عزیز داشته و فارغ از ژست هایی که معمولاً در پشت نوشته های مختلف قرار دارد مواردی را به زبان ساده با هواداران در میان بگذاریم. رسالت ما ایجاب می نماید که قبل از وقوع حوادث آن را با هواداران عاشق تیم محبوب خود در میان بگذاریم و به همین خاطر سایت هواداران از مدتها قبل هشدارهای لازم را به هواداران داده و مقالات و نوشته های مختلفی را در سایت انتشار داده بود تا با هوشیاری هواداران نقشه های دشمنان خنثی گشته تا در دام فرصت طلبانی که مترصد کوچکترین فرصتی جهت به اجرا درآوردن نیات پلید خود می باشند گرفتار نگردیم. بواسطه ی ارتباطاتی که داریم از مدتها قبل می دانستیم که اتفاقات نگران کننده ای در باشگاه در حال وقوع است. خبرهای نگران کننده ای از باشگاه به دستمان می رسید ولی ملاحظه ی برخی موارد حساسیت برانگیز مانع از آن میشد که هواداران را نگران نماییم. ما میدانستیم که قبل از اتمام فصل پروژه ی برکناری شفق درست قبل از بازی با ابومسلم کلید خورده و پس از اتمام آن نیز مهاجمان با بهانه قرار دادن مسائل و معضلات مالی باشگاه و سوء استفاده از خواسته ی هواداران جهت بسته شدن تیم برای قهرمانی، پیکره ی این باشگاه پرطرفدار را آماج حملات خود قرار داده بودند که در این رابطه سایت هواداران بارها به این اشخاص و گروهها هشدار داده و آنان را از پشت خنجر زدن بر تراکتور و هواداران دهها میلیونی آن برحذر داشته بود ولی آن اتفاقی که نباید می افتاد افتاد و شفق محبوب و مردمی که در گوشه ی رینگ تنها یافته شده بود از تراکتور فراری داده شد تا سناریونویسان مجال گسترده تری برای جولان دادن بدست بیاورند که اینچنین نیز شد که ادامه ی این نوشتار به این موضوع بیشتر خواهد پرداخت.

 

به جمشید خطیبی تبریک نمی گوییم!

 

9 سال پیش در شرایطی که تراکتور در گرداب لیگ دسته اول ایران اسیر بود برخی اشخاص دلسوز مجموعه ی کارخانه ی تراکتورسازی از قبیل مهندس زمانلو پای شفق را به باشگاه تراکتورسازی کشاندند و وی با مدیریت مطلوب خود و سختی های زیادی که در راه صعود تراکتورسازی به لیگ برتر متحمل شد با همراهی فراز کمالوند و هواداران پرشور تیم توانست این تیم را از باتلاق لیگ یک بیرون کشانده و آن را به پدیده ی بلامنازع و ستاره ی درخشان لیگ برتر تبدیل نماید. حضور پر تب و تاب تراکتورسازی در لیگ برتر و استقبال دهها میلیونی آذربایجانیان و جامعه ی عظیم تورک ایران از آن سبب ناخشنودی "دوستان تاریکی" و "دشمنان روشنایی" گشت و آنان را به اندیشه ی مهار این پدیده ی جوان و یکه تاز که با سرعتی مهارناشدنی "تورک تازی" می نمود واداشت و آنان تلاش نمودند تا به هر طریق ممکن افسار آن را کشیده و تحت کنترل خود در بیاورند و با خروج اجباری شفق از باشگاه و در شرایطی که افراد متعددی خود را از پیش جایگزین وی نموده و در اوهام خود بر تخت وی جلوس نموده بودند به فاصله ی دو روز جمشید خطیبی را بر جایگاه وی نشاندند. به دلیل اختلاط عمیق مسائل سیاسی-اجتماعی با ساختار تیم پرهوادار تراکتور، بر عهده گرفتن پست مدیرعاملی تیمی مثل تراکتور حتی بر یک فرد کاملاً مستقل و مردمی نیز مشکل است و به قولی "گاو نر میخواهد و مرد کهن" و در چنین حالتی تکلیف افرادی که با توافقات پشت پرده از طرف نهادهای بخصوص به این پست خطیر گزینش می گردند کاملاً مشخص است. حقیقت آنست که جامه ی مدیر عاملی تراکتور بر تن افرادی مثل خطیبی که بدون هیچگونه کارنامه ی چشمگیر مدیریت در عرصه ی باشگاه گردانی ملی به این پست گنجانده شده است خیلی گشاد است و انتخاب چنین اشخاصی از طرف بازیگران بیرون از مجموعه ی باشگاه نیز موضوع را کاملاً بغرنج می نماید. این گفته به این مفهوم نیست که ما موافق موفقیت خطیبی در باشگاه نباشیم بلکه بخوبی می دانیم که اشخاصی مانند خطیبی به راحتی می توانند توسط گرگهای گرسنه ی لیگ برتر مانند تکه لقمه ای بالا انداخته شوند و مسائلی هم که تراکتور در یک فصل حضورش در لیگ برتر تجربه نمود کاملاً مؤید آنست که فردی که مدیریت عاملی باشگاه پرهواداری مثل تراکتور را بعهده می گیرد باید "ظرفیت، کشش، جامعیت، توان و ثبات مدیریتی" لازم را داشته تا بتواند تیم تحت مدیریت خود را از گذرگاههای صعب العبور و از میان بحرانها عبور داده و به سلامت به مقصد برساند و گرنه نام مدیرعامل بر روی هر کسی میتواند نهاده شود ولی این کجا و آن کجا؟ البته ناگفته نماند که ما معتقد نیستیم که شفق تنها فرد واجد شرایط برای مدیرعاملی باشگاه تراکتورسازی بود و هیچ کسی بغیر از وی نمی تواند این باشگاه را اداره نماید و تا ابد نیز وی باید بر پست مدیرعاملی این تیم تکیه می زد بلکه به دلیل شناختی که از مسائل پیرامون این باشگاه پرهوادار داریم به ما اطمینان خاطر می بخشد که اشخاصی مانند خطیبی چند صباحی بیشتر نخواهند توانست در این مسئولیت خطیر دوام بیاورند و عدم ثبات مدیریتی باشگاه بتدریج آن را به سمت اضمحلال خواهد برد.

 

از دخالت سیاسیون در سرنوشت باشگاه پرهوادار تراکتورسازی شدیداً نگرانیم

 

در روز 25 خردادماه یعنی دقیقاً 10 روز پیش یکی از هواداران خبر ذیل را برای ما ارسال نموده بود:

 

"خیز یک ارگان نظامی برای مدیریت باشگاه تراکتور:

یک ارگان نظامی به دنبال در دست گرفتن اختیارات باشگاه تراکتور سازی است. شنیده می شود افرادی از این ارگان در نظر دارند باشگاه را به مالکیت خود در آورده و کنترل آن را در دست بگیرند.

وجود خیل عظیم طرفداران این تیم و همچنین مسائل سیاسی و اجتماعی حول و حوش تراختور باعث گردیده است این نهاد به فکر تصاحب تراختور باشد. زمینه های فراری دادن مدیر فعلی تراختور در حال آماده شدن است و این نهاد سعی دارد با فشارهای مستقیم و غیر مستقیم و همچنین رو در رو قرار دادن طرفداران و مدیریت فعلی وی را از ادامه کار منصرف کند"

 

در آن روزها با وجود آنکه اطلاع از التهابات پیرامون باشگاه ما را شدیداً نگران نموده بود ولی ما تصور نمی نمودیم که تغییرات کلان مدیریتی باشگاه با این شتاب و با سرعت برق و باد رخ دهد و شاید خود ما نیز به نوعی چنین اخباری را بدبینانه می پنداشتیم ولی رویدادهای پدید آمده کاملاً صحت این اخبار را تأیید نموده و حادثه ی برکناری اجباری شفق نیز هیچ شبهه ای بر ما باقی نگذاشت که دستهایی در کارند تا تراکتور را از یک تیم پرهوادار نماد هویت و زبان یک ملت به جایگاه یک تیم معمولی فوتبال تنزل دهند. اینروزها در حالی که هواداران در شوک عمیقی گرفتار آمده و شدیداً در بهت و حیرت فرو رفته اند سؤالات زیادی در اذهان آنان می چرخد مانند اینکه چرا شفق بعد از 8 سال تلخ به تراکتور آمد و چرا به یکباره از تیم فراری داده شد؟ اگر افراد دیگری در آن مقطع می توانستند گلیم تراکتور را از آب بیرون بکشند چرا سیاسیون و غیرسیاسیون دست به دامن شفق شدند؟ چرا در آن 8 سال مرارت بار حضور تراکتور در لیگ دسته ی اول که هواداران خون گریه می نمودند دایه های مهربانتر از مادر مانند "اسبقیان" مدیر کل کنونی تربیت بدنی آذربایجان شرقی، استاندار به اصطلاح ورزش دوست کنونی و مسئولان متناظر قبل از آنان بکل فراموش نموده بودند که در تبریز و آذربایجان تیمی بنام تراکتور نیز وجود دارد و برای نگهداشتنش در لیگ دسته ی اول باهم مسابقه گذاشته بودند تا نوکری خود را هر چه بیشتر بر اربابانشان به اثبات برسانند؟ و اینک چه شده است که این اشخاص به اصطلاح مدیر کاسه ی داغتر از آش گشته و حتی درخواست بسته شدن تیم برای قهرمانی و کسب جواز حضور در آسیا را طلب می نمایند؟ آیا روزگار عوض شده است و یا تقسیم گوشت قربانی هوش از سر عده ای معلوم الحال ربوده است؟ هنوز چندماهی بیشتر از به خاک سیاه نشانده شدن تیم ریشه دار ماشین سازی توسط همین تربیت بدنی و استانداریی که امروز در ظاهر برای موفقیت تراکتور سینه سپر نموده اند سپری نگشته است امیدواریم که دخالت آنان در سرنوشت تیم پرهوادار تراکتور، این تیم را نیز بمانند ماشین سازی به خوشبختی ابدی رهنمون نسازد! متأسفانه هواداران با تمام گوشت و پوست خود لمس نموده اند که پای سیاسیون به هر جایی باز شود بدبختی و رخوت هم به دنبالش شتابان می آید.

 

کمالوند هم رفتنی است

 

برخی هواداران ساده اندیشانه چنین تصور می نمایند که کمالوند شفق را از تراکتور دک نموده است تا خود همه کاره ی باشگاه باشد. در زرنگ بودن کمالوند شبهه ای وجود ندارد ولی زرنگ تر از وی هم کسانی وجود دارند که آنقدر توانایی و قدرت دارند که وی را با لب تشنه بر سر جوی برده و تشنه تر برگردانند! بلی شکی نیست که کمالوند در تراکتور اقدام به ایجاد باند مافیایی نموده است و حتی در فصل قبل با به تعطیلی کشاندن سایت اصلی هواداران و با به خدمت گماشتن مزدورانی که با ایجاد سایتی دیگر نوچگی بر وی را به حد اعلا رساندند تلاش نمود تا قدرت خود را تحکیم بخشیده و منفعت خود را تضمین نماید ولی این فقط یک روی سکه است. برکناری شفق فقط یک پرده از نمایش مضحک به انزوا کشاندن، مضمحل نمودن و از هم پاشاندن تیم محبوب ملت آذربایجان بود و پرده ی دوم این ماجرا یقیناً می تواند برکناری کمالوند باشد. کمالوند با شفق به تراکتور آمد و با وی در سطح اول فوتبال ایران خود را مطرح نمود ولی به دلیل همان روحیه ای که از جوانی، عطشش برای اشتهار و خصلت پول دوستیش نشأت می گیرد در تبریز ارتباطاتی خاص را برای خود ترتیب داد و حتی موضوع ازدواج از تبریز را رسانه ای نمود و با پایان فصل با دوری از شفق خود را بیشتر از قبل به صاحبان قدرت نزدیک نمود ولی با وجود معامله ی پشت پرده ای که بین وی و اصحاب قدرت و سیاست انجام شده است هیچ تضمینی برای ادامه ی فعالیتش وجود نخواهد داشت. به رغم آنکه کمالوند شفق را دور زده و خود را به "از وی بهتران" چسبانده است ولی وی با وارد شدن در این بازی کودکانه و خطرناک زمینه ی حذف تنها حامی خود و در اصل زمینه ی برچیده شدن خود را فراهم آورده و بدون شک در آینده همانانی که وی را بازیچه ی خود ساختند با استفاده ی مقطعی از کارت وی و تبدیلش به یک "مهره ی سوخته" وی را نیز به مانند تفاله ای بیرون خواهند انداخت. قبل از شروع فصل و با پایان آن عروسک گردانان پشت صحته تلاش نمودند که شش پرده از یک نمایش را به روی صحنه ببرند:

 

1- قبل از پایان فصل با بهانه جویی در خصوص شفاف نبودن عملکرد مالی باشگاه، تحریک مؤسساتی مانند جوانان خیر بر علیه شفق و پس از پایان آن با فراری دادن اسپانسرها و در مضیقه ی مالی قرار دادن وی تا وی ابتکار عمل هرگونه اقدام برای جذب بازیکن و تأمین سایر هزینه های باشگاه را از دست داده و خودخواسته و از خداخواسته عطای باشگاه را به لقایش ببخشد و چنین نیز شد و بلافاصله با استعفای وی صحبت از جذب بازیکن شد در حالیکه باشگاه همان باشگاه است و مشکلاتش همان مشکلات، پس به یکباره شق القمر شد که در یک شب این مشکلات رفع و رجوع گشتند و لیست بازیکنان بزرگی برای جذب بیرون آورده شد؟

 

2- رو در روی هم قرار دادن هواداران و شفق و تحریک هواداران بر شعار دادن بر علیه وی در روز جشن صعود شهرداری به لیگ برتر که با هوشیاری هواداران این ترفندشان خنثی گشت.

 

3- در مقابل هم قرار دادن تیمهای شهرداری و تراکتور که این دسیسه نیز با مدیریت شهردار تبریز و سایر اشخاص دخیل در مدیریت باشگاه شهرداری و هواداران دو تیم امکان عمل نیافت.

 

4- فراری دادن شفق از باشگاه با بهانه جویی و سوء استفاده  از خواسته ی هواداران جهت بسته شدن تیم برای قهرمانی، نشاندن یک فرد دست نشانده و بدون تجربه بر جای وی تا بخودی خود زمینه ی تضعیف تیم فراهم آید.

 

و اما این سناریوی از پیش طراحی شده با پرده های پنجم و ششم می تواند پایان پذیرد:

 

5- خارج نمودن کمالوند از باشگاه

 

6- ساقط نمودن تیم با تضعیف و فراهم آوردن زمینه ی سقوط آن به لیگ دسته ی اول و یا در بهترین و خوشبینانه ترین حالت نگهداشتن آن در رتبه های کم خطر جدول

 

در این برهه ی حساس هواداران چه باید بکنند؟

 

با توجه به آنکه هدف اصلی دشمنان تراکتور به یأس کشاندن هواداران و تزریق احساس بی تفاوتی در آنان می باشد توصیه ی سایت هواداران این است که طرفداران دهها میلیونی تیم اینبار حتی تأثیرگذارتر و مسئولانه تر از قبل در صحنه حضور داشته و دسیسه های دشمنان را بر خاک بمالند. هواداران تراکتور اکنون با تمام وجود این را درک نموده اند که اتحاد و انسجام ما رمز پیروزی ماست مبادا دشمنان، هواداران را در مقابل هم قرار دهند. ما تا زمانی که دست در دست هم داریم توانایی دفع نمودن هر نوع اقدام خصمانه و  ممانعت از هر نوع اقدام ضربه زننده به تیم محبوبمان را خواهیم داشت ولی روزی که هدف مشترکمان را فراموش نموده و توجهمان از تیم محبوبمان به خودمان معطوف گردد مصادف با مرگمان خواهد بود. ما باهم، در کنار هم و با اقتدار تمام حتی عاشقانه تر از قبل در کنار تیم محبوب خود مانده و در فصل جدید فرازی دیگر از فرهنگ هواداری را به نمایش گذاشته و باری دیگر جامعه ی فوتبال ایران را انگشت به دهان خواهیم گذاشت. "من و تو" باهم "ما" میشویم. "ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست".

 

سایت هواداران تیراختور آذربایجان

TiraxtorFans.Com

اخبار منتخب

Most Read